
کتاب پاخینی نوشتهی دوست عزیز و فرهیخته ام ملا عبدل نریمیسا نه یک داستان و نه یک روایتی تهی و خشک و نه یک قصه برای سرگرمی ست. بلکه حکایتی از رخدادهای ملموس و تکرار اندر تکراریست که گاه باید بر این رسوم فرسوده خط بطلان کشید. رسومی که در جوامع عشایری کشور گهگاه اتفاق می افتد و عروسان خون بس قربانیان خطاها و اشتباهات و یا قربانی خشم مردان طایفهی خود میشوند . در روزنامه ها خواندیم که در یکی از استانهای غربی کشور عروسی که خون بس شده بود. بر اثر آزار و اذیت خانوادهی مقتول از خانه فرار میکند و به خانه پدر میآید . خانوادهی پدر از راه دادن آن به منزل خود داری میکنند . عروس نگون بخت ناچار دست به خودسوزی می زند و ماجرا پایان می یابد. روزی که در سال ۱۳۷۱ فیلم خون بس به کارگردانی ناصر غلامرضایی و نویسندگی مرتضا مختاری و به بازیگری دوست خوبم عابدین بهاروند (براخاس) روی پرده سینما آمد ، درد ها و رنجهای کهنه زنان خون بس را نه تتها در جوامع لریاتی که در کل کشور بر ملا کرد که حواشیها و نقدهای تندی را در پی داشت. کمتر عروس خون بسی را میتوان سراغ گرفت که امروزه به راحتی از آنچه به احوالش میگذرد یا گذشته است بر زبان براند. شاید این زن به ظاهر پل ارتباط صلح و دوستی باشد ولی با چه قیمتی با قیمت ذره ذره آب شدن وجود اش مرگ قطره قطرهای انسانی را شاهدیم به نام زن توام با تحمل حرفهایی از جنس یخ و تحقیرها و سرزنشها،حتی کتککاریها و محرومیتهای بیشمار .
| فرمت محتوا | pdf |
| حجم | 1.۷۳ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 304 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | ملا عبدل نریمیسا |
| ناشر | نشر بید |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۶/۲۳ |
| قیمت ارزی | 4 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |