
به احتمال حداقل پنجاه درصد، سقف این کلبهی اجارهای ظرف بیستوچهار ساعت آینده روی سرم خراب میشود و مرا میکشد؛ چه استعارهی دقیقی برای باقی زندگیام.
برای زندگی درهموبرهمم کار زیادی از دستم برنمیآید، اما شاید بتوانم فکری به حال این سقف بکنم. یک ماه است که هر روز به صاحبخانهام، رودی، زنگ میزنم تا بیاید و تعمیرش کند. هر روز چند تکه توفالِ تازه کنار کلبه روی زمین پیدا میکنم و تقریباً مطمئنم یک روز درحالیکه روی مبل اتاق نشیمن نشستهام، از میان حفرهی سقف یکراست به ماه خیره خواهم شد.
بنابراین، از چند روز پیش تماسهایم لحن اضطراریتری به خود گرفت. طوفانی در راه است و اگر سقف بهزودی تعمیر نشود، احتمالاً از این مخمصه جان سالم به در نمیبرم. برای همین به رودی گفتم که باید هرچه سریعتر خودش را برساند. لحنم اصلاً خوشایند نبود، اما چارهای جز رک صحبت کردن نداشتم.
و حالا، بعد از دهها پیام و تماس بیپاسخ، بالاخره جناب رودی اینجاست.
کنار هم بیرون کلبه ایستادهایم. رودی با آن چشمهای آبی بیحال و افتادهاش به سقف نگاه میکند. مردی لاغراندام در اواخر دههی پنجاه زندگیاش است که به نظر میرسد روزی بیشتر از یکی دو وعده غذای جامد نمیخورد. تهریش خاکستری چانهاش را میخاراند و بعد کلاه بیسبال کهنه و خاکستریاش را، که همیشه بر سر دارد، کمی جابهجا میکند. مثل همیشه بوی تند و ناخوشایند سیگار میدهد. وقتی تازه به اینجا آمده بودم، بوی سیگار آنقدر شدید بود که داشت خفهام میکرد و یک هفته طول کشید تا از شرش خلاص شوم، با این حال، هنوز هم بوی آن روی بعضی از وسایل خانه باقی مانده است.
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 1.۳۳ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 271 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | فریدا مکفادن |
| مترجم | رفیع رفیعیصفایی |
| ناشر | خلوت |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۲/۳۰ |
| قیمت ارزی | 2 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |