
رکونکیستا داشت با دست سالمش پیشخوان را تمیز میکرد که در دودهنه چرخید و باز شد. چشمش را به خاطر روشنی بیرون تنگ کرد؛ ته دمش به دور پای مصنوعیاش پیچیده شده بود. «تعطیلیم.»
سایه در آستانهی در هیبتی باورناپذیر داشت. سایه بر الوارهای لق و کجومعوجِ کف میافتاد و میزهای کهنه و صندلیهای پخشوپلاشده را در حجم جوهرگونِ خود میبلعید.
رکونکیستا این بار با صدایی لرزان که دلیلش را نمیشد پنهان کرد، گفت: «نمیشنوی؟ گفتم تعطیلیم!»
تازهوارد کلاهش را از سر درآورد و لایهای از غبار را از رویش زدود. بعد کلاه را دوباره روی سرش گذاشت و داخل شد. حالت چهرهی رکونکیستا از ترسی بیدلیل به ترسی بادلیل تغییر کرد. «کاپیتان... نش... نشناختمتون.»
سایهای که پیش از این مهیب به نظر میرسید، به هیبت کوچک خودش درآمد؛ مضحک به نظر میرسید که تازهوارد، الهامبخش چنین دهشتی بوده باشد. کاپیتان موش درشت هیکلی محسوب میشد، اما بزرگی برای یک موش عبارتی کمابیش متناقض به حساب میآید، پس بهتر است دیگر راجع به اندازهی موش صحبتی نشود. کت بارانیاش روی بند چکمههایش کشیده میشد و لبهی پهن کلاهش زوایای تیز صورتش را میبلعید. درواقع احمقانه بود؛ تقریباً خندهدار.
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 826.۰۰ بایت |
| تعداد صفحات | 138 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | دنیل پولانسکی |
| مترجم | آرتمیس نظریدوست |
| ناشر | نارنگی |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۲/۲۷ |
| قیمت ارزی | 2 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |