
نگاهم روی صحنهی روبهروم خشک میشه. پلک نمیزنم، نفس نمیکشم، حرکتی نمیکنم. نگاهشون میکنم و از دورن فرومیریزم. این بار بدتر از همیشه، حقارتآمیزتر از همیشه، خستهتر از همیشه!
نگاهم میکنه؛ نگاهی که زیاد هم متعجب نیست. خجالتزده؟ انگار اون هم نیست. حتی شاید طلبکار و حق به جانب هم باشه.
اشکی از چشمهای بازم روی گونهم راه میگیره. میخوام چشم ببندم، حتی پلکهای نامردم هم در حقم خیانت میکنند.
- مگه نگفتی امشب نمیاد خونه؟
چشم از امید زندگیم میگیرم. انقدر خسته و دلگرفته هستم که دیگه تحملم تموم شده.
- واسه چی اومدی؟!
اومدنم اشتباه بود، و باید این اشتباه رخ میداد تا همه چیز برای همیشه تموم بشه. قدم اول رو که برمیدارم، سرگیجه میگیرم. دستم روی شکمم میشینه. نگاهم رو پایین میکشم و به شکم دردناکم نگاه میکنم. هیچی حس نمیکنم، چقدر خالی و کوچیک شده!
- کجا میری؟
قدم دومو برنداشته، بالاخره پلکهام روی هم میافتند، اما... بیچاره زنی که امشب هیچی نداره؛ حتی یک رویا!
- آوات!
جوابی به کسی که اسمشو صدا کرده نمیده.
- صبر کن عطرین!
به پاهای سست شدهم التماس میکنم که کمی من و تن خسته و قلب آزردهم رو یاری کنند تا بتونم برای همیشه از این عطرین کثیف و خوار خلاص بشم.
- وایسا ببینم!
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 2.۵۶ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 768 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | شیرین نورنژاد |
| ناشر | شقایق |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۲/۰۷ |
| قیمت ارزی | 4 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |