
ستاره دوسهماهی است که پرستار پدر بهراد شده است. بهراد از آشنایان سارا دوست ستاره است. حالا ستاره گرفتار یک دردسر بزرگ شده است. دزد گاوصندوق خانه پدر بهراد را خالی کرده و بهراد به ستاره به عنوان یک غریبه تازهوارد مشکوک است...
بخشی از کتاب رویای گمشده
نه امکان نداره کار اون باشه! من میشناسمش دختر پاک و سادهایه.
- یعنی چی که میشناسیش؟ مگر نمیگی فقط سه ماهه که اینجا مشغول شده؟
بهراد، غرق در افکار جورواجور شد. سرگرد راست میگفت چطور میشود کسی را ظرف سه ماه شناخت؟ وانگهی وجود یک گاو صندوق پر از پول و مدارک مهم هرکسی را وسوسه میکند؛ اما ستاره... یعنی ممکنه؟
صدای سرگرد فتحی، بهراد را به خودش آورد:
ببین بهراد جان در این که سارق خودی بوده شکی نیست، طرف بدون ریخت و پاش یکراست رفته سر صندوق...
- بله، کار خودشه! فرصت کافی هم داشته اون میدونست من پولها و مدارک رو کجا میذارم. اصلاً از کجا میدونست اون روز ۱۰ میلیون پول نقد میارم خانه؟ من همیشه حدود یه میلیون تومن نگه میداشتم برای مواقع ضروری، متوجه که هستید... بهخاطر وضع پدر...»
سرگردهم ازجاش بلند شد و درحالیکه سمت پنجرهٔ مشرف به حیاط میرفت گفت:
البته نمیشه بدون مدرک یا اعتراف گرفتن ثابت کرد. به هرحال تنها مظنون ما همین ستاره خانومه، وقتی اومد کاملاً طبیعی رفتارکن و به روش نیار ممکنه حرفهای باشه و در برابر برخورد مستقیم به بن بست بخوریم، من دادم سوابقش رو بررسی کنند.
سرگرد دفترچهٔ کوچکی را که تا آن موقع در دستش بود در جیب بغل کتش گذاشت. بعد رو به بهراد کرد:
الان کجاست؟
بهراد دوباره رفت و روی مبل نشست و درحالیکه سرش را میان دستانش گرفته بود جواب داد:
- نمیدونم امروز رو مرخصی گرفت که خواهر و برادرش رو ببره پارک و سینما. نکنه فرارکرده؟
| فرمت محتوا | pdf |
| حجم | 6.۰۴ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 146 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | روحالدین خلیلی دشتی |
| ناشر | موسسه فرهنگی آرمان رشد |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۲/۱۳ |
| قیمت ارزی | 6 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |