
«بهسمت چپتون نگاه کنید، همینطور به سمت راست.»
با شنیدن صحبت دکتر ماروین بوشنل، رئیس دانشکده پزشکی دیویت، سرم را بالا بردم. او شکمی بزرگ و بابانوئلوار داشت و آنقدر موقع صحبتکردن به زحمت میافتاد که عرق میکرد. حدود پنج دقیقه بود که داشت برایمان صحبت میکرد، و هنوز چیزی نگذشته، پیشانیاش آب پس داده بود. اما همچنان ادامه میداد و کاملاً نسبت به میزان مایعی که منافذش ترشح میکردند غافل بود.
از روی اجبار به سمت چپ خودم نگاه کردم، چون بههرحال همه افراد حاضر در سالن همین کار را انجام میدادند. دو صندلی بالاتر، یک دانشجوی پسر نشسته بود، موهای قهوهای و نامرتبش را دماسبی بسته بود و ژاکت چرمیاش بوی سیگار و یک نوع ماده غیرقانونی میداد. این را میتوانم درک کنم که یک نفر برای روز اول تحصیلش در دانشکده پزشکی کتوشلوار و کراوات نپوشد، اما فکر نمیکنم یک دوشگرفتن ساده وقت و انرژی زیادی از کسی بگیرد.
و حالا نگاه به سمت راست: آنیکی، ریچل بینگهام، هماتاقی جدیدم است. ریچل به چپ و راستش نگاه نمیکرد و فقط چشمانش را در حدقه میچرخاند.
تصور میکردم هماتاقیام صمیمیترین دوستم خواهد بود. در ذهنم، ما با هم دعوای بالشت راه میانداختیم، موهای همدیگر را میبافتیم و باقی مسائل. اما تا اینجای کار، تقریباً نودونه درصد مطمئن بودم ریچل از من متنفر است. شاید دچار پارانویا شده بودم، اما هر کاری میکردم نمیتوانستم نگاه ریچل را هفته پیش، وقتی در سوئیت مشترکمان همدیگر را دیدیم، فراموش کنم. موهای قهوهای رشتهرشتهاش را روی صورتش ریخته بود و شلوار جین زخمیای پوشیده بود، شدت زخمهای شلوارش به حدی وخیم بود که میشد گفت تنها با قدرت خدا تار و پودش به هم چسبیدهاند. فقط یک چمدان با خودش آورده بود. او حتی رابطه طولانیمدت من را با دوستپسر و معشوقهام، لاندون به مسخره گرفته بود. میگفت: «هی، چه خبره؟ حالا بگو فوقش چند ماه، نه اینهمه!»
دوباره سرم را به سمت دکتر بوشنل، که به نظر فقط یک سخنرانی دیگر تا حمله قلبی فاصله داشت، چرخاندم.
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 1.۵۰ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 392 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | فریدا مکفادن |
| مترجم | هادی سالارزهی |
| ناشر | نشر نون |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۲/۰۶ |
| قیمت ارزی | 18 دلار |
| قیمت چاپی | 690,000 تومان |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |