
اگر میپریدم، چه؟
لبه پرتگاهی عمودی ایستاده بودم، در اختیار این سرزمین. انگشتان پاهایم را در خاک تکان میدادم. یک باد شدید میتوانست مرا به جلو یا عقب پرت کند. کوچکترین لرزش زمین کافی بود تا یا سقوط کنم... یا پرواز.
اگر میپریدم، چه؟ کسی اهمیت میداد؟
نه. نه به من. نه به شاهدُخت اشتباه کوئنتیس.
دوازده متر پایینتر، موجها به صخره میکوبیدند. آب همچون کفی سفید به سنگهای خاکستری میخورد. دلم میخواست بپرم. میخواستم در آن دریای آبی شیرجه بزنم. میخواستم فقط یک لحظه، حتی اگر شده یک لحظه نفرینشده، از توقعات بیپایان دیگران رها باشم.
اما اگر میپریدم، دیر میرسیدم. اگر دیر میرسیدم، حسابی به دردسر میافتادم.
اگر آن جلسه با جنگجویان تورانی را که پدرم به کوئنتیس دعوت کرده بود از دست میدادم، مارگو پوست از سرم میکَند. پس پریدنی در کار نبود؛ مخصوصاً امروز.
از لبه فاصله گرفتم. چه وسوسه بزرگی بود.
آنها اصلاً در این نمایش مسخره نیازی به من نداشتند. مِی میتوانست مهمانهایمان را مجذوب کند.
او شاهدُخت برحقِ کوئنتیس بود.
خواهرناتنیام تمام عمر برای همین لحظه تربیت شده بود؛ برای این نمایش. دیر یا زود ملکه توران میشد و امروز فرصتی بود تا پیش از ازدواجش با ولیعهد، برخی از رعایای آیندهاش را ببیند. قرار بود مراسم ازدوجشان امسال برگزار شود.
حضور من در آنجا؟ کاملاً بیاهمیت بود.
اما بههرحال تلاش میکردم اعصاب نامادریام، مارگو، و پدرم را به هم نریزم. شاید دختر محبوب یا شاهدُخت عزیزدردانه نبودم، اما در اتاقم یک تاج داشتم و امروز همهچیز حول این محور میچرخید که به تورانیها نشان دهیم تاجهایمان چقدر درخشاناند.
شانههایم با اندوه افتادند و چند قدم از پرتگاه دور شدم. کف پایم در علفها فرورفت تا به دمپاییهای زغالیرنگی برسم که قبلاً درآورده بودم. اما پیش از آنکه پایم را در یکی از آنها بکنم، صدای سم اسبها توجهم را به جاده جلب کرد.
صدا بلندتر شد. بیتردید سواری در راه بود. احتمالاً دنبال من آمده بود.
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 3.۰۲ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 616 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | دونی پری |
| مترجم | رویا جواهری |
| ناشر | نشر نون |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۱/۱۷ |
| قیمت ارزی | 18 دلار |
| قیمت چاپی | 950,000 تومان |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |