دانلود اپلیکیشن
امکان مطالعه در اپلیکیشن فیدیبو
دانلود
کتاب بزرگ شدن چه سخت بود اثر راحله قاسمی نشر زرین اندیشمند

کتاب بزرگ شدن چه سخت بود اثر راحله قاسمی نشر زرین اندیشمند

کتاب متنی
نویسنده:
درباره بزرگ شدن چه سخت بود

مدتی بود که زینب تنش فراوانی را تحمل کرده بود تمام فکر و ذهن او درگیر دخترش آنا بود دلش می‌خواست زودتر به خواب طولانی فرو رود تا ذهنش آسوده گردد آن‌قدر عمیق و طولانی که وقتی با طلوع خورشید برمی‌خیزد همه چیز را فراموش کند او کلی با خودش کلنجار رفت و بالاخره موفق شد و به خواب شبانه عمیقی فرو رفت. او نیمه شب با هراس و ضربان قلب بالا از خواب پرید کابوسی وحشتناک دیده بود که چیزی از آن در خاطرش نمانده بود ما آدم‌ها وقتی در پایان شب از هجوم خیال‌ها رها شدیم و به خواب رفتیم گویی کابوس‌ها بیدارند و خوابی که باید ما را آرام کند بستری برای فریاد ضجه ما و فرو ریختن قلبمان می‌شود زینب بعد از دیدن کابوس با دستان لرزانش عرق سردی که روی پیشانی‌اش نشسته بود را پاک کرد او بر لبه تخت نشست و مدتی بی‌صدا گریست با خودش گفت: «طفلی آنا دخترم، این چه سرنوشتی بود؟! مگه او تو زندگیش چی کم داشت تا باعث بشه با اشتباه، چنین سرنوشتی رو برای خودش رقم بزنه؟ او مگه چی می‌خواست؟ او که همسر منطقی و دلسوزی داشت به حتم از حسادت‌ها و چشم‌زخم فامیل و آشنایان، چنین روزگار سیاهی نصیب دخترم شده! حتی خواهر و برادر خودم هم به زندگی من حسادت می‌کنند اون‌ها نمی‌دانند که تار‌به‌تار موهای قشنگم، چطور سفید شدند؟ چه سال‌های زیادی تنهایی رو تحمل کردم و با آبرو زندگی کردم تا آنا لطمه نخوره؟! من زخمی بودم زخم‌های روانم را به تنهایی ترمیم کردم شاکی هم نیستم این زخم‌ها رو هم دوست دارم چون با دیدنشون یادم می‌افته چقدر قوی بودم و به خودم بیشتر افتخار می‌کنم فامیل‌های حسود درد مزمنی هستند که هر کجا با آدم دیدار داشته ‌باشند حرف از بیچارگی می‌زنند و آن را روی سرت آوار می‌کنند با ذهنی مسموم، وانمود می‌کنند که دلسوز تو هستند باید مواظب این منجلاب‌ها باشم مبادا! حال خوش ما رو با عقده‌ها و کمبودهایی که دارند، نابود کنند.»

صدای خر و پف همسرش آقا مرتضی چون سوهانی مغزش را صیقل می‌داد او نگاهی به چهره شکسته‌ و رنجور همسرش انداخت سپس چند نفس عمیق کشید و با چند تمرین یوگا که به انجام هر روز آن، عادت داشت حالش کمی بهتر شد و سپس برای وضو گرفتن و نماز صبح از جا برخاست وضو گرفت و به اتاق آنا رفت و در اتاق را خیلی آهسته باز کرد چادر نمازش را برداشت در تاریکی شب مهتابی، نگاه به عقربه‌های شب‌نمای ساعتی که به دیوار نصب بود انداخت متوجه شد هنوز برای نماز زود است و اذان را نگفتند چادر را سر جایش گذاشت و بطری آب و قوطی خالی قرص ضد افسردگی که کنار تخت آنا بود توجه‌اش را جلب کرد به سمت آن رفت یک عکس ماموگرافی را در دست آنا دید و آن را خیلی آرام برداشت تا آنا بیدار نشود و با تعجب نگاه کرد دلش از ترس لرزید آنا را آرام صدا کرد اما صدایی نشنید دوباره بلندتر صدا کرد و باز هم عکس‌العملی ندید او را در آغوش گرفت آنا باز هم حرکتی نشان نداد به صورت او سیلی ملایمی زد، محکم‌تر سیلی زد اما همه‌ی تلاش او بی‌نتیجه ماند فریاد زد آنا تو چه کار کردی با خودت؟!

آقا مرتضی از صدای فریاد، بیدار شد سراسیمه به سمت اتاق دوید و با دیدن آن صحنه بر سر خود کوبید و گفت: «وای زینب باز چه خاکی برسرمون شد!؟» او درحالی‌که گریه و زاری می‌کرد سریع به اورژانس زنگ زد و آمبولانس آمد و کارشناس اورژانس، عملیات لازم برای یک فرد مسموم شده را انجام داد وقتی عکس ماموگرافی را با دقت دید، پرسید: «ایشان آیا بیماری خاصی داشتند؟ چه مدته سرطان سینه دارند؟» زینب با گریه در جواب گفت: «هیچ‌وقت، این چه حرفیه؟ به ما که چیزی نگفته خدایا! یعنی این درد هم مثل دردهای دیگرش رو دلش بود و ما نمی‌دونستیم؟»

کارشناس جواب داد بهتره او رو فوراً به بیمارستان منتقل کنیم و عکس ماموگرافیش هم همراهتون باشه و سپس به سرعت آنا را با آمبولانس به بیمارستان لقمان منتقل کردند.

دسته‌ها:

شناسنامه

فرمت محتوا
epub
حجم
5.۷۸ کیلوبایت
تعداد صفحات
167 صفحه
زمان تقریبی مطالعه
۰۰:۰۰
نویسندهراحله قاسمی
ناشرزرین اندیشمند
زبان
فارسی
تاریخ انتشار
۱۴۰۴/۱۲/۲۸
قیمت ارزی
5 دلار
قیمت چاپی
395,000 تومان
مطالعه و دانلود فایل
فقط در فیدیبو
اطلاعات کتاب

نقد و امتیاز من

بقیه را از نظرت باخبر کن:
منتظر امتیاز
95,000
تومان
%50
تخفیف با کد «HIFIDIBO» در اولین خریدتان از فیدیبو

گذاشتن این عنوان در...

قفسه‌های من
نشان‌شده‌ها
مطالعه‌شده‌ها
بزرگ شدن چه سخت بود
راحله قاسمی
زرین اندیشمند
منتظر امتیاز
95,000
تومان