
خودکار را در دست چرخاندم و با در نیمه جویده شدهاش روی میز ضربی ناموزون گرفتم، همان ریتمی که پایم داشت به زمین میکوبید.
"لعنتی! باز هم این افکار پریشان مزخرف بر سرم آوار شد!"
هر بار؛ فقط یک تلنگر کوچک لازم بود تا مثل یک آجر لق، میان چالهی خاطراتم سقوط کنم. گوشهی لبم را به دندان گرفتم، آنقدر محکم که حس میکردم پوستم در آستانهی پاره شدن است، اما کنترل اعصابم را در دست نداشتم، دستور "نکن" مغزم، به دندانهایم نمیرسید.
کلافه نفسی بیرون دادم، فکم بی حس شده بود و زبانم گزشی تلخ و آزار دهنده داشت، انگار که خواب رفته باشد!
در سرم صداهایی مدام تکرار میشد:
" زانو بزن... زانو بزن"
صدایش با اکویی گوش خراش میان مغزم میکوبید. هوار میکشید:
" بتمرگ!"
دلم میخواست خفهاش کنم؛ گلویش را بگیرم و میان انگشتانم چنان فشار بدهم تا آن صورت آبلهرو و کج و معوجش، کبود شود. نفسش بویی شبیه به ماست ترشیده میداد. هنوز هم بعد از گذشت سالها نمیتوانستم بوی ماست را تحمل کنم.
او همچنان داد میکشید:
"صداش رو ببر! صدای اون کره خر رو ببر که اینقدر عر عر نکنه."
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 3.۰۰ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 528 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | هستی قنبری |
| ناشر | شقایق |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۴/۱۱/۰۸ |
| قیمت ارزی | 2 دلار |
| قیمت چاپی | 125,000 تومان |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |