
بعضیها ذاتاً داستانسُرا هستند. میدانند چطور صحنهای را تنظیم کنند، زاویه مناسب را پیدا کنند، چه زمانی برای بخشهای احساسی مکث کنند یا جزئیات ناخوشایند را پشتسر بگذارند.
اگر داستانها را دوست نداشتم، کتابدار نمیشدم. اما هیچوقت کارم توی تعریف کردنِ داستانِ خودم خوب نبوده است.
اگر هر باری که داستانم را قطع کردم تا فکر کنم که آیا آن اتفاق واقعاً در روز سهشنبه افتاده بود یا در واقع پنجشنبه بوده یک پنی میگرفتم، حالا، دستکم، چهل سِنت پول داشتم. که پول خیلی کمی است و بخش بزرگی از زندگی من به پایش حرام شده است.
از سوی دیگر، پیتر حتی یک سنت ندارد، اما یک گروهان مخاطب متعصب دارد.
مخصوصاً عاشق حالتیام که داستان خودمان را تعریف میکند. داستان روزی که با هم آشنا شدیم.
سه سال پیش و اواخر بهار بود. آن موقع توی ریچموند زندگی میکردیم. آپارتمان شیک و بازسازیشده به سبک ایتالیاییاش را تنها پنج چهارراه فاصله از نسخه دربوداغان و نهچندان شیک همان نوع آپارتمانی که من در آن زندگی میکردم جدا میکرد.
با اینکه هیچوقت این کار را نمیکردم، آن روز در راه بازگشت از محل کار به خانه، پارک را دور زده بودم. هوا عالی بود و کلاه لبهداری روی سرم داشتم. قبلاً این کلاه را نداشتم، اما مادرم هفته پیش آن را برایم پست کرده بود. برای همین حس میکردم اینقدری به او مدیون هستم که دستکم یک بار امتحانش کنم. حین قدم زدم داشتم کتاب میخواندم. قول داده بودم از این کار دست بردارم چون چند هفته پیش نزدیک بود بهخاطر همین کارم با یک دوچرخه تصادف کنم. در همان حین، ناگهان، نسیم گرمی به لبه کلاه گرفت و آن را از روی سرم بلند کرد و از بالای یک بوته گل آزالیا گذراند و درست جلوی پاهای یک مرد بلندقدِ بور و جذاب انداخت.
پیتر میگفت که این اتفاق حسی مثل یک دعوت داشت. با حالت عذرخواهانهای خندیده و گفته بود: «قبلش اصلاً به سرنوشت اعتقاد نداشتم.»
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 1.۸۵ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 400 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | امیلی هنری |
| مترجم | نشاط رحمانینژاد |
| ناشر | نشر نون |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۴/۱۱/۱۵ |
| قیمت ارزی | 16 دلار |
| قیمت چاپی | 560,000 تومان |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |