
بخشی از کتاب
شش ماه بعد، لیلی ساختمان جدیدی را که برای گلفروشیاش خریده به مادرش نشان میدهد. مادرش نگران این است که چرا او شغلش را در یک شرکت بازاریابی رها کرده تا دنبال رؤیایش برود. همان موقع، دختر جوانی وارد مغازه میشود و خودش را آلیسا معرفی میکند؛ او تابلوی استخدام را دیده و آمده ببیند ماجرا چیست. بعد از رفتن مادرش، لیلی به آلیسا میگوید اصلاً تابلوی استخدامی نصب نکرده و تازه ساختمان را خریده است؛ اما وقتی میگوید میخواهد گلفروشی راه بیندازد، آلیسا ذوقزده میشود و پیشنهاد میدهد رایگان کمک کند. لیلی همانجا او را استخدام میکند و با هم شروع به تمیزکردن مغازه میکنند. لیلی تلاش میکند با چیدمان متفاوت گلها، رنگهای تیرهتر و جسارت در طراحی، کسبوکارش را متمایز کند و «جسور و بیباک» باشد. حین مرتبکردن گلدانها زمین میخورد و مچ پایش پیچ میخورد. آلیسا شوهرش را که در بار روبهروست صدا میزند و همچنین برادرش را که همراه شوهرش است به مغازه میآورد. برادر آلیسا کسی نیست جز رایل؛ همان کسی که شش ماه پیش روی پشتبام با لیلی دیدار کرده بود.
| فرمت محتوا | mp۳ |
| حجم | 49.۹۲ کیلوبایت |
| مدت زمان | ۵۳:۱۳ |
| نویسنده | کالین هوور |
| مترجم | یاسین قاسمی بجد |
| گوینده | آذین صبوری |
| ناشر | یاسین قاسمیبجد |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۴/۱۱/۰۶ |
| قیمت ارزی | 2 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |