
تنها چند روز پس از ورود به دانشگاه، در یکی از مهمانیهایی که برای دانشجویان سال اول برگزار میشد، خود را در اتاق استراحت استادان دانشکده یافتم، خرموخندان قدح بادهبهدست. پس از گپوگفت با یک متخصص قرونوسطی و سپس یکی از استادان یونان باستان، درگیر گفتوگو با یک زیستشیمیدان برجسته شدم. نعره زد که «فروید! تو به فروید علاقه داری؟» منمنکنان گفتم «بله» و بدینسان بهیکباره از سادهلوحی و نادانیِ یک دانشجوی ناشی و تازهکار روانشناسی پرده برداشتم. از سر تحقیر پوزخندی زد که «اوهوم» و بعد درحالیکه سومین یا چهارمین جام شرابش را سر میکشید با ضرس قاطع گفت: «پنجاهدرصد تمام نوشتههای فروید نادرست است... و پنجاهدرصد باقیمانده توضیح واضحات.» با ترسولرز کوشیدم استدلال کنم که شاید کار فروید حسنهایی هم داشته باشد، ولی راه به جایی نبردم. مرغِ این آقای متشخص یک پا داشت. از نظر او فروید شایسته عنوان دانشمند نبود. دستازپادرازتر مهمانی را ترک گفتم، بیمناک که مبادا شیفتگی جوانی من به فروید اساساً نابهجا بوده.
تمام نیشوکنایههایی که در سالهای دهه ۱۹۸۰ شنیدم در برابر ریشخندهایی که زیگموند فروید میبایست در نخستین دهههای قرن بیستم تحمل کرده باشد رنگ میبازند. فروید که در رشته مغز و اعصاب درس خوانده بود متخصص درمان بیماریهای عصبی نظیر هیستری و روانرنجوری توأم با اضطراب بود؛ هنگامیکه پزشکی جوان بود داعیهداران پزشکی وین را با اظهارنظرهای تکاندهندهاش شوکه کرد؛ بهگفته فروید، بسیاری از کسانی که از لحاظ روان و اعصاب ناخوشاحوالاند، ممکن است در نوباوگی و خردسالی ضربههای عاطفی و آسیبهایی روحی خورده باشند که در بیشتر موارد ماهیت جنسی دارند.
فروید درباره این زخمهای روحی [traumas] بهتفصیل نوشت و از حسنتعبیر و لاپوشانیهایی که در گفتار رایج اواخر قرن هجدهم باب بود، خودداری ورزید. این صراحت چشمگیر باعث شد بسیاری از پزشکان پیشکسوت، فروید را به باد انتقاد گیرند و او را شیرینعقلی دچار انحرافهای جنسی بخوانند.
هنگامیکه فروید در سال ۱۹۳۹ از دنیا رفت، آقای اندرو راگ - گان، از جراحان ارشد بیمارستان چشمپزشکی لندن، در مقالهای مندرج در نشریه معتبر پزشکی لَنسِت [بهمعنای «نیشتر»] به روانکاو مرده حمله کرد و نوشت: «اشتغال خاطر ناسالم فروید به مسائل جنسی تاحد بسیار زیادی باعثوبانی انحطاط فکری و انحراف ذائقهای بوده است که مردمان بسیاری ازجمله مردم انگلیس و بالأخص زنان انگلیسی را در سالهای پس از جنگ جهانی اول از راه به در کرده است. این اتفاق که بهخودیخود مصیبتی عظماست پیامدهایی بیاندازه خطرناک داشته، زیرا بیتردید راه را برای پذیرش گسترده ایدئولوژیِ یهودیِ تمامعیاری هموار کرده است که از دل آن بلشویسم، نازیسم و جنگ حاضر سرچشمه گرفت.» البته نشریه لَنسِت مقاله دیگری هم به قلم دکتر جان ریکمَن چاپ کرد که سربهسر مدحوثنای فروید بود؛ او یکی از نخستین شاگردان بریتانیایی فروید بود. ریکمن در مقالهاش ادعا کرد فروید «در آدمی این احساس را پدید میآورد که در حلقه نوع تازهای از موجودات ـ که کمال مطلوبی برای طبیعت بشری است ـ بهسر میبرد». روشن است که فروید طیف وسیعی از واکنشها را برانگیخته است، از واکنشهایی که او را مهمترین روانشناس سراسر تاریخ خواندهاند تا آنهایی که او را کلاهبرداری شهوتران و مبتلا به وسواس دانستهاند.
زیگیسموند اشلومو فروید در ۶ مه ۱۸۵۶ در شهر فرایبورک ایالت موراویا به دنیا آمد که آن زمان جزئی از خاک امپراطوری بیدروپیکر اتریش ـ مجارستان بود. فروید در خانوادهای بالنسبه مفلس و محتاج بار آمد، پدرش تاجر پشم بود، مردی پرتلاش ولی ناموفق. در سال ۱۸۵۹ خانواده فروید به وین کوچ کردند و در دانشگاه وین بود که بعدها فروید خوش درخشید. کمی پیش از فراغت از تحصیل در مدرسه، فروید نام خود را از زیگیسموند اشلوموی عبری به نام آلمانیترِ «زیگموند» تغییر داد که هم جلوهای بود از آرزوی فروید برای آنکه تاحدامکان از یهودیستیزیِ شایع آن دوره در امان ماند و هم با بیباکیِ خاص شخصیتهای واگنری، نیات شوالیهوار خویش را به گوش همگان برساند. زیگموند فروید نمیخواست مانند پدرش تاجری پرتلاش ولی ناموفق باشد. او به دانشگاه وین رفت، به کانون دیرینهسال علموفرهنگ که در سال ۱۳۶۵ میلادی تأسیس شده بود، و سرانجام پزشک شد.
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 903.۰۰ بایت |
| تعداد صفحات | 128 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | برت کار |
| مترجم | صالح نجفی |
| ناشر | هنوز |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۴/۱۱/۰۶ |
| قیمت ارزی | 4 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |