
اولین باری که چشمهایم به آن جعبۀ مرموز آبیرنگ افتاد، آخرین باری بود که رودررو با مادربزرگم صحبت میکردم.
مادربزرگ به من گفت: «اگه میخوای اون دوستپسر خیانتکارت رو بکُشی، من کنارتم. به این قضیه فکر کردم امسلی. شاید نتونم توی سربهنیست کردن جسد اون یا دیا بهت کمک کنم؛ اما میتونم یه عذر و بهونه برات جور کنم.»
او جامۀ ابریشمی با طرح کلود مونه، سبز-آبی با نقشهایی از نیلوفرهای آبی را به تنش صاف کرد. الهه در آرامش. او چه سکته مغزی کرده و اسیر تخت بیمارستان شده بود، چه نه، هنوز هم ویولت ولار، هنرمند، الهه، و افتخار نیویورک بود.
مواد ضدعفونیکنندهای که سرتاسر مرکز مراقبت مثل یک مِه در نقاشیِ رابینسون هال در هوا بود، جرئت نفوذ به اتاق او را نداشت. رایحۀ وجودش مرا در بر گرفته بود؛ تند، بیپروا و جسور.
دستهای از مجلههای هنری و تعدادی کاتالوگ روی میزش گذاشتم. «میتونیم اجازه بدیم تری یه روز دیگه زنده بمونه. اگه تری و دیا هردوشون میخوان که باهم رابطه داشته باشن، تری میتونه با اون باشه. ما شریک تجاری هم هستیم. من همیشه آمادۀ هر چالشی هستم.»
«تو میتونی برگردی.»
گونههایش را بوسیدم. «میدونی که نیویورک آرمانشهرِ منه.» قلمرو جادویی که همیشه آرزویش را داشتم. «اما لسآنجلس واقعیت منه.»
خانههای حراجی نیویورک بهنظر میرسید امتیاز پنهانی دارند که از حراجگذاران میخواهند شبیه مجریان مستندهای بریتانیایی باشند. برای حضور روی صحنه باید جوری صحبت میکردید انگار در دهۀ شصت در کمبریج تحصیل کردهاید.
«من به اون سنِ ویژه نرسیدم و اینجا این موضوع اهمیت داره. جایگاهی که شایستۀ احترام باشه رو ندارم.» میلههای فلزی دور تخت ویولت را که پرستار جدید دوست داشت برای ایمنی بالا ببرد؛ اما ویولت از آن متنفر بود، پایین آوردم و در ادامه گفتم: «و جنس برترم نیستم که جدی گرفته بشم.»
ویولت کمی غُرغُر کرد.
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 1.۴۰ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 336 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | مارتا مولنار |
| مترجم | فرنوش جزینی |
| ناشر | انتشارات کتابسرای تندیس |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۴/۱۱/۰۲ |
| قیمت ارزی | 5 دلار |
| قیمت چاپی | 400,000 تومان |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |