کتاب متنی

روی شکم افتاده بودم و دو تا پام رو توی هوا تکان میدادم و نقاشی میکشیدم. رشتههای جارو روی فرش لاکی رنگمون کشیده میشد و خرش خرش صدا میداد توی عالم خودم سیر و سیاحت میکردم، عاشق وقتهایی بودم که پدرم خونه نبود، مامانم آشغالا رو یکجا جمع کرد و گفت: اگر خط'خطیت تموم شده پاشو یه سری به غذا بزن انگار قابلمه ته گرفته مداد رو گذاشتم کنار و زدم روی چشمم و سر خوش گفتم: ای به چشم سوری خانم مامانم اخم کرد. از اون اخمای شیرین که یه عالمه خوش خوشان پشتش بود. سر قابلمه رو برداشتم، بخار آبگوشت خورد به سر و صورتم - هوووم ...ببین سوری خانم چه کرده...آبگوشت لعاب دار
| فرمت محتوا | pdf |
| حجم | 2.۴۹ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 328 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | مریم اسدی علیایی |
| ناشر | ندای الهی |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۴/۱۱/۰۶ |
| قیمت ارزی | 2 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |