
گوگول تاراس بولبا را در بیست وششسالگی نوشت، یعنی در سال ۱۸۳۵. او هفت سال بعد از چاپ این کتاب به ویرایش دوبارهی آن پرداخت، چنانکه سه فصل کامل به متن اثر اضافه شد و شخصیتپردازی قهرمانان داستان نیز تغییرات بنیادینی کرد. بلینسکی، منتقد نامدار روس، نیز تغییرات تازهی نویسنده در متن کتاب را پسندید. ازهمین روست که تاراس بولبا در حال حاضر دو نسخهی متفاوت دارد. منتقدان روس نسبت به این دو روایت رویکردهای متفاوتی در پیش گرفتهاند: گروهی معتقدند از آنجا که این تغییرات به قلم خود نویسنده و طبعاً با آگاهی او انجام شدهاند، باید نسخهی دوم را روایت بهتر و کاملتر کتاب شمرد. در مقابل، برخی دیگر میگویند نسخهی نخست به سبک نویسنده نزدیکتر است، زیرا اصلاحات نسخهی دوم درواقع چیزی نیست جز تحمیل دستگاه سانسور آن دوران که گوگول را واداشته است درباب مسیحیت ارتدکس روسی شرح مفصلتری در کتاب بیاورد و نیز گاه نام اوکراین را به روسیه تغییر دهد، حال آنکه داستان اساساً پیرامون پدیدآمدن سرزمین اوکراین شکل گرفته است. گوگول، این روایتگر معماپرداز، هم در آثارش و هم در زندگی و مرگ خویش معماهای زیادی برای آیندگان به جا گذاشته است و ناگزیر اختلاف میان نسخههای تاراس بولبا را هم باید یکی از همین معماها به شمار آورد! بههرروی، در ترجمهی پیش رو روایت دوم را اصل قرار دادهام، چون تغییرات آن به قلم شخص نویسنده به این داستان افزوده شده است و در منابع مختلف نیز همواره به این نسخه ارجاع داده میشود. نخستین ترجمهی این اثر به فارسی هم بنابر همین روایت دوم انجام گرفته است.
خوانندهی فارسیزبان احتمالا برای اولین بار، به واسطهی ترجمهی قازار سیمونیان با تاراس بولبا آشنا شده است، کتابی که در سال ۱۳۳۸ در انتشارات بنگاه مطبوعاتی گوتنبرگ به چاپ رسید. ضمن تأیید ارزش و اهمیت ترجمهی نخستین، در اینجا بهاختصار به چند نمونه از کاستیهای آن اشاره میکنم، کاستیهایی که باعث میشوند ترجمهی دوبارهی اثر حاضر ضروری به نظر برسد.
نکتهی اول قدمت این ترجمهی نخستین است. سالها (کم وبیش شصت سال ) از ترجمهی سیمونیان میگذرد و چه بسا شیوهی نگارش آن در نظر خوانندهی امروزی چندان شیوا و جذاب نباشد. دیگر اینکه بخشهایی از داستان در ترجمهی سیمونیان از قلم افتاده است، بهویژه آنجا که گوگول با جملاتی پیچیده به وصف طبیعت و گیاهان گوناگون میپردازد. در ترجمهی حاضر گره این عبارات گشوده شده است تا خواننده فضای اثر را بهتر مجسم کند و از لطافت توصیفات نویسنده لذت ببرد. نکتهی سوم اینکه ترجمهی نخست تاراس بولبا از برخی لغزشهای کوچک مفهومی نیز عاری نیست، ازجمله اینکه گاه به نظر میرسد درجهی نظامیِ شخصیتی بهجای نام خانوادگی او گرفته شده است. سیمونیان نام پدر معشوقهی آندری را وایوودا ذکر کرده، حال آنکه این واژه به معنای سردار و عنوان مرتبهی نظامی این شخصیت است و نه نام او.
تاراس بولبا از برجستهترین آثار گوگول به شمار میآید. ابعاد گوناگون حیات قوم قزاق در این اثر تاریخیـحماسی به تصویر کشیده شده است، دلاوریها، سنگدلیها، نبردها، شادخواریها و نیز سرنوشت غمانگیز خانوادهی بولبا. اما حتی در این داستان حماسی هم هرازگاه سایهای از طنز لطیف و درعین حال مخوف گوگول رخ مینماید، مثلا در وصف تماشاچیان صحنهی اعدام یا آنجا که در اواخر داستان، تاراس بولبا به خاطر برداشتن چپقش اسارت خویش را رقم میزند، گویی گروتسک خاص گوگول در اینجا جوانه میزند و هولناکترین صحنهها را با تهرنگی از طنز در ذهن خواننده جاودان میکند.
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 730.۰۰ بایت |
| تعداد صفحات | 216 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | نیکلای واسیلیویچ گوگول |
| مترجم | یلدا بیدختینژاد |
| ناشر | نشر ماهی |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۴/۱۰/۳۰ |
| قیمت ارزی | 2 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |