
۱
این کتاب یک کتاب معمولی نیست. وقتی سازمانی که معمولاً به روانشناسی و فلسفه میپردازد کتابی دربارۀ غذا منتشر میکند، نتیجه طبیعتاً نمیتواند چیزی معمولی باشد.
از جمله علایق مدرسۀ زندگی این است که بفهمد کارکرد رابطهها چیست و چه میشود که گاهی به بیراهه میروند؛ چگونه میشود آموزههای اندیشمندان بزرگ تاریخ را برای داشتن زندگی بهتر در این دوره و زمانه به کار گرفت؛ دوران کودکی ما چه تأثیری بر حال حاضرمان دارد، و شیوۀ برخورد آدمی با بحرانهایی از قبیل تنهایی، اضطراب و ناامیدی چگونه است. در نگاه اول به نظر میرسد این موضوعات هیچ ربطی به دستورات غذایی یا مثلاً غذاهای مناسب برای وعدۀ شام نداشته باشند. اما با خواندن این کتاب متوجه خواهید شد که اینها از قضا خیلی با هم مرتبطاند.
۲
فرهیختگان به ندرت وارد حیطۀ امور غذایی شدهاند، چراکه در فرهنگ ما، همواره تفاوتی عمیق میان کامیابی ذهن و روان با مراد یافتن جسم و ارضای نیازهای آن وجود داشته و لذا نمیشود کسی هم اندیشمند باشد و هم آشپز.
اگر به دو فضایی که در آنها غذاها و ایدهها به ما عرضه میشوند (رستورانها و دانشگاهها) نگاه کنید متوجه تضاد میان آنها خواهید شد. در رستوران، هدفْ نوازش حس چشایی شماست و توجه زیادی به ظواهر شده است. دستمال سفرهها باید شق و رق روی میزها قرار گرفته باشند و نحوۀ لباس پوشیدن پیشخدمتها و موزیکی که در فضا پخش میشود همه مهم هستند. در چنین فضایی عجیب است اگر حواس مدیر رستوران به جنبههای روانشناختی و خِرَدمحور مشتری معطوف باشد؛ تصور کنید پیشخدمت قبل از اینکه سفارش غذایتان را بگیرد برایتان در باب «مسئلۀ خودشناسی» سخنرانی کند یا به جای «غذایتان چهطور است؟»، از شما بپرسد: «اوضاع روحیتان چهطور است؟»
از آن سو، در طراحی سالن کنفرانس دانشگاههای امروزی، که مکان اصلی پرورش ذهنی آدمی هستند، آنچه عموماً مد نظر قرار میگیرد کارآیی داشتن است.
در چنین فضایی، چندان مهم نیست که شکل و ظاهر سالن چگونه است. مهم این است که دانشجویان بتوانند به خوبی صدا را بشنوند و پردۀ نمایش را ببینند. مهم این است که ایدهها به راحتی بتوانند در چنین فضایی به مخاطب منتقل شوند، چه سالن زشت باشد و چه زیبا. در چنین فضایی جای تعجب خواهد بود اگر رئیس دپارتمان تمرکزش را روی این بگذارد که سالن کنفرانس باید نورپردازی آرامشبخشی داشته باشد یا بخواهد قوانین سفت و سختی برای هماهنگ بودن رنگ لباسهای سخنران تدوین کند. برایمان عجیب خواهد بود اگر بشنویم در دانشگاه، ساعتها بر سر اینکه بافت کاغذدیواری سالن برای برگزاری دورۀ «اگزیستانسیالیسم» یا ارزیابی نظریههای «ملانی کلاین» مناسب است یا نه، جلسه برگزار کردهاند.
۳
البته مرز میان قوای فکری و حواس جسمانی همواره به این سفتی و سختی نبوده است. در دورۀ رنسانس، دولتمردان شهر فلورانس از جانب ایالتهای بزرگتر ایتالیا تحت فشار زیادی قرار گرفته بودند تا در شهروندان فلورانس ارادتی عمیق نسبت به مفهوم آزادی پدید بیاورند. آنها میخواستند شهروندان فلورانسی واجد مواضع آرمانگرایانۀ سفت و سختی در قبال سیاستهای شهرشان بشوند و شیوۀ منحصربهفرد زندگیشان را با افتخار بپذیرند. اما هنگامیکه این ایده اعلان عمومی شد، با اقبال چندانی مواجه نشد، بنابراین دولتمردان شهر دست به دامان میکلآنژ، بلندآوازهترین هنرمند فلورانس، شدند تا دست به کار ساختن مجسمۀ داوود شود: قهرمان کم سن و سال داستانهای کتاب مقدس، که اسمش به گوش همه خورده بود. مرد جوانی که برای حفظ استقلال، دستتنها به جنگ اهریمن دوران رفته بود.
این تندیس در سال ۱۵۰۴ مقابل ساختمان شهرداری فلورانس برپا شد و در آن زمان، از لحاظ اغواکنندگی و جنبههای شهوانی، در کل اروپا رو دست نداشت. تندیس داوود بدون استفاده از کلام، فقط با گفتمانی از جنس مرمر، برنامۀ سیاسی پیچیدهای را که بنا بود پیاده شود در چشمبرهم زدنی عملی کرد.
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 1.۶۲ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 392 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | موسسه مدرسه زندگی |
| مترجم | نادیا فغانی |
| ناشر | هنوز |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۴/۱۰/۳۰ |
| قیمت ارزی | 4 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |