
- بابا منو ببین به جون خودت بابا دروغ نمیگم تا وقتی بهش پول میدم چیزای گرون و مارک میخواد میخرم ماشینم زیر پاشه مهربونه به محض اینکه یه نه بگم عین نوکر باباش با من رفتار میکنه من تو این چند ماه از عقدمون هیچ عشق و محبت واقعی ازش ندیدم، تو دانشگاه هم با پسرها گرم میگیره اعتراض میکنم میگه امل و عقب موندهام، ده روز پیش هم به من گفت کلاس نداره اتفاقی رفتم دانشگاه دیدم با یه پسره تو کافی شاپ دانشگاه نشسته با نیش باز داره آبمیوه بستنی میخوره همونجا دیگه قیدشو زدم بابا تو باورم کن لااقل
چشمهای پسرم پر التماس بود از همون اول هم عشق آتشین فائزه برای امین برام عجیب بود امین پسر ساده قد به نسبت به مرد کوتاه و تپل بود چهره مهربون و آرومی داشت اما کیس عشقی اون مدلی نبود حدس میزدم بخاطر وضعیت مالی اونجور خودشو مشتاق نشون داده باشه اما فکرش هم نمیکردم بخواد زن امین شه اما با امکانات امین بره دنبال عشق و صفا، دلم به حال پسرم میسوخت با خودم گفتم مریم باید درک کنه این اشتباه از طرف دختر خودش بوده نه پسر من، سرمو بلند کردم و به فائزه که مثل یه بازیگر حرفه ای تو بغل مادرش ضجه میزد و دل هر بیننده ای به رحم میاومد و امین رو یه پسر هوسباز و بی رحم میدونست، نگاه کردم یه لحظه ترسیدم با دیدن فائزه از مکر زنانه واقعاً ترسیدم آروم گفتم: فائزه بیا تو اتاق خصوصی کارت دارم
تصمیم گرفتم حداقل به خودش بگم خبر دارم و بازی رو خودش تموم کنه جوری که کسی ناراحت نشه و آبروی خودش هم حفظ شه توی اتاق که رفتیم نمیدونستم چی بگم از کجا شروع کنم عکسهاشو از کیفم درآوردم، عکسهای دوست پسرش رنگ از روی فائزه پرید بهش گفتم
-از متن کتاب-
| فرمت محتوا | pdf |
| حجم | 3.۰۷ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 419 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | مرسده کمالی (نونا) |
| ناشر | ندای الهی |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۴/۱۰/۲۳ |
| قیمت ارزی | 2 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |