
از نوجوانی به نوشتن علاقه داشتم. داستان زلیخا و محمد در کتاب حاضر کار نوزده سالگی من زمان تدریس در روستا میباشد. گاهی قطعاتی از نوشتههایم را در کلاس برای دانشآموزان میخواندم که بسیار مورد استقبال واقع و باعث نزدیکی و صمیمیت بیشتر با آنها میگردید. هرگز به فکر چاپ نوشتههایم نیفتادم و در این خصوص هیچ فعالیتی نکردم. دلنوشتههایم را برای فرزندان و دانشآموزانم میخواندم و همین برای من کافی بود. با آگاهی از نارساییها و معضلات جامعه دلم به درد میآمد و از اینکه چارهای برای درمان دردها نداشتم، زجر میکشیدم. سرانجام با توکل به خدا و تشویق و ترغیب استاد محترم آقای آریا عزیزی و همکاری و کمک دخترم هانیه عبدالملکی و همیاری و زحمت انتشارات فرزانگان دانشگاه و استاد ارجمند دکتر بهنام اسدی نایل به چاپ این کتاب شدم. بدین وسیله کمال تشکر و سپاس خویش را از یاریدهندگان ابراز میدارم. داستانهای این کتاب همگی واقعی و اتفاقات ملموس جامعه میباشند. با یاری حق و همکاری دوستان زین پس نیز خواهم نوشت. مینویسم. ساده مینویسم. سعی میکنم زشتیهای جامعه را زیبا بنویسم. باشد تا تأثیر مثبتی هرچند ناچیز بر افکار و روند زندگی بعضی افراد داشته باشد. منتظر چاپهای بعدی باشیم. انشاءاله...
| فرمت محتوا | pdf |
| حجم | 1.۲۹ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 101 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | کبری بنیادداری |
| ناشر | فرزانگان دانشگاه |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۴/۱۱/۰۹ |
| قیمت ارزی | 2 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |