
صحنۀ اول
صحنه خاموش، صدای مردی ناشناس پخش میشود.
مگه عروسک خیمهشببازیه که نخش رو برداری باهاش بازی کنی، بعدش که کارت تموم شد بذاریش کنار و بازیش بدی.
نور قرمز موضعی روشن میشود مردی را میبینیم که پشت به تماشاچی به روی صندلی نشسته است. صدای مرد ناشناس دوباره پخش میشود.
اتاقم انقدر شلوغه که جایی نیست بشینم. وسط اتاق دراز کشیدم. از قاشق غذاخوری بگیر تا ظرف خالی و انگشتر عقیق و شرت خیس پیدا میشه. اتاق رو بوی نم برداشته. برگۀ مدرک دیپلمم زیرمه. روش دراز کشیدم. انگار که دیگه اهمیتی نداره. یه سری مدارک بهدردنخور مثل کارتملی و شناسنامه و پاسپورت اینجاست که نمیدونم به چه دردی میخوره. قاتی باقی وسایل پخشه. اینکه چرا لباس تنم نیست بماند.
مرد برمیگردد رو به تماشاچی و ران مرغی را گاز میزند. مردی از سمت راست صحنه داخل میشود که سگی همراهش است که زنی هست؛ و از سمت چپ صحنه زنی وارد میشود که سگی همراهش است که مردی هست. مرد مردد استخوانی که در دست دارد را به سمت بالا میاندازد. سگها بهسمت استخوان هجوم میبرند. به یکباره نور صحنه خاموش میشود.
صحنۀ دوم (اتاق خواب)
تختی یکنفره در بین صحنه قرار دارد. السا روی آن و سهراب زیر تختخواب است. چند کتاب شعر، روانشناسی و نمایشنامه بهجای بالش زیر سر سهراب قرار دارد. سهراب بعد از لحظاتی بیدار میشود و احساس درد میکند.
سهراب
سرم درد میکنه، همینطور قلبم.
همسرش بیدار میشود.
السا
باورکن اگه روز اول میگفتی چندتا مرض رو با هم داری نمیاومدم بگیرمت.
سهراب
اشتباه کردم که گفتم. نباید به زبون میآوردم.
السا
آره! سعی کن خودت حلّش کنی، بهجای اینکه من رو بیدار کنی.
سهراب
ای کاش به همین سادگیا میتونستم بیدارت کنم.
السا
آره به همین سادگیا نمیشه خوابوندت.
سهراب
مرا اسرار از این گفتوگو بالاتر است، اما به گوش خلق از این حرف بالاتر نمیگنجد.
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 429.۰۰ بایت |
| تعداد صفحات | 86 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | سید الیاس عابدی |
| ناشر | نشر شمشاد |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۴/۱۰/۱۶ |
| قیمت ارزی | 1 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |