
نهمین نشست رستخیز ناگهان موسسه فرهنگی سروش مولانا عصر دوشنبه 28 شهریورماه در تالار ایوان شمس برگزار شد. در اولین بخش این نشست، استاد علی اصغر همتی با موضوع «خلاهای روایتی در مثنوی» سخنرانی کرد و گفت: «شعر روایی در حقیقت روایت نیست، گرچه از روایت استفاده میکند. شعر روایی در حقیقت معجونی است از دو ژانر مستقل که در کنار یکدیگر قرار میگیرند و ظرفیتی فراتر از روایت و فراتر از شعر پیدا میکنند. در ادبیات کهن ما آثاری در این زمینه وجود دارد که ارزش علمی و ادبی آنها منحصر به فرد است مانند: شاهنامه فردوسی و مثنوی مولوی. هردوی این شاعران روایت را به مرتبه عظیمی از شاعرانگی رساندهاند و روایتی را به وجود آوردهاند که مخاطب آن را میپذیرد؛ در آن غوطهور است و آن را نقد حال خود میداند.»
ارجی درادامه سخنان گفت: «بعضی معتقدند که روایت، قصه و شعر برای مولانا در حکم پوسته است. اما واقعیت این است که مولانا روایت را به موازات اندیشه بلند خویش حرکت میدهد و قصهگویی مولانا، به همان اندازه اهمیت دارد. مثنوی روایتی بسیار نادر و ناب دارد که نظیرش را فقط در کتابهای مقدس میشود دید. بنابراین قصهگویی فقط در حکم پوسته نیست. از این رو، من با یک دید منفی و با دیدن نیمه خالی لیوان تصمیم به خواندن مثنوی گرفتم با این هدف که کشف کنم روایتگری مولانا چه ایرادی دارد! پس از انجام این کار، قضاوتهای خود را اصلاح کردم.»
سپس انتقادهای پیشفرض خود را به روایتگری مولانا آغاز میکند و به تک تک آنها پاسخ میدهد:
«در مثنوی بسیار دیده میشود که قصهها بریده میشوند و گسست ایجاد میشود. این گسستها در نگاه اول سبب قضاوت منفی میشود. اما هنگامی که در ساختار کلی و گفتمانهای فراتر آن را نگاه کنیم، درمییابیم که در تقارن و ارتباط با بقیه بخشهای مثنوی است. اما نکته جالب در قصهگویی مولانا این است که اهل مزه و بو و رنگ نیست. لذا توصیف جزئینگرانه در مثنوی وجود ندارد و مولانا در زمینه توصیفگری مانند حافظ و سعدی نیست.»
به نظر ارجی علت این امر آن است که: «اگر مولانا از مزه و بو رنگ بگوید غباری روی اندیشه وحدتنگر خود انداخته است. اما نکته جالب این است که هنگامی که مولانا در قصههای خود تجربه عارفانه را بیان میکند و از کرامت حرف میزند تصاویر زیبایی میآفریند. شناخت روایتگری مولانا سهم عمدهای در لذت بردن از مثنوی دارد. همانند کسی که به دیدن گالری نقاشی رفته و آشنایی وی با سبکهای مختلف هنری لذتش را افزایش می دهد.»
ارجی ویژگیهای روایت در مثنوی را چنین برمیشمارد:
الف) قصههای مثنوی بر پایه گفتار بنا میشوند و نه کنش داستانی؛ و در قصهگویی این ایراد است. قصه باید ظرفیت رفتار و عمل داشته باشد.
ب) مجال توصیفگری و جزیینگری در مثنوی محدود است؛ و مولانا از توصیف اینجهانی خوشش نمیآید و جایی که مولانا باید تصویرگری داشته باشد یا کلیگویی میکند یا از موضوع میگذرد. مولانا آگاهانه از تغییر زاویه استفاده میکند و این مسئله خلا توصیفگری را جبران میکند.
ج) در بعضی داستانها تناسبی بین تمثیل و ممثل وجود ندارد. مولانا اندیشه و نظام فکری سازمانیافتهای دارد و برای بیان آن به دنبال قصه میگردد و همین که قصه بخشی از شاخصههای موردنظر او را داشته باشد، کافی است.
د) رفتار و گفتار حیوانات در مثنوی متناسب با شخصیت داستانی آنها نیست زیرا که هدف مولوی تنها اندیشه است.
و) داستانهایی که روایت نشدهاند و در حد یک نکته ظریف باقی ماندهاند.
ی) روایتهای تمثیلی در مثنوی تکمعنا میشوند.
علیاصغر ارجی در ادامه این سخنرانی، مفصل و با مصادیق متعدد هریک از این نکات را شرح میدهد.
| فرمت محتوا | mp۳ |
| حجم | 37.۵۲ کیلوبایت |
| مدت زمان | ۳۹:۵۵ |
| نویسنده | علی اصغر ارجی |
| گوینده | علی اصغر ارجی |
| ناشر | موسسه سروش مولانا |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۴/۱۰/۰۹ |
| قیمت ارزی | 3 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |