فیدیبو نماینده قانونی نشر قطره و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب اعتیاد به کار

کتاب اعتیاد به کار
روان شناسی معتادین به کار

نسخه الکترونیک کتاب اعتیاد به کار به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب اعتیاد به کار

زندگی در دنیای پیچیده‌ی کنونی، ما را با مسائل گوناگونی مواجه می‌کند که گاه موجب سردرگمی ما می‌شوند. نشر قطره به منظور پاسخ به پرسش‌های خانواده‌ها و یاری دادن به آنها برای حل مشکلات‌شان، کتاب‌های تالیفی «روان و زندگی» را با همکاری گروهی از روان‌پزشکان، روان‌شناسان و استادان برجسته‌ی ایران منتشر می‌کند. دکتر سیدحمید آتش‌پور تحصیلات خود را تا دوره‌ی کارشناسی ارشد روان‌شناسی ادامه دادند و دکترای تخصصی خود را در واحد علوم و تحقیقات اهواز به اتمام رساندند. در سال ۱۳۸۶ نیز دکترای مجازی خود را در رشته‌ی مدیریت رفتار سازمانی، از دانشگاه راشویل اخذ کردند. ایشان تاکنون ۲۰ عنوان کتاب در زمینه‌های روان‌شناسی و مدیریت، تالیف و ترجمه کرده‌اند و هم‌اکنون مدیر گروه رشته‌ی روان‌شناسی صنعتی و سازمانی در دانشگاه آزاد خوراسگان اصفهان و سردبیر مجله‌ی «دانش و پژوهش در روان‌شناسی» همان دانشگاه هستند.

ادامه...
  • ناشر نشر قطره
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.59 مگابایت
  • تعداد صفحات ۸۶ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب اعتیاد به کار

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

تقدیم به برادرم سید مرتضی آتش پور

و با تشکر از سرکار خانم لیلا کریمی

یادداشت ناشر

هنگامی جامعه ی سالم و متعادلی خواهیم داشت که افراد بتوانند با برخورداری از سلامت روان در عرصه های اجتماعی به فعالیت بپردازند. انکار نابسامانی های روانی جامعه کمکی به رفع آن ها نمی کند. برای درمان، نخست باید بیماری را شناخت.
در گذشته های دور، اندیشمندان و ادیبان با نوشتن پندنامه های ارزشمند رسالت خود را در اشاعه ی اصول متعادل اخلاقی و روانی در سطح جامعه به انجام می رساندند؛ اما انسانِ امروز که درگیر مناسبات و معضلات پیچیده تری است، نیازمند شناخت و به کارگیری روش هایی عملی تر برای مقابله با دشواری های فردی و اجتماعی خود است.
انسان در هر نقطه از جهان، تنها با کسب آگاهی ها و مهارت های ویژه قادر خواهد بود راه برون رفتی از تنگناهای فردی و اجتماعی خود بیابد.
از آن جا که هر اجتماعی فرهنگ، قوانین، کاستی ها و اختلالات خاص خود را دارد؛ بررسی، شناخت، راه حل ها و درمان های مخصوص به خود را نیز می طلبد.
نشر قطره بر آن شده است تا با هم کاری گروهی از روان پزشکان و روان شناسان برجسته ی ایران، مجموعه کتاب هایی را با عنوان «روان و زندگی» منتشر کند. مولفان این مجموعه با دانش نظری و تجربه های بالینی و درمانی مفید، بخشی از مهم ترین اختلالات جامعه را مورد توجه قرار داده اند.
این مجموعه به صورت پرسش و پاسخ و به زبانی ساده تنظیم شده است تا خوانندگان بتوانند ضمن کسب آگاهی های لازم، پاسخ های روشنی را برای حل مشکلات روان شناختی خود به دست آورند.
نشر قطره بر خود لازم می داند که از روان پزشکان، روان شناسان و استادان محترمی که با این مجموعه هم کاری کرده اند، سپاسگزاری کند.

مقدمه ی مولف

بدون تردید، بزرگ ترین چالش در زندگی شغلی هر فرد، تنها کسب پاداش، ارتقا یا موفقیت های بزرگ نیست، بلکه موضوع مهم، این است که چگونه بین زندگی شخصی و شغلی، به طور موفقیت آمیزی تعادل ایجاد کند. برای برخی از افراد شاغل، ایجاد تعادل بین خواسته های شغلی و شخصی، چالشی عمده محسوب می شود. این موضوع، زمانی که با یک فرد معتاد به کار روبه رو می شویم، از اهمیت بیش تری برخوردار می شود. برعکس اعتیادهای دیگر، جامعه احترام خاصی برای این افراد قایل است. مردم آن ها را مورد تحسین قرار می دهند و به عنوان افرادی کارآمد، سرزنده و فعال در نظر می گیرند. اگرچه اعتیاد به کار، فاقد معیارهای طبقه بندی شده ی تشخیصی است، اما کسانی که با یک فرد معتاد به کار زندگی می کنند، به خوبی از نتایج مخرب و زیان بار این مسئله آگاهند. آن چه در این نوشته به آن پرداخته شده است، همین جنبه از زندگی افرادی است که از دید جامعه موفق ارزیابی شده اند. بخشی از این تلاش نیز روشنگری در زمینه ها و زوایای پنهان این مفهوم و مسائل مرتبط با آن است. در نهایت پیام این نوشته این است که می توان از این اعتیاد رهایی یافت و زندگی سالم تری داشت.

دکتر سید حمید آتش پور

ریشه های اصطلاح اعتیاد به کار

اصطلاح اعتیاد به کار، ترجمه ای است از واژه ی «workaholic‎»، و از ترکیب واژه ی «work‎» به معنی «کار» و واژه ی «aholic‎» به معنی «معتاد»، به وجود آمده است. در فرهنگ انگلیسی آکسفورد، معتاد به کار به کسی گفته می شود که «بیش از حد کار می کند و احساس می کند که در هر حال و تحت هر اوضاع و احوالی به کار کردن نیاز دارد». اعتیاد به کار به طور تکنیکی و علمی، به عنوان یک اختلال روانی شناخته نشده است، بلکه به عنوان یک مشکل روان شناختی مطرح می شود. از این نظر، این موضوع قسمتی از فرایند اعتیاد به طور کلی است و بر کل جامعه، خانواده و سازمان ها، تاثیر می گذارد. فرد معتاد به کار، کسی است که به طور عاطفی، معتاد به کنترل و قدرت است و حالتی وسواس گونه دارد و می خواهد از این طریق، به موفقیت و رضایت دست یابد. چنین فردی، کسی است که برای تعریف «شخصیت» خود، وابسته به کارش می شود. کار، دارویی است که وی خود را با آن مشغول می کند و به همین دلیل است که قادر به درک احساسات دیگر خود از قبیل صمیمیت و دوستی نیست.

نگاهی ویژه:

از زمانی که مفهوم انگیزه ی پیشرفت وارد مطالعات روان شناسی شد، مشخص شد افرادی که نیاز به موفقیت و پیشرفت بالایی دارند، اشتیاق وصف ناپذیری به کار خود پیدا می کنند، که آن ها را می توان معتاد به کار یا شیفته ی کار دانست. برخی از این افراد حتی در طول شبانه روز ۱۶ ساعت کار می کنند. این زمان در روزهای تعطیل به ۱۲ ساعت هم می رسد.
واژه ی معتاد به کار نشان دهنده ی وضعیت منفی و نامطلوبی است که این افراد دارند. البته باید توجه داشت که هر چند افراد مورد نظر به کار کردن معتاد شده اند، اما برخلاف معتادان دیگر، مورد احترام جامعه هستند. آن ها شیفته ی کار خود هستند و از انجام دادن کارهای محوله احساس خشنودی می کنند. به نظر می رسد آن ها با کار خود پیوندی عاطفی دارند.
هر چند این گونه افراد در جامعه مورد احترام و پذیرش هم کاران، دوستان و سرپرستان خود قرار می گیرند، ولی در هیچ یک از بررسی های انجام شده، مشخص نشده است که آیا خانواده ی آن ها نیز از این وضع احساس رضایت و خشنودی دارد یا خیر! این قبیل افراد، در اغلب اوقات، غذا خوردن، مکالمات عادی اجتماعی و لذت بردن از تعطیلات آخر هفته را نیز فراموش می کنند. شاید بسیاری از ما نیز گاهی اوقات با چنین مشکلاتی برخورد کرده باشیم، ولی برای یک فرد معتاد به کار، این وضعیت کاملاً عادی و طبیعی است. آن ها تقریبا در هر ساعتی، حتی شب ها، کاری برای انجام دادن پیدا می کنند. از نظر این افراد، آن چه که انجام می دهند بر هر چیز دیگر اولویت دارد و کوچک ترین جزئیات مربوط به کارشان نیز واجد اهمیت است، و همه چیز در انجام دادن کار و رسیدن به موفقیت خلاصه می شود. به دلیل همین ویژگی هاست که در طول زمان از دو جنبه ی زیر آسیب می بینند:

ــ سلامتی
ــ روابط اجتماعی و زندگی زناشویی

برای چنین افرادی مسئولیت ها و فرصت های کاری، ضرورت های نزدیک به هم و جدی تر از هر مسئله ای هستند. آن ها به دلیل نگاهی که به کار دارند، نمی توانند آن را مثل یک سرگرمی در نظر بگیرند. کار برای آن ها از هر چیزی مهم تر است و به عنوان یک عادت غیرقابل تغییر شناخته می شود. چنین عادتی حتی به موفقیت معنای خاصی می دهد، به نحوی که آن ها تلاش می کنند تا فقط موفقیت به دست آورند، نه آن که از آن لذت ببرند. برای آن ها سرگرم شدن چیزی غیرممکن است و شغل شان به طور مستقیم با رفاه و سلامتی شان در تعارض است. بنابراین اولویت اصلی آن ها کار است و بیش از آن چه که توان دارند برای کار برنامه ریزی می کنند و در این بین نقش طراوت، نشاط و خانواده کم رنگ می شود.

تاریخچه ی مطالعه ی اعتیاد به کار

تا دهه ی ۱۹۹۰، مفاهیم متعددی در توصیف و تبیین رفتارهای انسانی به وجود آمده بود. برخی از این مفاهیم، بر عواملی تاکید می کنند که می توانند شناخت ما را از شخصیت افراد کامل تر کنند: صفاتی که با یک دیگر ترکیب می شوند و ویژگی خاصی را نشان می دهند. این صفات را می توان در یک شبکه با یک دیگر جمع کرد و به یک عنوان کلی تبدیل کرد. در محیط کار نیز می توان صفات خاصی را در افراد مشاهده کرد که به طور وسواس گونه ای آن ها را بروز می دهند. این افراد بر کار خود متمرکزند و دارای توانایی و هوش بالایی هستند و به راحتی به خطرات تن می دهند. علاوه بر این، آن ها از انرژی زیادی برخوردارند و تمایل زیادی به فعالیت های مختلف کاری دارند و در یک کلام، معتاد به کار شناخته می شوند.
به نظر می رسد، به طور کلی، اعتیاد به کار و مشکلات مربوط به آن، در ادبیات شغلی نادیده گرفته شده یا توجه چندانی به آن نشده است. در این رابطه «رابینسون» (۱۹۹۶) بیان می کند که پژوهش های تجربی کمی در این زمینه داریم، اما همه ی گزارش ها حکایت از عوامل و مسائل مشابهی در این زمینه داشته اند که در ادامه ی مباحث به آن ها خواهیم پرداخت. علاوه بر رابینسون، کسان دیگری مانند «اسکات» و هم کارانش در اواخر دهه ی ۱۹۹۰ بیان می کنند که اعتیاد به کار به عنوان گونه ای جدی از اختلال وسواس اجباری شناخته شده که به علت عملکرد ناقص خانواده و تاثیر عمیق بر آن، گاه پیامدهای اسفباری را به وجود آورده است. گزارش های آن ها نشان می دهند که دردهای جسمانی، حملات قلبی، ناراحتی های گوارشی و مشکلات عاطفی، می توانند از کار زیاد ناشی شوند. این مسئله را به نوعی «آتش پور» (۱۳۸۴) و «آتش پور» و «کریمی» (۱۳۸۰) طی مطالعات خود درباره ی مدیران و کارکنان صنایع بزرگ به خوبی متوجه شده اند و تحلیل های مختلفی ارائه داده اند که در ادامه به آن ها اشاره خواهد شد. اما آن چه مسلم فرض شده است این است که اعتیاد به کار معادل اعتیادهای دیگر شناخته شده و کسانی چون «کلینگر» (۱۹۹۱) و «پورتر» (۱۹۹۶)، معتقدند که معتادین به کار اغلب ناراحت، وسواسی و مضطرب اند و در نهایت می توانند برای هم کاران شان ایجاد اشکال کنند.
***
معتادین به کار در اغلب برای خود و دیگران ایجاد اشکال می کنند و در انجام فعالیت ها و وظایف محوله بیش ازحد وسواس به خرج می دهند و سلامت شان را به خطر می اندازند.
***
برخی از محققان نیز معتقدند که وجود انواع مختلف الگوهای رفتاری در معتادین به کار، به طور کلی با میزان عملکرد شغلی، بازده کاری، و باروری در زندگی متعاقب آن ها رابطه دارد. «فاسل» نیز در کتابی تحت عنوان «کار کشیدن از خود تا مرگ» بیان کرد که تمام معتادان به کار ویژگی خاصی را در زندگی خود به نمایش می گذارند، که از بین آن ها می توان به عجله کردن، مشغولیت زیاد و هویت یابی براساس کار و فعالیت اشاره کرد. از نظر او، در مواردی، وقتی یک معتاد به کار با مرخصی گرفتن موافقت می کند، هنوز هم برنامه ریزی و زمان بندی کاری خود را همراه دارد. از نظر «فرینگ» (۱۹۹۴) نیز نشانگان اعتیاد به کار، مسائل مربوط به سلامت را در جنبه های مختلف تحت تاثیر قرار می دهند و با زندگی شخصی و کاری فرد تداخل می کنند. این نشانگان و مسائل مربوط به آن را در مباحث بعدی مورد بحث قرار داده ایم.

نشانه های اعتیاد به کار

به منظور شناسایی معتادین به کار، علاوه بر چک لیست شخصی و پرسش نامه هایی که در این زمینه وجود دارد، می توان به علایم و سرنخ هایی اشاره کرد که امکان تشخیص را هم برای افراد معتاد به کار و هم برای متخصصان فراهم می کند.

نشانه های اعتیاد به کار:

ــ زود از خواب بیدار شدن (بدون توجه به این که چه وقت به رختخواب رفته اند).
ــ پس از بیداری، دغدغه ی اصلی شان مسائل کاری است.
ــ تهیه ی فهرستی بلندبالا از کارهایی که باید انجام دهند.
ــ صرف غذا به همراه مطالعه ی گزارش ها یا انجام دادن کارهای مختلف یا مطالعه ی پرونده ها.
ــ احساس ناراحتی در زمان استراحت (زمانی که کاری برای انجام دادن وجود ندارد).
ــ بلندپروازی های مختلف و انرژی زیاد برای انجام دادن کارهای مختلف.
ــ برنامه ریزی برای کارهای مختلف، حتی در روزهای تعطیل.
ــ احساس عذاب در زمان تعطیلات.
ــ وحشت از بی کاری و بازنشستگی.
ــ وسواس در انجام دادن کار، حتی به قیمت عدم لذت بردن از آن.

به نظر می رسد برخی از کارکنان و مدیران سازمان ها تا دیروقت کار می کنند و صبح زودتر از بقیه سر کار حاضر می شوند. این افراد حتی در موقع غذا خوردن نمی توانند کار نکنند و ترجیح می دهند جایی غذا بخورند که امکان مطالعه ی گزارش ها یا انجام دادن کارهای دیگر وجود داشته باشد. برای این افراد زندگی فهرستی است از خرید کالاهای مختلف، یادداشت برداری از مسائل مختلف، ثبت وقایع، قرار ملاقات ها، جلسات و غیره. به همین دلیل وقتی کاری برای انجام دادن ندارند، کلافه اند و دچار مشکل می شوند. آن ها برای پیدا کردن معنا و امنیتی که در زندگی می خواهند، وسواس گونه در هر زمان، کاری برای انجام دادن پیدا می کنند. این افراد در مقایسه با دیگران بلندپروازی های بیش تری دارند و کم تر می خوابند و برای کسب موفقیت به هر کاری در حوزه ی فعالیت خود تن می دهند. این مدیران و کارکنان، در آخر هفته و ایام تعطیل، کوله باری از کتاب های مختلف، ترازنامه های مالیاتی یا حساب رسی های بی شمار را جلو خود می گذارند تا بی کار نباشند. آن ها آن قدر در کار خود غرق می شوند که حتی در مهمانی ها هم برای انجام دادن کارهای شان نقشه می کشند و با وجود شلوغی و سروصدای محیط به انجام دادن بعضی از کارهای خود می پردازند. جالب این است که وقتی از برخی مسئولان پرسیده می شود تعطیلات خود را چگونه گذرانده اند، آن ها یاد ایام نوجوانی یا کودکی خود می افتند. زیرا آن ایام تنها زمانی بوده است که به تعطیلات درست و حسابی رفته اند. برخی از یافته ها نیز حکایت از این دارند که یکی از دلایل بازگشت بازنشسته ها به محیط کار را می توان وحشت آن ها از بی کار ماندن دانست. این افراد تا وقتی به کار خود مشغول هستند، گذشت زمان را درک نمی کنند. این مسئله می تواند حتی تمایل به خوردن را نیز تا حد قابل توجهی در آن ها از بین ببرد.
در مصاحبه با چند تن از مدیران و کارکنان، نکات جالب توجهی مطرح شد که به برخی از آن ها اشاره می شود:

ــ مسئولیت ها و فرصت های کاری برای آن ها ضرورت های نزدیک به هم اند و جدی تر از هر مسئله ای در زندگی شان قلمداد می شوند.
ــ کار برای آن ها به صورت یک سرگرمی نیست، بلکه مهم ترین مسئله ی زندگی آن هاست.
ــ کار برای شان یک عادت غیرقابل تغییر است و صدمه ای که از این عادت می بینند قابل توجه است و به رغم مشکلات آن، نمی توانند کار دیگری بکنند.
ــ برای آن ها موفق شدن با حیثیت و شرف شان آمیخته شده است.
ــ ارزش وجودی خود را در کار جست وجو می کنند و موفق شدن، احساس ارزشمندی آن ها را معنا می کند و تداوم می بخشد.
ــ انجام دادن کارهای سرگرم کننده برای شان نوعی کار کودکانه است و نمی توانند آن ها را بخش جدایی ناپذیری از زندگی قلمداد کنند.
ــ شغل شان را مخل و مانع سلامتی خود می دانند، اما حاضر نیستند آن را کنار بگذارند.
ــ بیش از توان شان برنامه ریزی می کنند و به همین دلیل نمی توانند به مسائل خانوادگی خود برسند.
ــ معمولاً تعطیلات در ذهن آن ها امری اجباری است از سوی خانواده که نمی توانند از آن لذت ببرند.
ــ اغلب ذهن شان مشغول است و به دنبال کارهای جدیدی هستند.

از دید «آیزاک آدیزاس»، معتادین به کار، یکه تازهایی هستند که در انجام دادن امور کم تر می توانند به دیگران اعتماد کنند. آن ها علاقه مندند که هر کاری را خود انجام دهند و انجام دادن کار توسط دیگران را قبول ندارند. بر این اساس فشار زیادی را در کارها و امور محوله متحمل می شوند و به انواع بیماری ها ابتلا پیدا می کنند.

نظرات کاربران درباره کتاب اعتیاد به کار