
خلاصه داستان:
میثم توی یه قبیلۀ جنگجو بزرگ شده؛ جایی که شمشیر از نون شب واجبتره و شجاعت، معیار آدمحسابی بودنه. فقط یه مشکل کوچولو هست… میثم از شمشیر و جنگ میترسه! نه اینکه دلش نخواد شجاع باشه، نه؛ ولی سخته براش و خودش هم از این قضیه کلافهست. همین ترس، شروع یه سفر عجیب میشه؛ سفری که از بصره شروع میشه و میثم رو میکشونه تا کوفه، شهر خلافت حضرت علی(ع).
کوفه فقط یه شهر نیست؛ یه کلاس درسه با امتحانهای سخت! میثم اینجا با آدمبزرگهای خاصی آشنا میشه، مثل مالک اشتر، و کمکم میفهمه شجاعت فقط شمشیر زدن نیست؛ گاهی ایستادن پای حق، فکر کردن، یاد گرفتن و مراقب دوستهات بودن، شجاعته. میثم زمین میخوره، میترسه، اشتباه میکنه، ولی هر بار یه چیز تازه یاد میگیره و یه قدم جلوتر میره.
آخرش هم میبینیم همون پسری که از شمشیر فرار میکرد، حالا با دلِ قرص کنار سپاه امام علی(ع) توی جنگ صفین ایستاده. *میثم و شهر ترسهای ممنوعه* قصۀ اینه که شجاعت از کجا شروع میشه… و چطور میشه با ترس دوست شد و ازش عبور کرد.
چرا حیفه این کتاب مال تو نباشه؟
اگه فکر میکنی شجاعت یعنی نترسیدن، این کتاب قراره نظرت رو عوض کنه.
یه قهرمان ترسو؟ آره! دقیقاً به همین خاطره که این کتاب دوستداشتنیه.
این داستان ثابت میکنه حتی با وجود ترس هم میتونی کارهای بزرگ بکنی.
کتابیه که هم هیجان داره، هم حرف حساب؛ بدون شعار و نصیحت!
شجاعت همیشه با شمشیر شروع نمیشه… گاهی با یه «میترسم، ولی ادامه میدم».
اگه دوست داری یه داستان بخونی که قهرمانش از همون اول قوی و بینقص نباشه و درست مثل خودِ ماها گاهی بترسه، میثم و شهر ترسهای ممنوعه انتخاب خیلی خوبیه. این کتاب یه سفر پرهیجان و پرمعناس؛ از دل ترسها تا رسیدن به شجاعت واقعی، بدون شعار و حرفهای کلیشهای. از اون قصههاست که حسابی سرگرمت میکنه. شروعش کن، بقیۀ راه خودش دستت رو میگیره و میبره.
نگاه تربیتی
بیاین واقعبین باشیم؛ ترس توی نوجوانی چیز عجیبی نیست، اتفاقاً خیلی هم طبیعیه. از ترسِ قبول نشدن گرفته تا ترسِ اشتباه کردن، تنها موندن یا حتی «نکنه از پسش برنیام». چیزی که مهمه اینه که بچهها یاد بگیرن ترس پایان راه نیست. تلاشِ آرومآروم، تجربه کردن حتی با دلِ لرزون و تکیه به یه باور محکم، همون چیزیه که ترس رو کوچیک میکنه. وقتی نوجوان بفهمه لازم نیست بینقص باشه و میتونه با ایمان و پشتکار جلو بره، کمکم جرأت پیدا میکنه قدم بعدی رو برداره؛ حتی اگه هنوز ترس داره.
داستانها توی این مسیر کمک بزرگیان، چون بدون نصیحت مستقیم، این مفاهیم رو میکارن توی ذهن نوجوانها. میثم و شهر ترسهای ممنوعه دقیقاً همین کار رو میکنه؛ نشون میده شجاعت از نترسیدن شروع نمیشه، از تلاش کردن با وجود ترسه و از ایمانی که آدم رو جلو میبره. اگه دنبال یه کتابی هستین که آرومآروم به نوجوان یاد بده چطور با ترسهاش روبهرو بشه، این کتاب انتخاب خیلی خوبیه.
دیوار افتخارات کتاب
میثم و شهر ترسهای ممنوعه از اون کتابهاست که توی جمعهای کتابخوانِ نوجوان و مربیها حسابی دربارهش حرف زده میشه. خیلیها ازش بهعنوان داستانی یاد میکنن که مفاهیم بزرگی مثل شجاعت، ایمان و رشد شخصی رو بدون شعار و مستقیمگویی تعریف میکنه؛ درست همونجوری که نوجوانها دوست دارن. بازخوردها نشون میده شخصیت میثم برای خیلی از بچهها قابل همذاتپنداریه و مسیر تغییرش، الهامبخش و امیدوارکنندهست. خلاصه اگه دنبال یه داستان خوشخوان و اثرگذار هستین که هم حسابی ذهنت رو درگیر کنه، این کتاب انتخاب امن و خوبیه.
| فرمت محتوا | pdf |
| حجم | 18.۹۳ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 255 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | مرضیه مولوی |
| نویسنده دوم | احمدرضا امیری سامانی |
| ناشر | کمیکا |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۴/۱۰/۱۶ |
| قیمت ارزی | 4 دلار |
| قیمت چاپی | 239,000 تومان |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |