فیدیبو نماینده قانونی نشر قطره و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب هیپنوتیزم به زبان ساده

کتاب هیپنوتیزم به زبان ساده
پرسش‌های احتمالی، پاسخ‌های اجمالی

نسخه الکترونیک کتاب هیپنوتیزم به زبان ساده به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب هیپنوتیزم به زبان ساده

هیپنوتیزم حالتی موقتی است از ادراک تغییریافته است که توسط یک فرد در فردی دیگر ایجاد می‌شود و در او دسته‌ای از پدیده‌ها به شکلی خود به خودی و یا در پاسخ به محرک‌های کلامی و یا دیگر محرکه‌ها به وجود می‌آید. این پدیده‌ها عبارتند از: تغییر در هوشیاری و حافظه و افزایش تلقین‌پذیری در به وجود آمدن ایده‌ها و پاسخ‌هایی که در مقیاس با وضعیت مادی ذهنی برای فرد نامتعارف و ناآشناست. پدیده‌های دیگری چون بی‌حسی، فلجی و سفتی عضلات و تغییرات عروقی نیز می‌تواند در حین حالت هیپنوتیزم و جنبه‌های تلقینی نهفته در آن آگاهی خواننده را در مسیری هدایت کند که به یاری آن به جوهر و مغز بسیاری از روش‌های ادعایی درمانی که گسترش زیادی در جامعه پیدا کرده است راه یابد.

ادامه...
  • ناشر نشر قطره
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.44 مگابایت
  • تعداد صفحات ۷۸ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب هیپنوتیزم به زبان ساده

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

تقدیم به آنان که بی قراری ناشی از پرسش

را به آرامش برخاسته از پاسخ ترجیح می دهند

هیپنوتیزم چیست؟

هیپنوتیزم برگرفته از نام خدای خواب یونان باستان «هیپنوز» است. این واژه برای اشاره به ارتباط و تعامل میان دو فرد و یا فردی با گروهی به کار می رود که در آن یکی (هیپنوتیزم گر) سعی می کند بر ادراک، احساسات، افکار و رفتار دیگری (هیپنوتیزم شونده) تاثیرگذارد. هیپنوتیزم گر از هیپنوتیزم شونده می خواهد تا بر ایده ها و تصاویری خاص تمرکز کند و از این طریق سعی می کند به هدف مورد نظر خود دست یابد. انجمن پزشکی بریتانیا در سال ۱۹۹۵ تعریف زیر را برای هیپنوتیزم ارائه کرد:
***
هیپنوتیزم با کاهش دادن میزان تمرکز و دقت یک فرد مضطرب، برانگیختگیِ حسی و پاسخ دهی اعصاب او را کم می کند.
***
«هیپنوتیزم حالتی موقتی از ادراک تغییریافته است که توسط یک فرد در فردی دیگر ایجاد می شود و در او دسته ای از پدیده ها به شکلی خودبه خودی و یا در پاسخ به محرک های کلامی و یا دیگر محرک ها به وجود می آید؛ این پدیده ها عبارتند از: تغییر در هشیاری و حافظه، افزایش تلقین پذیری و به وجودآمدن ایده ها و پاسخ هایی که در مقایسه با وضعیت عادی ذهنی برای فرد نامتعارف و ناآشناست. پدیده های دیگری چون بی حسی، فلجی و سفتی عضلات و تغییرات عروقی می تواند در حین حالت هیپنوتیزمی به وجود آید یا از بین برود».
در جریان هیپنوتیزم با کاهش نسبی برانگیختگی حسی و افت در پاسخ دهی سیستم عصبی مرکزی روبه رو هستیم، این فرایندی است که در مقابل عدم تمرکز و دقت فرد مضطربی که مدام محیط پیرامون خود را در جست وجوی خطری فرضی واکاوی می کند، قرار می گیرد. کلماتی را که هیپنوتیزم گر برای ایجاد این تاثیرات به کار می گیرد «تلقینات» می نامند. تفاوت «تلقینات» هیپنوتیزمی با توصیه ها، درخواست ها و دستورات روزمره در این است که در تلقینات هیپنوتیزمی با پاسخ موفق هیپنوتیزم شونده به شکل رفتاری «خودکار» و «غیرارادی» سر و
کار داریم. در حقیقت «غیرارادی» بودن پاسخ که هیپنوتیزم شونده پس از خروج از حالت هیپنوتیزمی گزارش آن را می دهد، از دید بسیاری از محققین قابل اعتمادترین ملاک برای بودن فرد در حالت هیپنوتیزمی است. تقریبا تمام افرادی که هیپنوتیزم می شوند، می پندارند که پاسخ آن ها نتیجه ی عملکرد هیپنوتیزم گر است.
***
در تلقین هیپنوتیزمی با پاسخی خودکار و غیرارادی از سوی هیپنوتیزم شونده روبه رو هستیم.
***
در حقیقت، این فرد هیپنوتیزم شونده است که با آمادگی ذهنی خود آغازکننده ی عمل است. زمانی که تفکر انتقادی فرد به حالت تعلیق درآید، رفتاری تلقین شده به شکلی خودکار و بدون آن که سازوکارهای منطقی و ارزیابی کننده ی مغز در آن دخالتی داشته باشد، انجام می شود و زمانی که تلقینی پس از تلقین دیگر پذیرفته شد، قابلیت بیش تری برای قبول تلقینات مشکل تر پیدا می شود.

یادداشت ناشر

هنگامی جامعه ی سالم و متعادلی خواهیم داشت که افراد بتوانند با برخورداری از سلامت روان در عرصه های اجتماعی به فعالیت بپردازند. انکار نابسامانی های روانی جامعه کمکی به رفع آن ها نمی کند. برای درمان، نخست باید بیماری را شناخت.
در گذشته های دور، اندیشمندان و ادیبان با نوشتن پندنامه های ارزشمند رسالت خود را در اشاعه ی اصول متعادل اخلاقی و روانی در سطح جامعه به انجام می رساندند؛ اما انسانِ امروز که درگیر مناسبات و معضلات پیچیده تری است، نیازمند شناخت و به کارگیری روش هایی عملی تر برای مقابله با دشواری های فردی و اجتماعی خود است.
انسان در هر نقطه از جهان، تنها با کسب آگاهی ها و مهارت های ویژه قادر خواهد بود راه برون رفتی از تنگناهای فردی و اجتماعی خود بیابد.
از آن جا که هر اجتماعی فرهنگ، قوانین، کاستی ها و اختلالات خاص خود را دارد؛ بررسی، شناخت، راه حل ها و درمان های مخصوص به خود را نیز می طلبد.
نشر قطره بر آن شده است تا با هم کاری گروهی از روان پزشکان و روان شناسان برجسته ی ایران، مجموعه کتاب هایی را با عنوان «روان و زندگی» منتشر کند. مولفان این مجموعه با دانش نظری و تجربه های بالینی و درمانی مفید، بخشی از مهم ترین اختلالات جامعه را مورد توجه قرار داده اند.
این مجموعه به صورت پرسش و پاسخ و به زبانی ساده تنظیم شده است تا خوانندگان بتوانند ضمن کسب آگاهی های لازم، پاسخ های روشنی را برای حل مشکلات روان شناختی خود به دست آورند.
نشر قطره بر خود لازم می داند که از روان پزشکان، روان شناسان و استادان محترمی که با این مجموعه هم کاری کرده اند، سپاسگزاری کند.

مقدمه ی مولف

این اثر کوششی است در جهت آشنایی مقدماتی خواننده با پدیده ای که هر چند از عمر رویکرد علمی به آن، بیش از دویست واندی سال نمی گذرد اما قدمتی به اندازه ی عمر آدمی بر کره ی خاکی دارد و از این رو هاله ای از برداشت های سطحی و عوامانه به دور آن تنیده شده است. شفا و درمان مستلزم تعامل دوسویه ی دو فرد و یا یک فرد با گروهی از افراد است که هریک مجموعه ای از انتظارات را درباره ی دیگری درذهن خویش حمل می کند. از شفادهنده دسته ای از رفتارها شامل شنیدن شرح حال بیمار، معاینه ی او، بیان تشخیص و ادای جملاتی درباره ی سیر و پیش آگاهی بیماری و سپس پیش گرفتن رویکرد درمانی انتظار می رود. از آن جا که بسیاری از شکایات و مشکلات به شکلی طبیعی و به مرور در طول زمان کاهش می یابد و علاوه بر آن مراسم درمانی هم می تواند به عنوان عاملی درمانی عمل کند ــ که به عنوان اثر دارونما شناخته می شود ــ شفادهنده می تواند موجب شفای بیمار خود شود حتی اگر رفتار به کار گرفته شده توسط وی دارای هیچ اثر درمانی نباشد. جنبه ی مهم این تعامل آن است که شفادهنده به وکالت از بیمار درباره ی وی تصمیم می گیرد، این او است که می گوید مشکل بیمار چیست، از کجا نشئت گرفته است و برای غلبه بر آن چه باید کرد. بیمار به شفادهنده به عنوان فردی ماهر که توان و صلاحیت چنین تصمیم گیری را دارد می نگرد، بنابراین شفادهنده همیشه در موقعیتی فرادست و قدرت مدارانه نسبت به بیمار قرار دارد.
استفاده از دست ها و یا عدم لمس برای درمان در طول تاریخ تجربه ای شایع بوده است. زمانی در بریتانیا اعتقاد بر این بود که شاهان و ملکه ها در دست های شان قدرت شفادهندگی دارند که به لمس شاهانه معروف بود. دیدگاه دیگر، اعتقاد به وجود نوعی مایع سیال و یا انرژی حیاتی بود، یکی از اولین افراد تاثیرگذار در این زمینه جالینوس بود. معتقدین به این دیدگاه بر این باور بودند که هرگاه این مایعات یا انرژی حیاتی در مسیر سیال خود دچار گرفتگی شود علایم بیماری ظاهر می شود. شفا زمانی رخ می دهد که این انسداد برطرف شود و حرکت این جریان سیال از سر گرفته شود. شفادهنده دارای چنین قدرتی است که دوباره این جریان را برقرار کند و آن را به مجرای صحیح خود هدایت کند. این انرژی ها و نیروها در ابتدا ماهیتی جادویی و مرموز داشت اما پیشرفت علم به مدد معتقدین به این باور آمد و کشف نیروهایی از قبیل نیروی الکترومغناطیس و جاذبه موجب شد شفادهندگان از مفاهیم مطرح شده در علم فیزیک یاری بگیرند. آنتوان مسمر که تاریخ هیپنوتیزم علمی با نام وی آغاز می شود برهمین اساس به تاثیر میدان مغناطیسی افراد بر یک دیگر باور داشت. او بر این باور بود که در بدن هر انسان میدان مغناطیسی وجود دارد که باعث تاثیرگذاری انسان ها بر یک دیگر همانند اجرام سماوی می شود و برخی افراد دارای این قابلیت ذاتی هستند که بر میدان های مغناطیسی انسان های دیگر تاثیر اعمال کنند. او به اعتقاد خود، از این نیرو جهت برگرداندن تعادل مغناطیسی افراد بیمار استفاده می کرد. اعتقاد به میدان های انرژی بدون هیچ دلیل قانع کننده ی علمی، هنوز اساس نظری برخی از شیوه های درمانی را تشکیل می دهد. در ابتدای قرن بیستم هم زمان با کشف اشعه ی ایکس برخی معتقد به وجود اثرات درمانی در آن شدند که این تب با درک عوارض و زیان های اشعه ی ایکس به زودی فروکش کرد. با شتاب گرفتن تحولات علمی در ۳۰۰ سال گذشته، ما به شکلی روزافزون شاهد درهم آمیختن نامناسب مفاهیم علمی و دیدگاه های ارائه شده در «طب مکمل» هستیم. «طب مکمل» یا «طب جایگزین» همان گونه که مولفین کتاب «هیپنوتیزم پزشکی و دندان پزشکی هارتلند» اشاره می کنند ملغمه ی عجیب و غریبی از شبه علم، علوم غریبه و ادعاهای کاذب است. ما امروزه نه تنها شاهد وام گرفتن مفاهیم علمی از علوم فیزیکی بلکه از علوم زیستی و پزشکی نیز هستیم. می توان به ویتامین ها و مواد معدنی، ریتم های بیولوژیک و سیستم ایمنی اشاره کرد. به طورمثال ادعا می شود که این روش درمانی موجب تقویت سیستم ایمنی می شود و یا سموم بدن را دفع می کند و یا با استفاده از یافته های موجود در علوم اعصاب، روش های درمانی خود را به «ریتم آلفای مغزی»، «ادراک نهفته»، «ذهن ناخودآگاه» مرتبط می کنند.
یکی دیگر از مضمون های مشاهده شده در تاریخ، مرتبط کردن درمان با تغییرات حالت ذهنی و یا حالت های شبیه خواب بود. در یونان قدیم معابدی وقف خدای شفابخش آسکلپیوس شده بود که این معابد را در چشم اندازی زیبا و مشرف به آب می ساختند، در این معابد، کاهنان بیماران را در آب شست وشو می دادند و رژیم غذایی خاصی به آن ها تجویز می کردند و پس از آمادگی، آن ها را به اتاقی مخصوص می بردند، به آن ها لباس سفید می پوشاندند و مواد خواب آور از قبیل دانه های خشخاش به آن ها می دادند؛ آن جا موسیقی و اوراد خاصی به گوش می رسید و باور بر این بود که فرد در حالی که در این اتاق به مدد کاهن به خواب می رود هیپنوز خدای خواب و پسر او مورفیوس خدای رویا را ملاقات می کند. در این جا با مضمونی مهم یعنی تاثیر دعا، سِحر و اوراد جادویی، خلاصه تلقینات کلامی در شفای بیماران، روبه رو هستیم.
دیدگاه و مضمون دیگری که می توان در رابطه با فرایند درمان به آن اشاره کرد به وجود آمدن بحران و واکنش شدید در بیمار بود. در زمان های گذشته این پدیده به عنوان دلیلی برای ترک بدن از سوی ارواح خبیثه تلقی می شد و در قرون بعد ایده ی آزاد شدن و برداشته شدن مانع از سر راه انرژی و سیالات حیاتی جای آن را گرفت. این ایده در بسیاری از فرهنگ ها جای خاصی را در فرایند درمان اشغال می کند، به طور مثال در بسیاری از قبایل می بینیم در حالی که افراد حلقه ای را شکل داده اند به صدای موزون طبل و اورادخاص گوش فرامی دهند و هم چنان که نفس های عمیق می کشند به روی زمین می افتند و حرکات خاصی از خود به نمایش می گذارند که نقشی درمانی دارد.
در تمامی این شیوه های درمانی آن چه از سوی درمانگران به عنوان عامل شفابخش مطرح می شود و توسط شیفتگان متعصب آن به عنوان حقایقی مسلم پذیرفته می شود با آن چه درواقع رخ می دهد فاصله ای فراوان دارد. اثربخشی روش ادعایی به عوامل مختلف و متعددی بستگی دارد و ذهن انسان های عادی قادر به تشخیص و تمیز این عوامل نیست. در قرن هیجدهم و در اوج شهرت مسمر در پاریس وقتی او از پاسخ گویی به خیل مراجعین بی شمار خود عاجز مانده بود به ناچار اقدام به «مغناطیسی کردن» درختی در یکی از میادین پاریس کرد. از فردای آن روز افراد با گرفتن شاخه های درخت به «بحران های مسمری» دچار می شدند و بسیاری از آن ها بیان می کردند که شفا یافته اند.
در ایجاد و یا حداقل تشدید و تداوم علایم بسیاری از بیماری ها، عوامل روحی و روانی نقش به سزایی دارد. ذهن آدمی از طریق عملکرد مغز و ترشح انتقال دهنده های شیمیایی و هورمون ها بر عملکرد تمامی دستگاه های بدن تاثیر دارد. ثمربخشی این روش گاه وابسته به این است که این روش چگونه از سوی بیمار پذیرفته شود. اعتقاد بیمار به شیوه ای خاص و ارتباط ایمان مدارانه ای که با درمانگر خود برقرار می کند گاه به از بین رفتن یا کاهش علایم بیماری منجر می شود. عنصر تلقین نقشی انکارناپذیر در بسیاری از این روش ها دارد. علم در مسیر پیشرفت خویش بسیاری از این روش های درمانی را از غربال تنگ خود عبور داده است و ماهیت واقعی بسیاری از آن ها را به ما شناسانده است. برخی از روش ها که زمانی جزء درمان های عوامانه تلقی می شدند اکنون با زدوده شدن ادعاهای اغراق آمیز تنیده شده به دورشان، جایگاه شایسته ی خود را در علم پزشکی یافته اند. هرگاه به دقت به تمامی این روش ها بنگریم پس از کنار زدن پوسته ی ظاهری آن ها که در بسیاری موارد شکلی اعتقادی و ایدئولوژیک به خود می گیرد با پدیده های بنیادین مشترکی روبه رو می شویم. ذهن انسان های عادی بدون آن که قادر به نفوذ در مغز این پدیده ها باشد مسحور پوسته ی فریبنده ی چنین روش هایی می شود و در این جا است که میدانی فراخ برای عوام فریبان باز می شود و با سوار شدن بر موج احساسات عوام، آن ها را به سوی مقصود خویش می کشانند. اگر خوش بینانه بنگریم گاهی نیز درمانگر و بیمار هر دو معصومانه چنین می پندارند که عامل شفا ریشه در همان چیزی دارد که از سوی درمانگر بیان می شود.
در این اثر کوشش نگارنده بر این است که با توضیح پدیده ی هیپنوتیزم و جنبه های تلقینی نهفته در آن، آگاهی خواننده را در مسیری هدایت کند که به یاری آن به جوهر و مغز بسیاری از روش های ادعایی درمانی که گسترش زیادی در جامعه پیدا کرده است، راه یابد. باشد که ذهن نقاد خواننده قادر به تمیز مهره های رنگارنگ بی ارزش از گوهرهای گرانبها شود و هر فلز درخشانی را به جای طلای ناب نگیرد.

دکتر علی فیروزآبادی

شیراز ـ بیمارستان حافظ ـ بخش روان پزشکی

پاییز ۱۳۷۸

نظرات کاربران درباره کتاب هیپنوتیزم به زبان ساده

عالی
در 3 سال پیش توسط sin...ami
دست گلت درد نکنه فیدیبو
در 1 سال پیش توسط رحیم رسول زاده