
هر بار که می خواهم از جا بلند شوم و پردۀ ضخیم اتاقم را بکشم، نمی شود. پاهایم به زمین می چسبد، همینجور اینجا می نشینم و نگاهم از لای پَرهای کوچکِ چسبیده به شیشه، میخ می شود به دورنمای گردنۀ روبرو.
باریکه راهی در کمرکش کوه... حتی اگر از این فاصله هم نبینی، می دانی در همین لحظه، بزهای کوهی با آن چشمهای درشت دور و بر را می پایند و با آن پاهای لاغر از صخره ای به صخره ای می پرند که ناگهان... شَتَرق... تیری در میرود و...
گفتم: ـ محیط بان ها که تفنگ ندارند.
کسی جواب نداد. گوش کسی بدهکار نبود.
پس شکارچیها را کی و چطور بِرَمانَد؟
ما پرستارها هر شب، به محضِ آژیر قرمز، پرده ها را کیپ می کشیدیم که به بمب افکن ها گرا نداده باشیم. روی شیشۀ همۀ پنجره ها هم نوار چسب ضربدری زده بودیم.
-از متن کتاب-
| فرمت محتوا | pdf |
| حجم | 1.۶۹ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 141 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | مهناز رضایی (لاچین) |
| ناشر | چوک |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۴/۱۱/۰۱ |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |