
آندرو سرگرم ساختن گارى بود. باید تخته چوب کاج را صیقل می داد و هموار می کرد تا مال بند آماده شود. چند جای تخته را هم باید سوراخ می کرد، کاری ندارد. همین و بس. دیگر چیزی نمانده است. چه مردم عجیب ! با هر چیزی چنان رفتار می کنند ک ه انگار هدیه ای آسمانی است. درست هم فکر می کردند؛ زیرا همه ی روز کارکردن زیر آفتاب سوزان خوشایند نیست. می توانست نزدیک غروب آفتاب به روستا برود و از ساناسار گاو نرش را عاریه بگیرد؛ چون گمان می رود دیگر در چراگاه تابستانی هیمه و چوب خشکی به جا نمانده باشد. باید برود به گاوهاى شیرده نگاهى بیندازد و از آنجا که حتماً آشخِن ماست خوبى داشت، کمى ماست بخورد.
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 1.۴۴ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 264 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | هرانت ماتهووسیان |
| مترجم | سیفالله گلکار |
| ناشر | پندار تابان |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۴/۱۰/۱۷ |
| قیمت ارزی | 1 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |