فیدیبو نماینده قانونی انتشارات کتاب کوله‌پشتی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب من ملاله هستم

کتاب من ملاله هستم

نسخه الکترونیک کتاب من ملاله هستم به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب من ملاله هستم

"پرفروش ترين كتاب سال ٢٠١٣ در زمينه اتوبيوگرافی" ملاله یوسف زی دختر نوجوان پاکستانی که به خاطر تلاش برای دفاع از حق تحصیل زنان از ناحیه سر مورد اصابت گلوله طالبان قرار گرفت. دختری که برای تحصیل به پاخاست و هدف گلوله طالبان قرار گرفت، با همکاری روزنامه نگار بریتانیایی کریستینا لمب نوشته شده است. ملاله 16 ساله در این کتاب از لحظات وحشتناکی می گوید که دو پیکارجوی طالبان در 9 اکتبر 2012 سوار اتوبوس مدرسه شدند و به سرش شلیک کردند. او می نویسد: دوستانم می گویند ضارب، سه بار شلیک کرد، یکی پشت سر دیگری ملاله برای مداوای پزشکی عازم بریتانیا و در شهر بیرمنگهام ساکن شده است. او در کتاب خود، از زندگی اش در دوران حکومت طالبان در دره سوات در شمال غرب پاکستان نوشته است. کتاب، توصیف کننده احساسات عمومی مردم پاکستان در خصوص تفکرات طالبانی و ممنوعیت دسترسی به تلویزیون و موسیقی و ادبیات است.

ادامه...

بخشی از کتاب من ملاله هستم

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



سخن مترجم

اکنون که مطالعه ی این کتاب به پایان رسید، با حقایقی تلخ روبه­رو شده ایم که شاید هرگز در زندگی تصور آن را هم نکرده باشیم. در سراسر کتاب گاهی اشک از چشمانمان جاری می شود و گاهی احساس غم و اندوه قلبمان را فرا می گیرد. هم­نوعان ما زیر سلطه ی ظلم و جهالت زندگی می کنند و کسی که بخواهد صدای خود را به گوش جهان برساند باید از جان خود بگذرد. در حالی که آزادی و برابری از حقوق یک انسان است، در برخی از کشورهای دنیا هنوز تحصیل زنان گناه و یک نوع جرم به شمار می آید. ما می دانیم که هر کسی از هر نژاد، زبان و مذهب، خواه مرد باشد و خواه زن از تمام حقوق و آزادی های انسانی خود می تواند استفاده کند.
در واقع هیچکس را نمی توان در حبس خانگی نگاه داشت و او را از حقوق اولیه­اش محروم کرد. این جهالت یک انسان است که به خود اجازه می دهد حقوق هم­نوعان خود را زیر پا بگذارد، و همین جهالت بسیاری از کودکان بی گناه را قربانی می کند. ملاله یک نمونه از دختران و پسرانی است که قربانی نادانی و تعصب افرادی مانند طالبان می شوند. کسانی هستند که می گویند ملاله را بت کرده­اند و حق او نیست که شناخته شود و از وی حمایت کنند، اما بهتر است بگوییم که ملاله یک نشانه است، نشانه ی بیداری.
اگر بدون هیچ گونه تعصبی به صدای ملاله گوش بدهیم، و عینک منفی­نگری را از جلوی چشمانمان برداریم تازه متوجه خواهیم شد که او می تواند برای ما یک نشانه باشد. نشانه ای که ما را از خواب غفلت بیدار خواهد کرد. طالبان بذر جهالت خود را در افغانستان و پاکستان پاشیده و آنها را پرورش داده است که نتیجه ی آن مرگ کودکان بی گناهی است که خوشبختانه ملاله از آن جان سالم به در برد. باید آگاه باشیم که گاهی ریشه های تعصب به طور پنهانی از خاکی به خاک دیگر رشد می کند، و اگر گل های باغچه ی همسایه را از هر گونه آفتی نجات ندهیم هر لحظه ممکن است که این سرنوشت گریبان­گیر خودمان شود. بنابراین بیداری ما و تلاش برای کسب دانش در برابر این جهالت راه را برای پسران و دخترانی مانند ملاله هموارتر خواهد کرد.
در پایان باید بگویم سپاسگزار کسی هستم که در لحظات دشوار زندگی مرا همراهی کرده است و ترجمه ی این کتاب را به دوست و همراه زندگی ام، مهدی پورمهدی تقدیم می کنم.

با نام او

تقدیر و تشکر

سال گذشته تنفر شدید انسان و عشق بی پایان خداوند برای من آشکار شد. افراد بسیاری به من کمک کرده­اند که اگر بخواهم نام ببرم به اندازه ی یک کتاب دیگر باید نوشت. اما می خواهم از همه ی کسانی که در پاکستان و سراسر دنیا برای سلامتی من دعا کردند، و همه ی دانش اموزان و کودکانی که از من پشتیبانی نمودند تشکر کنم. همچنین به خاطر همه ی گل ها، نامه ها، کارت ها و پیام های مردم سپاسگزار هستم.
پدرم مردی است که به آزادی اندیشه ی من احترام می گذارد، و مادرم مرا و همین طور پدرم را در راه مبارزه برای برقراری صلح و حق تحصیل تشویق می کرد و به همین خاطر احساس خوشبختی می کنم.
همچنین معلمانی مانند خانم الفت در مدرسه ی ما بودند که علاوه بر متون درسی، بردباری و رفتار نیک به من آموختند.
بسیاری از مردم بهبودی مرا یک معجزه می دانستند، و به همین خاطر به خصوص از پزشکان و پرستاران بیمارستان مرکزی سوات، بیمارستان نظامی ترکیبی و به ویژه قهرمانانم سرهنگ جنید و دکتر ممتاز که به موقع مرا جراحی کرده و از چنگال مرگ نجات دادند قدردانی می کنم. همچنین از سرتیپ اسلم سپاسگزار هستم که اعضای اصلی بدن مرا پس از جراحی حفظ کرد.
به خصوص از ژنرال کیانی که علاقه ی شدیدی به درمان من داشتند، تشکر می کنم و همین طور رئیس جمهور زرداری و خانواده­اش که توجه آنان در بهبودی من بسیار تاثیرگذار بود. از دولت امارات متحده ی عربی و شاهزاده محمد بن زاید هم برای استفاده از هواپیمایشان سپاسگزار هستم.
دکتر جاوید کیانی در روزهایی پر از اندوه و درد، شادی را به من بازگرداند و مانند پدرم بود. دکتر فیونا رینولدز در پاکستان پدر و مادرم را و در انگلیس مرا تسلی داد، از او تشکر می کنم که حقیقت آن فاجعه را برای من تعریف کرد.
کارکنان بیمارستان ملکه الیزابت در بیرمنگام فوق العاده بودند. جولی و گروه پرستاران او رفتاری محبت آمیز با من داشتند، بت و کیت نه تنها پرستارم که مانند دو خواهر مهربان بودند. به علاوه از آیما چودری تشکر ویژه دارم زیرا به بهترین شکل ممکن از من پرستاری کرد.
ناگفته نماند که ریچارد آیروینگ لبخند مرا به من بازگرداند و خانم آنوین وایت جمجمه ام را ترمیم کرد.
فیونا الکساندر نه تنها رسانه ها را به خوبی مدیریت کرد، بلکه به من و برادرانم کمک کرد تا در بیرمنگام به مدرسه برویم.
همچنین ریحانه صادق همیشه سبب آرامش خاطر من بود.
اکنون می خواهم از شیذه شهید و خانواده­اش به خاطر لطف و محبتشان نسبت به من و خانواده ام قدردانی کنم که برای راه­اندازی بنیاد ملاله کمک بسیاری به من کردند، و شرکت او مک­کنزی که در انجام این کار از وی حمایت نمودند. همچنین از همه ی کسانی که در راه­اندازی این بنیاد به خصوص مگان اسمیت، بنیاد سازمان ملل متحد، وایتال ویسز(۱) و بی اسپیس(۲) به من یاری رساندند، و از ثمر مین­الله به خاطر حمایت از این بنیاد و اهدافش بسیار سپاسگزار هستم.
به علاوه از همه ی کسانی که در ادلمن هستند، به خصوص جیمی لاندی و همکارش لورا کروکس تشکر ویژه دارم.
از گوردون براون که با استفاده از اتفاقی که برای من رخ داد یک جنبش جهانی برای تحصیل و آموزش به راه انداخت، و همچنین کارکنان دفترش؛ کمیساریای عالی پیشین پاکستان در لندن، واجد شمس حسن، به خصوص آفتاب حسن خان و همسرش اروم گیلانی تشکر می کنم. ما در این کشور غریب بودیم و آنان کمک کردند تا بتوانیم محلی برای زندگی بیابیم. همچنین از راننده شهید حسین سپاسگزار هستم.
و در نهایت تشکر ویژه ای دارم از کریستینا که رویای مرا به واقعیت تبدیل کرد. هرگز تصور نمی کردیم بانویی خارج از خیبر پختونخوا یا پاکستان چنین علاقه و درک درستی از کشورمان داشته باشد.
ما بسیار خوش­ شانس هستیم که کسانی مانند کارولینا ساتن، جودی کلین و آرزو تحسین به ما کمک کردند تا این داستان را به بهترین روش ممکن حکایت کنیم.
از عبدالحی کاکر دوست خوب پدرم که با دقت این کتاب را بررسی کرد، و یکی دیگر از دوستان پدرم عینم­الرحیم به خاطر کمک های ارزشمندش درباره ی تاریخ منطقه­مان بسیار سپاسگزار هستم.
همچنین می خواهم از آنجلینا جولی برای کمک سخاوتمندانه­اش به بنیاد ملاله کمال تشکر را داشته باشم.
از همه ی معلمان خوشال که در غیاب پدرم مدرسه را حفظ کرده­اند قدردانی می کنم.
خداوند را شاکر هستیم برای روزی که بانویی به نام شهیده چودری به خانه ی ما آمد، اکنون او یکی از حامیان خانواده ی ما شده است.
و از مونیبه که همیشه بهترین دوست و پشتیبانم بوده است، و برادرانم خوشال و اتل سپاسگزار هستم.

ملاله یوسفزی

هر خارجی که تاکنون این فرصت را داشته است از سوات دیدن کند به خوبی می داند که مردم این منطقه چه قدر مهمان­نواز هستند. می خواهم از همه ی کسانی که آن جا به من کمک کردند؛ به خصوص مریم، معلمان، دانش اموزان مدرسه ی خوشال، احمد شاه در مینگوره و سلطان رم تشکر کنم. همچنین از ژنرال عاصم بجوا، سرهنگ عابد علی عسکری، سرگرد طارق و گروه روابط عمومی خدمات داخلی، و آدم الیک که یادداشت هایش را در اختیارمان گذاشت سپاسگزار هستم.
در انگلستان، کارکنان بیمارستان ملکه الیزابت به خصوص فیونا الکساندر و دکتر کیانی کمک شایانی به ما کردند. از دیوید گادوین، جودی کلین، آرزو تحسین و مارتین ایونز، ویراستارم در ساندی تایمز، تشکر ویژه دارم. از همسرم پائولو و پسرم لورنزو نیز بسیار سپاسگزار هستم.
و سرانجام از ملاله و خانواده ی او تشکر می کنم که داستان زندگی شان را در اختیار من گذاشتند.

کریستینا لمب

یادداشتی درباره ی بنیاد ملاله

هدف من از نوشتن این کتاب رساندن صدایم به گوش مردم دنیا، به نمایندگی از طرف همه ی دختران جهان بود، میلیون ها دختری که از حق تحصیل محروم می شوند و نمی توانند از استعدادهای خود بهره ببرند. امیدوار هستم داستان زندگی من برای همه ی دختران الهام­بخش باشد تا صدایشان را به گوش دنیا برسانند و قدرت درون خود را احساس کنند، اما ماموریت من در همین جا به پایان نمی رسد. برای اجرای ماموریت من، و در واقع ماموریت ما، لازم است که به طور جدی برای تحصیل دختران تلاش کنیم و به آنان قدرت بدهیم که زندگی و جامعه ی خود را دگرگون سازند.
به همین دلیل است که بنیاد ملاله را تاسیس کرده ام.
بنیاد ملاله معتقد است که همه ی دختران و پسران می توانند دنیا را دگرگون سازند و تنها چیزی که نیاز دارند یک فرصت است. بنابراین بنیاد تلاش می کند که این فرصت را در اختیار دختران قرار دهد و به آنان کمک کند تا توانایی هایشان را به خوبی بشناسند و فردایی بهتر برای خود بیافرینند.
به ما ملحق شوید تا همه با هم بتوانیم برای تحصیل دختران تلاش کنیم.
برای اطلاعات بیشتر:
www.malalafund.org

نظرات کاربران درباره کتاب من ملاله هستم

ترجمه اشکالات بدی داره و از اون بدتر ویرایش نشده است. پر از می باشده کتاب!!! کتاب رو نصفه رها کردم. امیدوارم اون یکی ترجمه‌ای که از کتاب وجود داره این اشکالات رو نداشته باشه.
در 2 سال پیش توسط صفورا زواران حسینی
خیلی خوبه این کتاب ولی گرونه
در 11 ماه پیش توسط fat...bar
منم این کتابو خوندم با ترجمه صداقت حیاتی.این کتاب فوق العاده هستش
در 3 ماه پیش توسط
کتابی هس که به خوبی شما رو با نحوه زندگی در پاکستان آشنا می کنه. با خوندن کتاب سفری به پاکستان می کنید و خب دنیا رو از نگاه دختری می بینید که قصد تغییر وضعیت موجود رو داره از جهت هم به شدت جذاب هس.
در 4 ماه پیش توسط hos...ine
کاملا مشخص یک دختر نوجوان نویسنده کتابه
در 3 ماه پیش توسط mitra montaseri
عالیه 😍😍😍
در 5 ماه پیش توسط nazhund aria
کتاب خواندنی و خوبی هست.وقتی این کتابو خواندم به ارزش تحصیل خیلی بیش از پیش پی بردم.داستانش برام خیلی جذاب بود.وهمچنین شخصیت پدر ملاله بسیار قابل تامل بود برام و ستودنی.
در 2 ماه پیش توسط سمانه ص