
کتاب پری زده نوشته جناب آقای علی میرزائی منتشر شده در نشر متخصصان.
آروین پسر جوانی است که پس از ده سال غیبت، به خانهی نوجوانیهایش بازمیگردد تا با مادرش که در بستر مرگ است، دیدار کند. او در بدو ورود با کسی ملاقات میکند که بیخداحافظی رفتن و ناپدیدشدن دهسالهاش بهخاطر او بوده است. داستان «پریزده» به برههای از زندگی آروین میپردازد که او نوجوانی چهارده پانزدهساله است و با دیدن خانمی بزرگتر از خود، به او دل میبازد و این موضوع روی همهی زندگیاش تاثیر میگذارد.
نویسندهی کتاب، علی میرزائی، فیلمساز متولد ورامین است که فیلم های داستانی سلاح سرد، زنجیر و شاید مه باشد را در کارنامهی هنریاش دارد. او اعتقاد داشت عاشقانهی (پری زده) هیچگانه نباید به فیلم تبدیل شود چون تصویری که خواننده در ذهنش از یک عشق افسانهای دارد میتواند به درک شخصیت مجنونوار آروین کمک کند به همین دلیل این اثر را به صورت کتاب نگارش و در اختیار مخاطبان قرارداد.
کتاب پری زده به همت انتشارات متخصصان و با امکانات دیجیتالی جدید به چاپ رسیده است. شما همراه گرامی با اسکن کیوآرکد میتوانید، از جلد موزیکال کتاب و همچنین فایل صوتی آن (درج شده در صفحات داخلی کتاب) لذت ببرید.
پری ها در افسانهها موجوداتی هستند که به صورت زنی زیبا و فریبند نمایان می شوند و با پنهان و آشکار شدن پی درپی و تغییر شکل های گوناگون، مردم را می فریبند و به بیراهه می کشانند و یا موجب دیوانگی آن ها میشوند. از آن رو پری زده به نوعی دیوانگی از فریفته شدن اشاره دارد.
در بخشی از کتاب می خوانیم:
محوطهی مجتمع آنقدر گُل داشت که برخی مواقع در پاییز و زمستان هم پروانه میدیدی. ماجرای پروانههای پاییزی و زمستانی هم جالب بود.
پیرزنی (که اکنون آروین اسمش را از خاطر برده بود) به همراه همسرش، آقا سیروس، در مجموعه زندگی می کرد. او خیلی عجیب و غریب حرف میزد. کافی بود یک پروانه در هوای سرد ببیند، می گفت «پری» است. یکبار برای آروین تعریف کرد که پریها میتوانند به شکلهای مختلف در بیایند تا آدمها را گول بزنند؛ مخصوصاً پسربچههای جوان را! اعتقاد داشت نباید به پروانههای پاییزی دست زد یا نگاهشان کرد، وگرنه پری زده می شوید!
آروین خوب به یاد داشت روزی از همان روزهای پاییزی برای آنکه پیرزن را به سخره بگیرد، پروانهای را در دست گرفت و بعد با خنده آزاد کرد.
جلوی در محوطه، یک اتاق نگهبانی ساخته بودند. آقا مسعود سالها نگهبان مجموعه بود. آروین از بیرون نگاهی به آپارتمانها کرد و با بیمیلی وارد محوطه شد. آقا مسعود روی گلهای لالهعباسی خم شده بود و داشت با آنها حرف می زد. به قول خودش، «گلها از آدمها بیشتر میفهمند». او اغلب اوقات با آنها صحبت میکرد... درددل میکرد... گاهی هم قربان صدقهشان میرفت!
آن روز هم داشت برای گلهای لالهعباسی از مشکلات پیری و موهای سپیدش میگفت که متوجه ورود آروین به محوطه شد. باورش برایش سخت بود. پسربچهای که ده سال پیش ناگهان غیب شده بود، اکنون روبرویش ایستاده است. وقتی آروین گم شد، چه شب و روزهای سختی را از سر گذراند. چندبار به ادارهی پلیس فراخوانده شد. کارآگاهان که از راه می رسیدند، همان اول به او مشکوک می شدند. درکل در پروندهی مفقودی پسر بچهی چهارده پانزده ساله، نگهبانی که مجرد باشد، نفر اول لیست مظنونین است؛ آن هم نگهبانی که گاه و بیگاه با بچهها در محوطه فوتبال بازی میکرد.
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 1.۲۵ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 101 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | علی میرزائی |
| ناشر | متخصصان |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۳/۰۵/۲۷ |
| قیمت ارزی | 4 دلار |
| قیمت چاپی | 160,000 تومان |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |