فیدیبو نماینده قانونی نشر چشمه و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب هست یا نیست؟

کتاب هست یا نیست؟

نسخه الکترونیک کتاب هست یا نیست؟ به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۳,۶۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب هست یا نیست؟

اين سرمايي که اين‌طور يک‌دفعه مي‌دود زير پوست تنم، يادم مي‌اندازد که زنده‌ام، که هنوز نمُرده‌ام، که مي‌توانم امروز براي خودم يک لباس مشکي يقه‌باز بخرم، يک لباس مشکي يقه‌باز که هم لاغرتر نشانم بدهد و هم جذاب‌تر... امشب بدجوري به کمي لاغرتر بودن و به کمي جذاب‌تر بودن احتياج دارم.

ادامه...
  • ناشر نشر چشمه
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.1 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۸۳ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب هست یا نیست؟

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

در حال بارگذاری...

نظرات کاربران درباره کتاب هست یا نیست؟

کتاب خوبیه.حرف برا گفتن داره. شخصیت از طریق دوراوی درونی و بیرونی معرفی میشه و همین به شناختن اون بیشتر کمک میکنه.زمانها مشوش اند اما خواننده به سرعت متوجه میشود که درکدام بازه ی زمانی قرار گرفته.داستان خوشخوان است و مباحث پیچیده ی فلسفی و دغدغه های ذهنی پیرامون جهان آفرینش و ماهیت عشق و تغییر افراد به مرور زمان را به زبان سلیس و روان بیان کرده. فقط ای کاش مسایل اجتماعی هم عینی تر و ریشه دارتر مطرح میشدند.هرچند نویسنده با عبور از سطح مسایل اجتماعی و پرداختن به مسایل ریشه دارتر انسان این خلاء رو به خوبی جبران کرده ;-)
در 3 سال پیش توسط sar...sbu
عالی
در 2 سال پیش توسط امیر جبلی
بله! سارا سالار با قوت و حساسیت زیاد روحیات شخصیت داستانش (نمیخاهم بگویم روحیات زنی درآستانه¬ی چهل سالگی تا آن را به مقوله¬ای تیپیکال تقلیل نداده باشم) را تصویر می کند. اوج و فرودهای روحی¬اش، نارضایتی ها ، دلزدگی ها و احساس های گناهش ، شیطنت های ناامید کننده اش ، حسرت زندگی نکردن برای خود و و و و و ... همراه با روایت پرکشش ، یکدست و روان، تمامن به طور کامل جذب احساس مخاطب می شود. سارا سالار در این کار بسیار موفق عمل میکند اما،بیایید از کمی دورتر نگاهی به کتاب بیندازیم . چه میبینیم؟ یک مونولوگ 180 صفحه¬ای از شخصیت اصلی که دیالوگ¬ها و حضور دیگران فقط در حد شعاعهای باریک نوری است که از جنگلی می تواند رخنه کند و لکه¬هایی در این سایه¬ی یکدست بیندازد. کتاب یکسر قلمرو فکر و گفتار شخصیت اصلی¬ست. سینا که آنقدر نقش مهمی در زندگی زن بازی کرده است تنها می-تواند تابلو دار شخصیت تکراری "شوهر خودخواه ، ظالم و همیشه متهم" در رمان¬های نویسندگان زن ما باشد. نه تنها سینا، که بقیه هم چنین هستند. نقره ، رامش جان ، پدربزرگ ، آبان ، دایی جواد ، داوود و حتی امیر شمس ، همه آنقدر زیر سایه¬ی سنگین زن قرار گرفته اند که پرتوشان به جایی نمی رسد. من چرا باید حق را به زن بدهم که از همه چیز شکایت داشته باشد ؟ که تریاکی شود؟ (معتاد شدنش دیگر خیلی خنده دار بود.) کجا مخاطب با رفتار سینا ، مستقلن و بی واسطه¬ی فیلتر ذهنی زن روبرو می¬شود که بخاهد قضاوتش کند؟اشتباه نشود. من نه تنها زن ستیز نیستم بلکه به نسبت مردهای اطرافم یک فمینیست دو آتشه به حساب می آیم و اصلن این نقد من نمیخاهد ناظر به دعواها و کشمکش های زناشویی باشد و دنبال مقصر بگردد در این میان . بلکه مشکل من با این خود محوری در ادبیات دهه هفتاد و هشتاد ماست ، این راوی خودمحور و دیکتاتور که همه¬ی دیگران را می¬بلعد و نه تنها خود آنها را نابود می¬کند، بلکه وحشتناک¬تر اینکه آنجور که خود می¬خاهد آدم¬های دیگری از آنها میسازد . یعنی نه تنها اجازه¬ی بروز و ظهور به آنها نمی¬دهد بلکه می¬گوید باید آنی باشید که من میخاهم. این راوی ، این دیکتاتور مآبی را من بیشتر در آثار نویسندگان زن دیده¬ام (که به نظرم از لحاظ روانشناختی و اجتماعی تا حد زیادی توجیه پذیر و طبیعی است، به دلیل همان سرکوب¬هایی که همه¬مان می¬دانیم) و به همین دلیل سارا سالار را بهانه¬ای برای نقد کلی¬ام قرار دادم.این راوی و این رویکرد خیلی وقت است یقه¬ی ادبیات داستانی ما را گرفته است و یک معضل جدی در راه بالیدن رمان فارسی است. اگر بخاهیم آرا باختین را در مورد رمان بپذیریم که پولی فونی یکی از ارکان رمان است نمی¬توانیم امثال "هست یا نیست؟" را رمان به حساب بیاوریم. به نظر من "هست یا نیست" سارا سالار میتوانست داستان بلند نسبتن موفقی باشد اگر در همان صحنه آمدن سینا به بیمارستان به اتمام می رسید و مزحکه¬ی تریاکی شدن زن و مضحکه¬ی مهمانی و تصادف برایش اتفاق نمی¬افتاد.
در 4 سال پیش توسط Moh...yar
آدمی که همیشه هست، دیگر دیده نمی شود...
در 5 سال پیش توسط Nar...Esf
داستان زنی است که درگیر بحران میانسالی است; در تضاد با همه ارزش هایی که عمری با ان ها زندگی کرده. در گیر با ذهن خود ، "این ذهن دروغگو".
در 5 سال پیش توسط Beh...nam
زندگی جای امنی هست یا نیست؟من احتمالا گم شدم رو نخوندم ... انقدر دیر به فکر خوندنش افتادم که هیچ جا خبری از چاپ جدیدش نبوداما هست یا نیستهمه ی امروز من رو یه رنگ دیگه کرد!بی نهایت قلم خانم سالار رو دوست داشتمو حتی اگه بخوام صادق باشمبهش حسودیم شد!
در 4 سال پیش توسط Mah...a
خوب بود اما دوست داشتم آخرش جور دیگه ای تموم بشه. نمی دونم چرا همش احساس می کنم اگر ممیزی های ارشاد نبود واقعن جور دیگه ای تموم می شد. به هر حال خوشحالم که نویسنده ای مثل سالار هست و می نویسه
در 4 سال پیش توسط Soo...meh
امیر میگوید:چرا زنها خواسته هاشونو به مردا نمیگن.میگویم کاری ارزش داره که خود طرف بفهمه و بکنه نه اینکه ازش خاسته بشه..میگوید خب یک وقتی مردها میفهمن یه وقتی هم نمیفهمنمیگویم آره اولش میفهمن بعد سیزده سال دیگه نمیفهمند..
در 5 سال پیش توسط Nc...
داستان زندگی یه خانم سی و نه ساله.داستانش و زبان روایتش بد نبود. من با این تلاقی های پی در پی شخصیت های کتاب ها با هم مشکل دارم. تلاقی هایی که یه موقعها داستان رو خیلی خیلی مصنوعی میکنهیه کسی رو یه جایی میبینی، بعد که ازش جدا میشی، توی موقعیت های بعدی داستان هم هی طرف هست و تاثیر داره توی داستان. به نظرم زیادی مصنوعیه این موارد
در 4 سال پیش توسط Ham...ini
دوستش داشتم.
در 1 سال پیش توسط mrl...ari