در طول تاریخ انسانها زندگی خود را به دونیم تقسیم کردند. و آن را شرح دادند. زمانهایی که از شادی در پوست خود نمیگنجیدند و مثل پروانهای به دور چمنزاری به اسم شادی میچرخیدند و گاه در زندگی خود دچار مشکلی میشدند و دریای قلبشان طوفانی و بدون ملوان میشد میدانیم که این دو حالت برای تمامی انسانهایی که زندگی کردند و اکنون جز نامشان هیچکس یادی ندارد و انسانهایی که هنوز زندهاند و زندگی میکنند اتفاق افتاده است اما کمتر کسی توجه دارد که در زمانهایی که زندگی دردآور میشود و مشکلی برای ما پیش میآید چه کسی حال ما را خوب میکند شاید پاسخ شما به این سوال جملاتی مثل موسیقی و پیادهروی و یا جملات دیگر باشد اما سوال من این نیست که با چه چیزی حالتان را خوب میکنید بلکه این است که چه چیزی باعث میشود حالتان خوب شود. کارهایی که شما نام بردهاید را خودتان به وجود میآورید تا حالتان خوب شود اما چیزی که من از آن صحبت میکنم نیاز به وجود آوردن ندارد بلکه نیاز به درک کردن دارد و باید آن را درک کنید و آن را در درون خود پیدا کنید. اگر کمی فکر کنید میفهمید که دریاچه مجنون همان چیزی است که باید آن را درک کنید و در درون خودتان پیدایش کنید تا حالتان خوب شود در حقیقت وقتی حال دریاچه مجنون خوب باشد حال شما هم خوب است و هنگاميکه دریاچه مجنون پرتلاطم باشد حالتان بد میشود زمانی که ما با دریاچه مجنون سخن بگوییم او با جان و دل به ما گوش میدهد پس از صحبت با دریاچه مجنون نترسید با دریاچه مجنون صحبت کنید اجازه بدهيد خودش را به شما نشان بدهد و از عطر وجودش شما را آرام کند در ادامه با هم تمرین میکنیم تا دریاچه مجنون را بهتر و بیشتر بشناسیم تا آن را درک کنیم... در شروع این کتاب میخواهم، کمی از دریاچه مجنون سخن بگویم. دریاچه مجنون یک کتاب نیست، یک نوشته، آن هم با الفاظ سخت و ادبی و پیچیده نیست. دریاچه مجنون یک زندگی و سبک زندگی است. برای اینکه تا انتهای این کتاب دریاچه مجنون، از یادتان نرود توصیه میکنم که یک دریاچه خیالی در ذهن خود تجسم کنید. و تا انتها کتاب از آن دریاچه آب بنوشید. میخواهید من برای شما از شکل آن بگویم؟ تا شاید بتوانید راحتتر تجسم کنید. دریاچهای که تمامی ندارد تا بینهایت کشیده شده و آب آن آنقدر زلال است که میتوان بارها و بارها از آن نوشید اما باز هم تشنه بود و سیراب نشد. دلتان میخواهد که پاهایتان را در آن قرار دهید. اما میترسید آن چشمه کثیف شود. اسمش را هر آنچه دوست دارند بگذارند شما آن را دریاچه مجنون گذاشتید و این چشمه تا ابد دریاچه مجنون خواهد ماند.