انسان نوعاً مایل به حیات جاودانی است. او مایل است خود را از حصار کوتاهی عمر برهاند و به نحو مقتضی به حیات جاوادان برسد. در ادیان مختلف به خیرات و میراث تاکید فراوان شده به گونهای که امر به بخشش و نیکوئی به دیگران سرلوحه دستورات تمام ادیان آسمانی است. دین مبین اسلام نیز به عطایا اهمیت خاصی بخشیده است و لذا به جهت محدودیت عمر از یکسو و تعالیم مذاهب آسمانی خاصه آئین اسلام از سوی دیگر پیروان دین را به آن وا داشت تا از املاک و دارائیهای خود بخشی را جدا و صرف اعمال خیرخواهانه کند. و بدینسان در میان قالبهای حقوقی و روشهای متداول، نهاد وقف از اهمیت والایی برخوردار گردید تا اولاً آن مال در طی قرون از تعرض مصون مانده و ثانیاً توشهای برای آخرت و حیات جاودانی او باشد. وقف یا حبس موبد، عقدی غیر معوضی است که شروط احکام و مقرراتی در قانون برای تحقق و قطعیت و ایجاد و لزوم آن در نظر گرفته شده و نیز قانونگذار برای واقف امتیازاتی در خصوص نصب و تعیین متولی و اداره کننده مال موقوفه در نظر گرفته است. در مکتب فقهی و حقوقی اسلام، وقف هم از جنبه مباحث نظری و هم در عرصه زندگی اجتماعی و عملی افراد، نقش مهمی دارد. مباحثپ دقیق و عمیقی که در کتب فقها، تحت همین عنوان مطرح شده و تعداد بیشمار از اموالی که در دورههای مختلف به این منظور اختصاص یافته اند، خود شاهد گویایی از این واقعیت است. موضوع مهم و حیاتی مدیریت و اداره اموال موقوفه میباشد. به بیان دیگر مدیریت صحیح وقف ضامن حفظ و حراست کیان و فلسفه وجودی وقف و نبود آن به منزله قهقرا و ویرانی تمامی آمال و آرزوهای خیرخواهانه از یکسو و به هم ریختن نظم و امنیت جامعه و تضعیف فرهنگ وقف از سوی دیگر است. زیرا مال وقف به محض تشکیل از مالکیت شخص واقف جدا میشود و وقف کننده از مالک به واقف تغییر نام مییابد و آنچه به عنوان موقوفه داریم و بناست در طی قرون و اعصار ادامه حیات دهد و خیرات آن به واقف برسد کاملاً جدا و مستقل از واقف بوده و توسط مدیر آن هدایت و رهبری میگردد. ناظر نیز مقامی است که توسط واقف برای نظارت بر کار متولی و اجرای دقیق وقفنامه منصوب میشود، اما خود در اداره موقوفه دخالت مستقیم ندارد. متولی موقوفه به عنوان مدیر موقوفه، در حکم مدیر عامل شرکتها و موسسات تجاری است، اما ناظر، همچنان که از نام وی پیداست، در حکم بازرسی است که رعایت نیات واقف در وقفنامه و مصلحت عین موقوفه را بر عهده دارد. در همین راستا باید بیان داشت که درصورت کوتاهی و هرگونه قصور از جانب مدیر و یا ناظر امکان بروز خسارت غیر قابل جبرانی به مال موقوفه وجود دارد. بر این اساس در صورت بروز هر گونه خسارت بحث مسئولیت مدیران و ناظران وقف پیش میآید؛ در واقع مسئله این است که دایره مسئولیت هر کدام از ناظران و یا مدیران در صورت خسارت مشخص گردد. همچنین در صورت بروز خسارت آیا دولت میتواند خود به شکل مستقیم وارد شود یا اینکه سازمان اوقاف خود ترتیبات دیگری در این مورد اتخاذ کرده است.
بر همین اساس در این کتاب قصد داریم تا حد امکان و با توجه به بضاعت علمی نگارنده روشنگر طریق صحیح اداره اموال موقوفه باشد. البته در گام نخست باید دید اموال و داراییهای موقوفه چیستند. به بیان دیگر اگر بخواهیم طریق صحیح اداره اموال موقوف را بشناسیم در این مرحله باید اموالی را که قرار است آنها را اداره نماییم شناخته و مشخصات آنها را معلوم سازیم. در گام دوم باید مقامی را که اداره کننده مال مذکور است شناسایی کنیم و تکالیف و مسئولیت آنها را مورد مداقه قرار دهیم.