آنچه شما را از دیگران متمایز میسازد مهارتهایتان است، نه دانش و تخصصی که بهصورت آکادمیک یا تجربی کسب کردید. بنابراین هر چه برای تبدیل دانش به مهارت در طول زمان وقت بگذارید و تجربه کسب کنید، موفقتر خواهید بود.
هر فردی در ابتدا به عنوان کارمند وارد سازمان میشود و بتدریج با کسب مهارت به کارشناس، کارشناس ارشد، سرپرست، مدیر و شاید رهبر سازمان ارتقا پیدا کند. افرادی هم که تیپ شخصیتی کارآفرین دارند به عنوان سهامدار و مالک شرکت و بعضا مدیر و رهبر سازمان فعالیت میکنند. در هر پست شغلی که قرار دارید نیاز است که دانش و مهارت خود را ارتقا دهید و "مهارت کوچینگ" یکی از مهارتهایی است که برای بهبود عملکرد فردی و سازمانی به شما بسیار کمک میکند.
شاید بیشترین تاثیری که مهارتهای کوچینگ در مدیریت سازمان دارد لطیف کردن فضای کسب و کار است که نحوه اداره سازمان را از مدیریت آمرانه به سمت مدیریت مربیگری تغییر میدهد و تاثیر مهمی روی حل تعارضات سازمانی و بهبود عملکرد کارکنان دارد و آنجا که مدیر و رهبر سازمان بجای هیجانی شدن در سکوت، خوب به حرف کارمند خود گوش میکند، بجای سوالات سطحی، پرسشهای عمیق و تفکربرانگیز میپرسد و بجای پاسخهای آشوب برانگیز، بازخوردی منطقی و راهگشا میدهد. البته برای بهبود ارتباطات سازمانی، حل تعارضات، بهبود عملکرد سازمان، رشد و تحول سازمانی لازم است چارچوب، رویهها و فرایندهای سازمانی در "کلینیک مشاوره" بازنگری شده، طراحی و بروز شود و هم زمان رشد و تغییر و تحول فردی مدیر و رهبر سازمان با افزایش دانش و مهارت انجام پذیرد. زیرا وقتی رهبر و مدیر سازمان پذیرای تغییر و تحولات تخصصی سازمان نباشد مانع از رشد مدیران میانی، کارکنان و سازمان شده و بر تمامی جنبههای عملکردی تاثیر میگذارند و در نتیجه درآمد و سود سازمان پایین آمده و فشار مضاعفی بر کارکنان سازمان وارد میشود.
برای جلسه کوچینگ به دو نفر نیاز است که تمایل دارند همدیگر را ببینند، از این رو، ما کوچهای زیادی در زندگی خود داشتهایم که بسیار مدیونشان هستیم برخی پشتیبان بودهاند، بعضی دیگر به ما کمک کردند تا یاد بگیریم و بعضی دیگر بارها و بارها به ما کمک کردند تا بر مشکلات غلبه کنیم و موانع درونی خودمان را بشناسیم. به همه آنها میگوییم از شما متشکریم.