فیدیبو نماینده قانونی موسسه پژوهشی انقلاب اسلامی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب مدح خورشید

کتاب مدح خورشید
گزیـده‌ خاطــرات-۱

نسخه الکترونیک کتاب مدح خورشید به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب مدح خورشید

کتاب حاضر خاطرات مقاطع مختلف حیات طیّبه‌ی امام خمینی از دوران مبارزات تا سالهای پیروزی و استقرار نظام جمهوری اسلامی و سالهای دشوار دفاع ملّت انقلابی و مظلوم ایران در برابر هجوم نظام استکبار در جنگ تحمیلی را دربرمی‌گیرد؛ این کتاب حاوی نکاتی آموزنده از سیره‌ی مکتبی، انقلابی و اخلاقی امام راحل می‌باشد که بازخوانی و توجّه به آن از شرایط لازم برای شناخت و تداوم راه امام خمینی(قدّس‌سرّه) است. مدح خورشید گزیـده‌ای از خاطــرات حضرت آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای (مدّظلّه العالی)درباره‌ی شخصیّت حضـــرت امام خمینی(ره)رهبر کبیر انقلاب اسلامی است.

ادامه...
  • ناشر موسسه پژوهشی انقلاب اسلامی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.65 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۳۶ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب مدح خورشید

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

پیشگفتار

خاطره گویی و خاطره نویسی شیوه ای دیرینه برای زنده نگه داشتن یادها و دستاوردهای یک ملّت است ؛ تا آنچه را در گذشته از سرگذرانده چراغی گردد فراسوی آیندگان.
خاطره همواره یادی از گذشته را دربردارد و سرشار از آگاهی و عاطفه است. انتشار خاطرات؛ یعنی انتقال مفاهیم ، تجربیات، آداب و ارزشهای یک نسل به نسل های دیگر. لذا خاطرات منابع مهمّ مطالعات فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و تاریخی جوامع هستند. بدیهی است که ارزش و استناد خاطرات به شخصیت راوی خاطره نیز بستگی دارد.
پرداختن به خاطرات حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدّظلّه العالی) با توجّه به حضور و نقش فعّال ایشان در تاریخ انقلاب اسلامی و در مسیر تحوّلات و تاریخ معاصر کشورمان، یک ضرورت فرهنگی و ملّی است. لذا «موسّسه ی پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی» بر آن شد که خاطرات معظّمٌ له را از متن بیانات ایشان استخراج و تدوین نماید و در قالب مجموعه ای از خاطرات موضوعی منتشر سازد. اثر پیش روی مشتمل بر گزیده ای از خاطرات مقام معظّم رهبری در مورد حضرت امام(ره) می باشد.
این خاطرات که مقاطع مختلف حیات طیّبه ی امام خمینی از دوران مبارزات تا سالهای پیروزی و استقرار نظام جمهوری اسلامی و سالهای دشوار دفاع ملّت انقلابی و مظلوم ایران در برابر هجوم نظام استکبار در جنگ تحمیلی را دربرمی گیرد؛ حاوی نکاتی آموزنده از سیره ی مکتبی، انقلابی و اخلاقی امام راحل می باشد که بازخوانی و توجّه به آن از شرایط لازم برای شناخت و تداوم راه امام خمینی(قدّس سرّه) است.
«انتشارات انقلاب اسلامی» به یاری خداوند بزرگ دیگر خاطرات معظّمٌ له در موضوعات مختلف را نیز به مرور تنظیم و به پیشگاه مردم شریف کشورمان تقدیم می دارد. ان شاءالله.

و من الله التوفیق



* اعتقاد به پیروزی خون بر شمشیر

تمام شیوه هایی که ایشان در طول این مدّتِ مبارزه به کار زدند ابتکاری بود و ابتکاراتی بود که دیگرانی که ناظر بودند همه رد می کردند، حتّی دوستان ایشان، حتّی دوستان ایشان! شما ببینید در ظرف این یک سالِ اخیر چه شیوه هایی را ایشان به کار زدند و به کار بردند! همه اش مبتکرانه و همه مثل تیرهایی که درست به هدف می خورد؛ یک دانه اش خطا نکرد؛ یک دانه اش اشتباه از آب در نیامد؛ در حالی که اغلب خدشه می کردند، تخطئه می کردند. آن روزی که اعلامیه ی خون بر شمشیر پیروز [است]، آمد، دوستانِ نزدیک ایشان در تهران، در قم دچار تردید شدند که آیا این مصلحت است؟ این جایز است؟ این اعلامیه خوب بود؟ درست است؟ قرص، مثل کوه ایستاد و دیدید که خون بر شمشیر پیروز شد. آن روزی که ایشان رفتند به فرانسه، برای همه شگفت آور بود و هیچ کس به ذهنش نمی آمد. آن روزی که ایشان تصمیم گرفتند برگردند ایران، همه دچار دلهره شدند. ... و ندیدم کسی را که غیر از این قضاوت داشته باشد. با هر کس برخورد کردیم دیدیم همینجور است. خب تمام این تاکتیکها، تمام این شیوه های گوناگونی که این ضرباتی که در مواقع حسّاس این مرد بزرگ، این رهبر بزرگ وارد آورده، تمام ضربات بجایی بوده و این را سرنوشت مبارزه و گذشت کار و گردش کار به ما ثابت کرد.

سخنرانی درباره ی سیاست داخلی حزب جمهوری اسلامی (بهار ۱۳۵۸)


* ارتباط و کار امام با مردم

رهبر و امامِ ما با آن قدرت الهی بزرگ و باعظمتش مردم را همیشه به حساب آورد. در روزهای اوّلی که امام از پاریس به تهران وارد شده بودند ـ یعنی در آن حسّاس ترین لحظات این تاریخ، در آن لحظاتی که تمام نگرندگان جهانی، همه ی ناظران سیاسی ایران را به عنوانِ کانون بزرگترین حوادث قرن به حساب می آوردند و همه نگران بودند که در ایران چه خواهد شد و چه به وقوع خواهد پیوست. ـ در آن لحظات حسّاس وقتی وارد شد از اولین لحظات رفت میان مردم. پیرمردِ هشتاد ساله استراحت و خواب و آسایشِ خود را گذاشت به حساب مردم و در اختیار مردم. سیاستمداران آمدند گفتند به آقا بگوئید اینقدر وقتش را صرف مردم نکند، صرف رفت و آمد نکند، صرف دید و بازدید مردم نکند، اجازه بدهد سیاستمداران، متفکران، هوشمندان بیایند بنشیند با آقا صحبت کنند در زمینه ی مسائل بزرگ سیاسی. امام در جواب همه ی اینها گفت من با سیاستمداران و مغزها و کله گنده ها کاری ندارم من با مردم کار دارم. می آیند، بیایند توی مردم و او درست فهمید، و او درست تشخیص داد و اگر قرار بود پایِ صحبت سیاستمداران بنشیند هنوز که هنوز است ما بایستی از مجلس شورای غیر ملّی نطق آقای بختیار را بشنویم. آمد با مردم روبرو شد، بین او و مردم حفاظ و حجابی نبود، صد بار هزار بار گفتند آقا جان شما در خطر است، گفت بگذارید در خطر باشد من اگر کشته هم بشوم برای این ملّت نافع خواهد بود. بدون حفاظ، ... در مقابل هزارها هزار مردم ایستاد با آنها صحبت کرد؛ زنها، مردها، کودکان آمدند بچه ها را از بغلها گرفت بوسید، نوازش کرد، به مادرهایشان به پدرهایشان برگرداند، میان مردم آمد، با مردم کار خود و تلاش خود را ادامه داد، روی مردم حساب کرد و دیدید که پیروز شد.

سخنرانی با عنوان اهمیت هوشیاری عمومی در مقابل توطئه ها ۲۴/ ۰۵/ ۱۳۵۸


* ایستادگی باشکوه تنهایی یک تک درخت

روزی بود که رهبر عزیز ما تنهای تنها بود؛ دو گروه مبارز در این مملکت بودند، هر دو تز رهبر ما را رد می کردند، قبول نداشتند. یک عدّه سیاسیونِ راحت طلبِ پشت میز نشینِ بر روی بستر راحت استراحت کن؛ آنهایی که عادت کرده بودند بنشینند، بخورند، بورس بگیرند، آقایی کنند با تبختر و تکبّر یک کلمه حرفی بزنند، وجیه الملّه بشوند، یک وقتی هم در یک جریان سیاسی یک کلمه ای بگویند، امّا دردسری قبول نکنند. اینها با شیوه ی رهبر ما مخالف بودند، می گفتند آقا بیخود این همه به پر و پایه ی شاه می پیچند، شاه که رفتنی نیست از این مملکت. اقلاً اگر شاه را رد می کنند نیابت سلطنت را قبول کنند. امام قرص ایستاد، گفت هر کسی که شعار ما را قبول نمی کند به ملاقات ما نیاید. اذن دخول امام در پاریس برای رجال سیاستمدار پرمدّعا این بود که باید اوّل سلطنت را و پادشاهی را در ایران رد بکنند، محکوم بکنند، بعد بتوانند بار بیابند و به خدمت امام بروند؛ حتّی حاضر نبود با اینها صحبت بکند، مذاکره بکند، قرص ایستاد؛ این یک گروه. گروه دیگر گروهی بودند که با ادّعای تندروی و چپ روی و فداکاری در میدان مبارزه ظاهر می شدند، طرفدار جنگ مسلّحانه، تنها ره رهایی جنگ مسلّحانه است. می گفتند آقا بی خود اصرار می کند، با اینجورها این مبارزه به پیروزی نخواهد رسید، بی خود معطّل نشوید؛ باید جنگ مسلّحانه، باید تفنگ به دست بگیریم. باید مردم بسیج عمومی بشوند. هر کسی را که فکر می کردند ارتباطی با امام دارد دورش را می گرفتند فریاد می کشیدند که ما را مسلّح کنید. البته این توده ی مردم بودند غالباً که می گفتند ما را مسلّح کنید، امّا تز مال گروههایی بود که شعار جنگ مسلّحانه را شعار خودشان قرار داده بودند. می گفتند فایده ای ندارد، تا سلاح دست نگیرید، تا مردم را مسلّح نکنید، شاه از این مملکت رفتنی نیست. امام هیجان زده نشد، دستپاچه نشد، خطّ مشی خودش را گم نکرد، راه خودش را ادامه داد؛ گفت با مبارزه ی سیاسی آنچنان ضیق خناقی برای این رژیم درست می کنیم که یا خودکشی کند یا مجبور به فرار بشود، و دیدیم که شد. گروههای مبارز در این مملکت مخالف تز امام بودند. بگذریم از گروههای راحت طلبِ فرصت طلبِ مرتجعی که اساساً ضدّ مبارزه می اندیشیدند و هر گونه مبارزه ای را محکوم می کردند؛ آنها که هیچ. امّا تنها و به تنهایی یک امّت «انَّ ابراهیم کانَ اُمّه»(۱) خودش تنها یک امّت بود. با شکوه تنهایی یک تک درخت، در یک کویر لم یزرع که بر طوفانها و شنها و آفتابهای داغ و سوزان و تشنگیها و بی آبیها پیروز می شود و فضا را سرسبز و معطّر می کند، ایستاد. ایستاد و مبارزه را به این جا رساند.

سخنرانی با عنوان جلوه ی سرگذشت دیرین مبارزات پیغمبران در زمان ما ۳۱/ ۰۵/ ۱۳۵۸

* یک قاعده ی انقلابی

برادران و خواهران! ما از قدیم یک فرمولی داشتیم، آن فرمول این بوده که هر نهادی، هر حرکتی، هر جریانی که از طرف دشمنان انقلاب و دشمنان مردم و دشمنان اسلام تقویت شد، آن نهاد، آن انقلاب باطل است، یا لااقل رگه ای از باطل در او هست و هر نهادی و هر جریانی و هر جمعیتی که از طرف دشمنان انقلاب مورد تعریض قرار گرفت، آن جریان حق است، آن جریان، رشد است، آن جریان درست است. باید تعقیبش کرد، باید تقویتش کرد، باید حفظش کرد. مردم این فرمول را سالهاست فهمیدند، امام ـ یک وقتی با اعضای شورای مرکزی حزب(۲) رفته بودیم خدمتشان یکی از برادران اظهار کرد یا در ضمن صحبتهایش بود که مثلاً طرح، تحمیلهایی می شود به حزب، حملاتی می شود، کسانی حمله می کنند، ـ فرمودند که از این حملات همیشه به ما هم می شده. و ما از این حملات سود می بردیم. می گفتند که من در سال ۴۲، ۴۳ برای شاه پیغام دادم که تو و دستگاه ساواکت که این قدر مرا می کوبید این به نفع من است. برای خاطر این که مردم به اصالت و حقانیت من اعتقاد پیدا می کنند، می فهمند که ما درست می گوئیم، اگر درست نمی گفتیم شما اینقدر ما را نمی کوبیدید. و به ما می گفتند که چون شما مورد حملات و هجوم و ضربات هستید پس راهتان، راه درستی است. حقانیت خودتان را بفهمید و درک کنید. و این یک واقعیت است. این فرمول برای ما یک فرمول حجّتی است.

سخنرانی با عنوان ضرورت و تداوم تشکیلات ۲۳/ ۱۱/ ۱۳۵۸

نظرات کاربران درباره کتاب مدح خورشید