به قدری که من میدانم، تدریس سینما در دانشگاههای ما بیشتر معطوف به مباحث تئوریک سینما، مفاهیم هنر و مانند اینهاست و نه کارگاههای آموزشی در حوزههای گوناگون فیلم. البته کلاسهای کارگاهی بسیاری نیز هستند که تا حد آزمون و خطاهایی در حوزهی فیلمسازی تنزل پیدا کردهاند و بسیاری از دانشجویان پیش از آن که چارچوب مرجع یا همان قواعد کلاسیک را در آنها بیاموزند، به سنتشکنی رو میآورند. یکی از مهمترین عوامل این وضع، جدای از نقش استادان، کمبود یا شاید نبودِ کتابهایی است که مثل یک خودآموز، نه در حد مبتدی، قواعد کارگردانی را بیاموزد تا هنرجویان بتوانند با تمرین کردن ترفندهای معرفیشده در آنها، مبانی کارگردانی را بیاموزند و برای بهکارگیری روشهای خلاقانهی خود، قدرت کافی بیابند. خوبی کتابهایی چون کتاب حاضر در این است که اگر بدون بهکار بردن خلاقیتی بیشتر، روشهای کلاسیک معرفیشده در آن را بهکار بندیم، فیلمِ بهدستآمده از حداقلِ کیفیتِ مقبول برخوردار میشود و حس شلختگی و بیسلیقگی از آن منتقل نمیشود. این کتاب خصوصاً برای آنهایی که در آغاز راهند بسیار مفید است. مثل خیل فیلمسازانی که در پی ساخت نخستین فیلم بلندشان هستند، یا آنانی که یکی از صدها فیلم تلویزیونی را به دست گرفتهاند تا بسازند.
در ترجمهی این کتاب اولین و مهمترین چیزی که در نظر داشتم، گویا و روشن منتقل کردن مطالبی است که نویسنده در پی بیان آن بوده است، تا به این ترتیب وجه آموزشی کتاب بارزتر و مؤثرتر شود. به همین دلیل، گاهی لازم دیدم از ترجمهی عبارت به عبارت بعضی مطالب بپرهیزم. همچنین در بهکار بردن واژههای تخصصی فیلم، تلاش کردهام واژههایی را بهکار برم که در زبانِ مرسوم میان فیلمسازان ایرانی کاربرد دارد.