مجموعهداستان آنکت را سازمان توفان همراه با یادداشتی کوتاه در مهر ۱۳۵۱ (اکتبر ۱۹۷۲) در قطع تقریبی ۵/ ۱۰در ۸/ ۱۴ (یکچهارم کاغذ A۴) با تایپِ ماشین تحریر و چاپ استنسیل در ۷۸ صفحه منتشر کرد. چهار داستانکوتاه اوّل به سالهای پیش از بهمن ۱۳۲۷ (ترور نافرجام محمدرضا پهلوی) و چهار داستانکوتاه دوم به سالهای اوجگیری و گسترش جنبش ملّی و ضدامپریالیستی مردم ایران تا کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و یکی دو سال بعد از آن مربوط است.
از احمد قاسمی دو نوشتهٔ داستانی (یا داستانوارهٔ) کوتاه دیگر هم به جا مانده که جدا از مجموعهداستان آنکت به این کتاب افزوده شده است. اوّلی داستانی است به نام «فرار» که البته از داستانهای دیگر کمی بلندتر است. داستان «فرار» هم در سالهای دور به صورت جزوهای مستقل انتشار یافته و در ضمیمهٔ خاطرات دکتر غلامحسین فروتن، یادهایی از گذشته (صص ۳۰۵ ـ ۲۸۱)، به کوشش علی دهباشی، نیز به چاپ رسیده است. نوشتهٔ بسیار کوتاه دیگر «روز امتحان» نام دارد که مهدی خانبابا تهرانی آن را منتشر کرده است. خانبابا تهرانی از این «دستخط» به عنوان بخشی از زندگینامهٔ خودنوشت او یاد میکند و میگوید که احمد قاسمی این دستنوشته را از تجربهٔ نخستین روزِ کارگری دریک فروشگاه مصالح ساختمانی، در ۱۹۶۷ در پاریس به او داده است. این دو روایت داستانگونه را میتوان جدا از مجموعهداستانهای آنکت ـ به اصطلاحِ مرسوم سالهای اخیر ـ در قالب ادبیِ ناداستان (nonfiction) قرار داد؛ اگرچه این برابرنهاد موردپسندِ همگان نیست و معادلهای دیگری از جمله «ادبیات غیرداستانی»، «ادبیات غیرتخیلی»، «نثر غیرداستانی»، «جستار روایی» و «روایت مستند» هم برای آن پیشنهاد شده است. به هر حال، این قالب ادبی که میتوان پیشینهٔ دیرین آن را در ادبیات جهان و نیز ایران یافت، روایتهای مستند جذابی است که ریشه در واقعیت دارد و عمدتاً بازتابدهندهٔ نگاه شخصی نویسنده است. گردآورنده، با تفکیک این دو نوشتار از مجموعهٔ آنکت، عنوان «دو روایت دیگر» را برای آنها برگزیده است.
این مجموعه برای خوانندهٔ صاحبنظر ممکن است یادآور داستانهای رئالیسم اجتماعی باشد، ضمن اینکه تبلیغات حزبی و شعارزدگی در آنها نمود بارزی دارد، و نیز آنها را ترکیبی از تاریخنگاری، خاطرهنویسی، گزارشگری و زندگینامهٔ خودنوشت و جستارنویسی بیابد، اگرچه همهٔ این مواردِ برشمرده دستمایهٔ خلاقانهٔ نویسندگان بزرگ هم بوده و به کارگیری هنرمندانهٔ تصویرها، ایدهها، توصیفها و عوامل دراماتیک گفتگوها و دیگر موضوعاتی از این دست آثار آنان را ماندگار ساخته است. حال باید دید که آیا احمد قاسمی با توجه به ظرفیتهای داستاننویسی آن سالهای ایران، در قیاس با انبوه نوشتارهای داستانیِ بیمایهٔ آن دورهٔ تاریخی که اعتباری نیافتند و فراموش شدند، و نیز در مقایسه با نویسندگان مطرح همعصر خود راه به جایی برده است. بنابراین، هرگونه اظهارنظر منتقدانه دربارهٔ این نوشتههای داستانی را حقّ اهل نظر میدانم و نقد و تحلیل این داستانها را به آنان وامیگذارم.