برای بسیاری از خوانندگان بحث ما پیرامون سیب نیوتون ممکن است بدیهی به نظر برسد. اگرچه با توجه به یک قیاس اقتصادی، به زودی در خواهیم یافت سوالات برخاسته از این قیاس، بسیار مهم هستند. فرض کنید در یک پنج شنبه معمولی، نزدیک به غروب، وزارت بازرگانی آمریکا نرخ های تورمی را منتشر کند که بالاتر از نرخ انتظاری بازار باشد (مثلا به جای ۱.۵ درصد، ۳.۵ درصد). صبح روز بعد شاخص داو جونز در ابتدای روز کاری ۵ درصد سقوط می کند. خوشبختانه تا بعد از ظهر این شاخص ۳ درصد رشد و سقوط روزانه را به ۲ درصد محدود می کند. این رویدادی بسیار ساده است اما، همچون مورد سیب نیوتون، می توان مراحل مختلفی را در نظر گرفت.
۱. دریافت اطلاعات است. نمایه های تورمی نامناسب تحت ساختارهای اطلاعاتی گسترده ای مورد توجه سرمایه گذاران قرار می گیرد (سرخط خبرهای رویترز، اینترنت و غیره)، اما این مسئله قریب الوقوع است که ارتباطات داخلی میان تحلیل گران در بانکها و موسسات مالی نقشی حیاتی در نحوه تحلیل نهایی اطلاعات دارد. برای نمونه، می توان تصور کرد تصمیم فروش چند سهام دار عمده، سرمایه گذاران دیگر را به پیروی وامی دارد.
۲. در صبح جمعه و پیش از باز شدن نمادها، متخصصانی که مسئول DOW۳۰ هستند، سطح دستورهای فروش را که شب گذشته ارسال شده اند را در می یابند.آنها به منظور برقراری تعادل فروش و خرید مجبورند قیمتهایی را تعیین کنند که ۵ درصد کمتر از قیمت بسته شدن دیروز باشد.
۳. سرمایه گذارانی که در روزها (یا هفته ها)ی گذشته اختیار معامله (خرید یا فروش) داشتند با نمایه های تورمی پیش بینی نشده خلع سلاح می شوند. روز انقضای اختیار معامله عموما جمعه در انتهای روز کاری است. آنها به منظور ارتقای موقعیتشان در بازار اختیار معامله، در آخرین ساعات روز خریدهای سنگینی کردند.