درباره بررسی وضعیت شهرسازی و برنامه ریزی شهری و منطقه ای در ایران معاصر
بهرغم گذشت بیش از صد سال از انقلاب مشروطه و تأسیس نهادها و زیرساختهای مدرن، بیش از شصت سال از شروع برنامهریزی عمرانی در کشور، حدود پنجاهوپنج سال از اتخاذ و پیگیری سیاست تمرکززدایی و چهلوپنج سال از تهیه و تصویب اولین طرحهای جامع شهری و در پی آن، طرحهای آمایش سرزمین، طرحهای توسعه منطقهای، طرحهای شهرستان، طرحهای مجموعه شهری و... و بازنگری دورهای مستمر در آنها، میتوان گفت که کشور ما هنوز با مسائل جدی و اساسی در زمینه نظام شهرنشینی و شبکه شهری، حفظ منابع ملی و سلامت محیط زیست و همچنین ناکارآمدی و کیفیت نامناسب محیط شهرها روبهروست.
روشن است که این وضعیت هرکس را که اندکی آگاهی و حساسیت داشته باشد به پرسش وامیدارد، از جمله مؤلف این مجموعه را، که بهعنوان یک شهرساز طی سیوپنج سال گذشته بهطور پیوسته به کار شهرسازی اشتغال داشته و مدیریت انجام مطالعات و تهیه طرحهای متنوع و متعددی ــ از جمله طرح جامع مشهد (مصوب ۱۳۷۲) و طرح مجموعه شهری تهران (مصوب ۱۳۸۱) ــ را بهعهده داشته و روند اجرا و سرنوشت برنامهها و طرحها را پس از تصویب آنها نیز پیگیری کرده است.
بهنظر میرسد که پرسش از علت این ناکامیها و دست نیافتن اغلب برنامهها و طرحهای شهری و منطقهای به بسیاری از آرمانها و آرزوهایی که انگیزه تهیه آنها بوده است، و جستوجوی راهحلها برای برخورد با این مشکل بزرگ فرهنگی و اجتماعی، در شرایطی که وضعیت شهرها و مناطق شهری و نواحی و عناصر باارزش طبیعی کشور روز به روز وخیمتر میشود، یک ضرورت مبرم است که انگیزه تهیه این مجموعه هم بوده است.
این کتاب شامل متن ده گفتوگو است که در ششماهه نیمه دوم سال ۱۳۹۰ حول سه پرسش مشخص، با صاحبنظرانی انجام شده است که ضمن برخورداری از دانش و تخصصهای مرتبط با کار شهرسازی و برنامهریزی شهری و منطقهای در زمینههای اجرایی، آموزشی یا حرفهای دارای تجربه طولانی بودهاند.