
بعد از شکست اصلان، امیرعلی فکر میکنه بالاخره یه نفس راحت میکشه؛ انگار همهچی برگشته سر جای خودش و دیگه خبری از خطر و تعقیبوگریز و جنگهای عجیب نیست. اما خب… واقعیت اینه که این فقط شروع بازی بوده! چون خیلی زود میفهمه دنیاش خیلی بزرگتر، ترسناکتر و عجیبتر از چیزیه که تا حالا دیده.
امیرعلی حالا حقیقتهایی رو میشنوه که هیچوقت فکر نمیکرد واقعی باشن. دشمنانی که انگار از دل تاریکترین بخشهای تاریخ بیرون کشیده شدن و قدرتهایی که یا باید کنترل و استفادۀ درستش رو یاد بگیره یا ازش پس گرفته میشه! از همه بدتر؟ اینکه میفهمه شکست اصلان فقط یه برگ کوچیک از یه دفتر 100 برگ بوده و آدمهایی پشت پرده هستن که تازه دارن امیرعلی رو «کشف میکنن».
حالا سؤال اصلی اینه: امیرعلی با این همه حقیقت عجیب باید چیکار کنه؟ میجنگه؟ میترسه؟ پس میکشه؟ یا قویتر از همیشه ادامه میده و میفهمه دلیل واقعی انتخاب شدنش چی بوده؟
جلد پنج جاییه که ایلیا از یه مبارز معمولی، آرومآروم تبدیل میشه به کسی که واقعا لیاقت لقب «قهرمان» رو داره. خضر چیزهایی رو به قهرمان ما نشون میده که باورش سخته اما جواب خیلی از سوالهای ما و امیرعلی توی اون عجایبه. مطمئنم این سوالها برای تو هم پیش اومده پس این جلد مخصوص خودته.
چرا حیفه این کتاب مال تو نباشه؟
* تا حالا شده حس کنی چیزی بزرگتر توی راهه؟ خب… ایلیا دقیقا توی همین موقعیته!
* کنجکاو نیستی بدونی امیرعلی وقتی با «دشمنهای اصلی» روبهرو میشه، میترسه یا قویتر عمل میکنه؟
* فکر میکنی اصلان رئیسِ اصلی بود؟… مطمئنی؟ شاید بد نباشه یه نگاهی به جلد ۵ بندازی!
* شکست دشمن توی جلد 3-4 تازه اول ماجرا بود؛ برای قطار مشکلات جدید آماده باش!
* میخوای بفهمی قدرت واقعی ایلیا چیه، از کجا اومده یا اینکه اصلاً چرا انتخاب شده؟ بدو بدو همۀ جوابها اینجاست.
برای ایلیا خطر هیچوقت تموم نشده، برعکس تازه اول زدن به دل خطره. اما خب بنظر میآد خودش هنوز عمق ماجرا رو نمیدونه. نگران نباش قراره زود با دشمنهای عجیبی آشنا بشه اما خب توی این مسیر تنها نیست؛ دوستهاش، خضر، ریحانه و حتی ما کنارش هستیم مگه نه؟ تو کنجکاو نیستی بدونی پشت پردۀ این قدرتها و دشمنها چی قایم شده و چرا یه نوجوان معمولی باید وسط این همه ماجرا باشه؟ اگه میخوای جواب این سؤالها رو خودت کشف کنی و من چیزی رو لو ندم جلد ۵ رو از دست نده، وقتشه بخریش و بری توی دل ماجرا!
نگاه تربیتی
خیلی از والدین فکر میکنن رشد و مسئولیتپذیری نوجوان یهویی اتفاق میافته؛ انگار یه روز از خواب پا میشه و تبدیل میشه به آدم بالغ و منطقی! ولی واقعیتش اینه که بچهها مثل شخصیتهای بازیها، مرحلهای رشد میکنن: آروم، لِولبهلِول و بر اساس ظرفیت خودشون. هر کدوم استعداد، انرژی و سرعت یادگیری خودشون رو دارن و هیچ دو نوجوانی دقیقاً مثل هم نیستن. این یعنی فشار زیاد، توقع ناگهانی یا مقایسهکردن فقط باعث میشه اعتمادبهنفسشون خورد بشه. شخصیت نوجوان مثل یه خاک نرمه؛ هر حرف و رفتار بزرگترها روش اثر میذاره، اما بهمرور، نه یکشبه. و اون چیزی که موندگار میشه، تکرار رفتارها و حمایت مداومه، نه نصیحتهای سنگین و ناگهانی.
جلد پنجم ایلیا دقیقاً همین مسیر رشد تدریجی رو با تصاویر قشنگ و قابلفهم نشون میده. امیرعلی استعداد داره، اما تازه میفهمه استعداد بدون تمرین، پشتکار و تلاش اصلاً «قدرت» محسوب نمیشه. توی این جلد، بچهها میبینن که قهرمان شدن فقط زور بازو نیست، فهمیدن، پرسیدن، دنبال جواب رفتن و شناختن مسیر زندگیه. ایلیا کمکم میفهمه پدرش توی چه نبرد بزرگی بوده و چرا بعضی نبودنها لازمه؛ این باعث میشه نوجوان با مفاهیمی مثل پذیرش، معنای مسئولیت، و درک نقش خودش توی جهان بهتر ارتباط بگیره. جلد ۵، بهجای شعار دادن، بهصورت داستانی و ملموس یاد میده هر بچهای میتونه «نسخۀ بهتر خودش» باشه؛ فقط باید استعدادشو کشف کنه و کمکم پرورشش بده. برای همراه کردن نوجوانهای خودتون با ایلیا شک نکنید.
| فرمت محتوا | pdf |
| حجم | 17.۶۳ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 32 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | امین توکلی |
| ناشر |