0
امکان مطالعه در اپلیکیشن فیدیبو
دانلود
سخت پوست

معرفی، خرید و دانلود کتاب سخت پوست

نویسنده:
ساناز اسدی
درباره سخت پوست
پدر با آخرین باران تابستانی برگشت. کسی نمی‌شناختش ولی عکسش توی همه‌ی موبایل‌ها بود. زیر عکس‌ها نوشته بودند «بیرون آمدن مُرده‌های قبرستان رامسر بر اثر باران شدید.» باران شدید زمینِ گِلی امام‌زاده محمد و چندتا از قبرهایی را شسته بود که تازه بودند و سنگ نداشتند. توی عکس، چهارتا جنازه همان‌جور صاف و کفن‌پوش از توی قبرها زده بودند بیرون. نصف‌شان بیرون بود و نصف دیگرشان توی گِل. هر چهارتا شبیه هم، هم‌اندازه، هم‌قد. من پدر را شناختم. درخت انجیرِ بالای قبرش خم شده بود و ریشه‌های بزرگ درخت خاک را پاره کرده بود و آمده بود بیرون. درخت را شناختم، چینه‌ی کوتاه کنار قبرش را شناختم و خودش را که وسط تمام آن عکس‌های بی‌کیفیتی که همه‌جا دست‌به‌دست می‌شد، جوری روی زمین دراز کشیده بود که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده. انگارنه‌انگار که همین ده روز پیش دفنش کرده بودیم و انگارنه‌انگار که آن‌قدر توی دریا دنبالش گشته بودند تا یک جایی کنار ساحل پیدا شده بود... -از متن کتاب-
دسته‌ها:

شناسنامه

فرمت محتوا
epub
حجم
896.۴۶ کیلوبایت
تعداد صفحات
134 صفحه
زمان تقریبی مطالعه
۰۴:۲۸:۰۰
نویسندهساناز اسدی
ناشرنشر چشمه
زبان
فارسی
تاریخ انتشار
۱۴۰۱/۱۰/۱۸
قیمت ارزی
3 دلار
قیمت چاپی
30,000 تومان
مطالعه و دانلود فایل
فقط در فیدیبو
epub
۸۹۶.۴۶ کیلوبایت
۱۳۴ صفحه

نقد و امتیاز من

بقیه را از نظرت باخبر کن:
دیگران نقد کردند
4.1
از 5
براساس رأی 25 مخاطب
خوش‌خوان 🪶 (7)
گیرا 🧲 (3)
5
ستاره
36 ٪
4
ستاره
40 ٪
3
ستاره
20 ٪
2
ستاره
4 ٪
1
ستاره
0 ٪
12 نفر این اثر را نقد کرده‌اند.
3

۱. اگر اسم سینا مطرح نمیشد، از لحن و حالت راوی احساس می‌کردم که راوی ماجرا زن باشد. ۲. پایان داستان برایم قابل هضم نبود؛ در تمام طول داستان، چه بخش گذشته چه بخش مربوط به حال، سینا کار عجیب و غیرمنتظره‌ای نکرده بود. اما از حالت روایتش هم هیچوقت این احساس به من دست نداد که کوهی از خشم در او انباشته شده و ممکن است به این شکل تخلیه شود. ۳. قلم نویسنده رو دوست داشتم. شکل روایت هم اونقدری کشش داشت که مثل نود درصد کتاب‌هایی که نیمه‌کاره رها کردم رهاش نکنم. ۴. یه مقداری برای دوست‌داشتنی‌ کردن پدر، زیادی حالت‌های کودکانه بهش نسبت داده شده بود. مدام از ذوقش نسبت به محمدعلی و ویلا صحبت میشد تا آدم دلش به حال پدر بسوزد.

4

سخت‌پوست اثری درباره‌ی پدر است، درباره‌ی رفت‌و‌بازگشت‌های مکررِ پدر، درباره‌ی بارانی که بند نمی‌آید و عکس‌هایی که از حافظه نمی‌رود. کتاب با بارانی سیل‌آسا در شمال ایران آغاز می‌شود، بارانی که باعث می‌شود خاک رَم کند و گورستانی را پس بدهد. از جمله قبر «داوود» را، پدر راوی داستان که به اشکال گوناگون سرنوشتش با آب گره خورده است. این اتفاق داستان را جان می‌بخشد، زمان بازمی‌گردد و با مردی همراه می‌شویم که عادت‌های عجیب و بازگشت‌های مدام دارد… استعاره‌ی بزرگ این ماجرا فقدان و بازگشت مدام پدران در تاریخ ماست.

4
خوش‌خوان 🪶
گیرا 🧲

داستان روایی کتاب کوتاه و خوشخوان هست.فضای رمان دربرگیرنده پدری با ویژگیهایی مثل سبک سری، خرافه پرستی، لاف زن ،دلداده مبارزه و بوکس، که در واقع باعث عدم توانایی در تامین مسائل معیشتی خانواده میشه و خصم بین پسربزرگ و پدر رو ایجاد و گسترده تر میکنه .البته نویسنده وامدار شرایط جغرافیایی شمال و نماد سازیهای اقلیم اونجا هست و موفقیت قابل قبولی در توصیف و فضاسازیهای داستان بدست میاره

4

سخت پوست برای من داستان گیرا و پر کششی بود، و بیشتر از همه چیز در محوریت زندگی نزیسته یک پدر و حسرت های زندگی اون بود. فضاسازی داستان به همراه باران، دریا، صید، قایق و غرق شدن ارتباط بسیار خوبی را با زندگی در مناطق شمالی برقرار میکرد. اگرچه به نظر من انتهای داستان بسیار عیرمنتظره و عجولانه بسته شد و همخوانی به لحاظ توازن روایت با بخش های دیگر نداشت.

3
تلخ ☕️
گیرا 🧲

متن گیرایی داشت و به عنوان یک داستان کوتاه خوب نوشته شده و نویسنده حس اهالی اون منطقه نسبت به مسافرها را خوب میدونه... وقتی از توریست چه داخلی و چه خارجی ، درآمد داریم نباید با تنگ نظری و مقایسه زندگی روزمره مون با چند روز تفریح دیگران ، از مسافر کینه به دل بگیریم و تنگ نظر باشیم.

3

در کل فضای کتاب، غمگینه. خیلی جاها تلاطمی که وجود داشت در داستان، منو یاد دریا می انداخت. فضاسازی ها خوب انجام شده بود. شما میتونستید خودتون رو در اون فضا متصور شید. در کل میشه گفت ارزش یکبار مطالعه رو داشت. خیلی کوتاه هست و با یک نشست میشه تمومش کرد.

4

نویسنده قلم روانی دارد، با اینکه هی به گذشته برمیگردد اما خواننده را در هر دو زمان به دنبال خود میکشد. فقط ای کاش راوی غیر همجنس نمینوشت، که به نظرم در آن صورت خیلی خیلی ارتباط بهتری برقرار میشد

4

نویسنده روایت غیرخطی رو به شکل روان و خوش‌خوانی تحریر کرده، برای من دوست‌داشتنی بود، نقص کوچک‌ داستان فقط همین درنیامدن جنسیت راوی است. اگر چند باری در داستان راوی رو سینا خطاب نمی‌کردن من تصور می‌کردم زنه.

5
تلخ ☕️
گیرا 🧲

عجب کتاب نفسگیری بود. همه چیز، لحظه به لحظه‌اش سنگین بود. احساس هر کاراکتر به خوبی منتقل میشد. اخرش هم عالی بود!

3
خوش‌خوان 🪶
سرگرم‌کننده 🧩

ارزش یکبار خواندن را داره

نمایش 2 نقد دیگر
4
(36)
خوش‌خوان 🪶 (7)
19,500
تومان
%30
تخفیف با کد «HIFIDIBO» در اولین خریدتان از فیدیبو

گذاشتن این عنوان در...

قفسه‌های من
نشان‌شده‌ها
مطالعه‌شده‌ها
سخت پوست
سخت پوست
ساناز اسدی
نشر چشمه
4
(36)
خوش‌خوان 🪶 (7)
19,500
تومان