درباره اصول حاکم بر طرح دعوی و فرآیند رسیدگی در شعب دیوان عدالت اداری
حق مراجعه به مراجع صالح به منظور احقاق حق ماهوی تضییع شده برای هر شخصی بالغ و نابالغ، عاقل یا مجنون،حقیقی یا حقوقی به وجود میآید در عین حال اقامه دعوی برای تثبیت حق و اجرای آن مستلزم وجود شرایطی است که عبارت است از:
۱ـ تقدیم دادخواست
۲ـ اهلیت قانونی
۳ـ منجز بودن حق مورد ادعا
۴ـ ذینفع بودن
اگرچه اقدام به اقامه دعوا حتی با نبودن هریک از این شرایط امکانپذیر است، اما نبودن شرط یا شرایط مورد اشاره موجب میشود که مرجع صلاحیت دار وارد رسیدگی شود اما از رسیدگی به ماهیت دعوا یعنی بررسی وجود یا فقدان حق اصلی مورد ادعا و تضییع یا انکار آن و ترتیب آثار قانونی مربوط در قالب حکم ممنوع شود،نتیجه چنین حالتی علی الاصول صدور قرار رد یا عدم استماع دعوی است.
در بین شرایط اقامه دعوی در دعاوی مدنی و طرح آن در محاکم دادگستری یکی از شرایط تقدیم دادخواست که در دیوان عدالت اداری تقدیم دادخواست از شرایط اقامه دعوا شمرده نمیشود بلکه از شرایط لازم برای شروع رسیدگی شعب دیوان و بررسی وجود یا عدم وجود شرایط اقامه دعوا است در حقیقت به صراحت ماده ۱۶ قانون دیوان عدات اداری رسیدگی در دیوان مستلزم تقدم دادخواست است و چنانچه دادخواست تقدیم نشود دیوان از رسیدگی ممنوع میباشد و در نتیجه نه تنها رسیدگی ماهوی غیرممکن میشود بلکه رسیدگی به حاصل بودن یا نبودن شرایط اقامه دعوی نیز غیرممکن شده و نوبت به صدور قرار رد دعوا و یا عدم استماع دعوی نمیرسد و لذا دادخواست یکی از مهمترین برگهای قضایی است که برای اقامه دعوی در دیوان عدالت اداری به کار بسته میشود، این سند مدعای شاکی را در صورتی میتوان روشن کند که فصیح و صریح و جامع تمام ارکان دعوا باشد. در تنظیم آن براساس یک نقشه دقیق و ماهرانه هر قدر سعی شود مانند دقتی است که در پیریزی یک ساختمان میشود به همین مناسبت است که در قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری قواعد شکلی آن را جز به جز انشاء یعنی نکاتی که با نظم و ترتیب در متن آن باید تصریح و اسنادی که باید به آن پیوست شود پیشبینی نموده است تا از تقدیم دادخواستهای ناقص که هم موجب تضییع حقوق و هم سبب اطاله دادرسی و اتلاف وقت شعب دیوان است احتراز شود.
دادخواست در دیوان عدالت اداری پایه قضاوت است. جامع و رسا بودن آن از زحمت قضات دیوان میکاهد و کشف حقیقت را آسان میکند و برهمین اساس اگر دادخواست عالمانه و منشیانه تنظیم شده و قلم به قلم وضعیت موضوعی و حکمی دعوی را تشریح کرده در مطلع آن هریک از ادله مورد استناد و استدلالها را جدا جدا و به ترتیب بیان دارد. قاضی رسیدگیکننده به دادخواست میتواند متن دادخواست را به حفظ تمام عبارت و با تبدیل کلمات درخواست میکنم به حکم میکنم زمینه و طرح حکم خود قرار بدهد.
بنا به جهات فوق در این پژوهش سعی شده با توجه به اهمیت دادخواست در طرح دعوی که رکن اصلی آن تقدیم دادخواست در دیوان عدالت اداری بوده و رعایت نکاتی که در تنظیم و ارائه آن لازم است ضمن اشاره به هدف از تاسیس دیوان و ویژگی دادرسی در دیوان و قلمرو صلاحیت دیوان در رسیدگی به دعاوی با رعایت نوعی اختصار ماحوظ دارم تا افزون براینکه قابل استفاده برای دانشجویان حقوق باشد قضات وکلای دادگستری نمایندگان حقوقی و غیره نیز به آن عنایت نموده و مورد امعان نظر قرار گیرد.