فیدیبو نماینده قانونی نشر قطره و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب این بچه که اومد زندگی ما به هم ریخت

کتاب این بچه که اومد زندگی ما به هم ریخت

نسخه الکترونیک کتاب این بچه که اومد زندگی ما به هم ریخت به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۶,۸۴۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب این بچه که اومد زندگی ما به هم ریخت

ازدواج و تشکیل زوج در حکم ماجراجویی است و، به چشم بسیاری، بچه دار شدن و بچه بزرگ کردن آخرین تعهدی است که هنوز ارزش و بهایی دارد. توقع زن و مرد از بچه دار شدن مترادف فداکاری است. دلسردی ها و به ستوه آمدن ها را نمی‌توان به گردن بچه گذاشت؛ چه، بچه، بنا بر تعریف، بیگناه است. حالا که بچه مسئول نیست، راحت ترین کار این است که مشکلات را به گردن شریک زندگی بیندازیم. این‌چنین است که بسیاری از زوج‌ها به محض رویارویی با نخستین ناکامی ها به فکر جدایی می افتند. اما مشکل اصلی جامعه‌ی کنونی این است که والدین فرزند خود را به محور اصلی زندگی بدل می‌کنند. این‌گونه است که مواجهه با کوچک‌ترین ناملایمات و مشکلات در زندگی کودک باعث می شود تا بنیاد زندگی پدر و مادر نیز از هم بپاشد.

ادامه...
  • ناشر نشر قطره
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.71 مگابایت
  • تعداد صفحات ۳۰۳ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب این بچه که اومد زندگی ما به هم ریخت

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



پیش درآمد

یکی از آن­دو گفت: «وقتی بچه ی اول به دنیا اومد، انگار یه اتوبوس گنده صاف اومد و خورد بهمون!» دیگری گفت: «همه چیز عوض می شه، یهو یه موجود کوچولو تمام توجه و عشق و احساسات و دلهره های آدم رو مال خودش می کنه؛ جالب این که آدم این موجود رو نمی شناسه، چون تا همین چند وقت پیش اصلاً وجود نداشت!»
شاعر فرانسوی، ویکتور هوگو، در یکی از اشعارش که در ۱۸۳۱ چاپ شد، با هیجان زیاد می نویسد: «وقتی کودک به دنیا می آید، تمام اعضای خانواده ذوق می کنند.» همین طور است، تردیدی نیست، اما هم زمان با تولد بچه، زوج از دو به سه تبدیل می شود، حال وروز زن و شوهر تغییر می کند و رابطه ای که تاکنون آن دو را به هم پیوند می داد به بازبینی نیاز می یابد. گاهی این کار خودبه خود انجام می شود، اما این احتمال نیز هست که تنش ها و مخالفت­ها و برخوردها و درگیری ها به کدورت بینجامد و زن و شوهر از هم آزرده­خاطر شوند. برخی از زوج ها از این آزمون جان سالم به در نمی برند و این در حالی است که تصور می کردند بچه­دار شدن نقطه ی اوج پیوند میان آن هاست. صحبت از این قبیل مشکلات چندان معمول نیست، مگر گاهی در برخی از فیلم ها که این اواخر مشاهده می شود.
در یکی از فیلم های سوفیا کوپولا به نام «lost in Translation» زن و مردی در توکیو با هم ملاقات می کنند. مرد ۵۰ سال دارد؛ ۲۵ سال است که ازدواج کرده و چیزی حاصلش نشده است؛ زن نصف سن او را دارد، دو سال پیش ازدواج کرده، اما چندان به زندگی زناشویی امیدوار نیست.
زن: «یعنی زندگی به مرور زمان بهتر می شه؟»
مرد (زیر لب): «آره خُب...»
زن: «زندگی زناشویی چی؟ اونم بهتر می شه؟»
مرد: «نه! از همه بدتر وقتیه که بچه ی اول به دنیا می آد؛ چون آدم می فهمه که دیگه زندگی هیچ وقت مثل قبل نمی شه.»
زن: «عجیبه! آدم ها هیچ وقت این چیزا رو نمی گن!»
همه از آمار بالای طلاق در فرانسه اطلاع دارند: از هر سه زوج یکی و حتی، در شهرهای پرجمعیت، از هر دو زوج یکی از هم جدا می شوند. اما کم تر کسی می داند که امروز این طلاق ها بیش تر در زوج های جوان به چشم می خورد (شاید هم مردم وانمود می کنند خبر ندارند). تعداد زوج هایی که هنگام طلاق، بچه های کوچک دارند روز به روز افزایش می یابد (کم وبیش چهار سال پس از تولد بچه ی اول یا کمی بعد از تولد بچه ی دوم). طلاق برای این زوج ها مانند انفجاری است که در میانه ی پرواز هواپیما رخ دهد.
آن چه را ناچاریم شکست بنامیم دلایل متعددی دارد، اما ریشه اش را باید در گذشته ی زوج جست وجو کرد (قول و قرار ازدواج، بارداری، تولد بچه، آموختن نقش پدر و مادر). با تولد بچه، هر کدام از والدین تغییراتی را در وجود خود حس می کنند که برخی از آن ها درونی هستند و با گذشته و هم چنین خانواده مرتبطند و برخی دیگر جنبه ی ارتباطی دارند (ارتباط بین فرد و خانواده اش در دوران تجرد، دوستان، روابط اجتماعی و حرفه ای). رابطه ی بین زن و مرد با ورود بچه زیرورو و، درنتیجه، اولویت ها مستلزم بازبینی می شود. تعادل اولیه ی زوج به هم می خورد و مرزهای خلوت فردی، زناشویی و خانوادگی یک بار دیگر ترسیم می شود. مشکل این جاست که کلیشه ها و الگوهای رایج به قدری نافذ و فراگیر هستند که بازگویی مشکلات دشوار می شود. کار آسانی نیست که شخص به خود، به همسر، به خانواده یا به جمع دوستانش بگوید که تولد بچه باعث شده است تا زندگی زناشویی­اش تلخ و ناگوار و پریشان شود، آن هم بچه ای که این همه انتظارش را کشیده بود و حالا هم چهار ستون بدنش صحیح و سالم است.
بارها دیده ایم که برخی خجالت می کشند از مشکلات خود حرف بزنند و بگویند در لحظاتی که برای همه به مثابه شیرین­ترین و گواراترین لحظات است، آن ها ناراحت بودند. بعد، وقتی می فهمند که همه ی زوج ها بعد از تولد فرزند اول مشکلاتی نظیر آن ها داشته و ناچار شده اند برنامه ی زندگی خود را نوع دیگری طرح کنند خیال شان کمی آسوده­تر می شود. هدف ما این است که کاری کنیم تا زوج ها با مطالعه ی این کتاب بفهمند با چه مشکلاتی ممکن است مواجه شوند و به تبع آن، دست و پای خود را گم نکنند.
تعجب می کنیم وقتی می بینیم زوج های جوانی هستند که بچه را بدین سبب می خواهند تا پیوندشان محکم تر شود، خانواده تشکیل دهند و به شکوفایی فردی برسند. اما می بینیم که این زوج ها در عین حال، از پیامدهای بچه­دار شدن هراس دارند؛ یعنی دلواپس اجبارها هستند و نگران این که راه برگشت نداشته باشند، می ترسند مبادا مثل پدر و مادر خودشان اسیر دعوا و درگیری شوند و استقلال شان را از دست بدهند.
از همین رو، تصمیم گرفتیم از این لرزش های کوچک زوج، پرده برداریم، آن هم قبل از این که به زلزله ای مهیب بدل شود و پایه های خانواده را درهم بکوبد. همه ی معمارهای ژاپنی می دانند که سازه های انعطاف­پذیر در برابر لرزه ها مقاومت بیش تری از خود نشان می دهند. کار ما این است که به افراد کمک کنیم تا ستونی از جنس نی برای خود تدارک ببینند که خم شود، اما نشکند.

نظرات کاربران درباره کتاب این بچه که اومد زندگی ما به هم ریخت

به نظرم اصلا کتاب منسجمی نبود و از خواندنش لذت نبردم
در 9 ماه پیش توسط leila hatami
کتاب نایاب رستاخیز مردگان دانلود: mj۱۲۶@
در 12 ماه پیش توسط mho...458
کتاب خوبی بود، راضی بودم
در 2 ماه پیش توسط sami
کتابیه که همه زن و شوهرایی که میخوان بچه دار بشن باید بخونن خودم نصفه های این کتابم به نظرم ارزش یکبار خوندنو داره که حداقل از مشکلات بچه دار شدن اگاه بشین و چشم بسته نرید دل مشکل بهترین جمله کتاب: برای زوج جوان آسان نیست که به اطرافیان بگویند ورود این نوزاد چقدر زندگی آنها را بهم ریخته
در 6 ماه پیش توسط set...iii