Loading

چند لحظه ...
کتاب صدای سوم

کتاب صدای سوم
گزیده داستان های نویسندگان نسل سوم امریکا

نسخه الکترونیک کتاب صدای سوم به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۴,۸۶۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب صدای سوم

مردم چه خوششان آمده بود که ما با هم بودیم و شهر را رها کرده بودیم تا به روستا بیاییم. بسیاری‌شان به دیدارمان می‌آمدند و شومینه‌ی روشن ما همه‌شان را سر ذوق می‌آورد که داستان بگویند: مثلاً حکایت آن کودک که اتفاقا در جای خوبی از پیچ خیابان ایستاده بود وقتی درِ وانت حمل بستنی باز شد و صدها بستنی چوبی از آن بیرون ریخت؛ یا مردی ایستاده در ساحل، شن‌ها در زیر آفتاب می‌درخشند، نقطه‌ای می‌بیند درخشنده‌تر از جاهای دیگر، خم می‌شود و حلقه‌ی الماس را پیدا می‌کند. آیا این قصه‌های شگفت‌انگیز را تعریف می‌کردند چون به خیالشان ما روزی یکی از خودشان می‌شدیم؟ حالا می‌فهمم که آن‌ها احتمالاً حدس زده بودند که این کارها بیهوده است؛ همان‌قدر بیهوده که به کودکی یک فنجان و نعلبکی از یک سرویس اعلا بدهید. یادت هست شبی را که در زمین چمن بودیم، تا زانو در برف، سرها بالا به‌سوی آسمان، درحالی‌که باد شدیدی سفیدی‌ها را زیر و رو می‌کرد؟ انگار دنیا سر و ته شده بود و ما داشتیم به یک کرت هویج وحشی در آسمان نگاه می‌کردیم. بعد چراغ‌های جلو خاموش، ماشین ما اولین وسیله بود که از میان برف‌های تازه بر زمین نشسته عبور کرد. دنیای اطراف به عکسی بیش از حد نوردیده می‌مانست.

ادامه...

مشخصات کتاب صدای سوم

  • ناشر نشر ماهی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 5.31 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۶۰ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب صدای سوم

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

در حال بارگذاری...

نظرات کاربران درباره

داستان‌های خیلی خوبی داره، برای علاقمندان به ادبیات آمریکا بسیار لذت‌بخش خواهد بود.
در ۳ ماه پیش توسط محمدرضا عشوری ( | )
صداهای سوم«عشاق، در هفته‌های اول آشنایی، باور دارند که می‌توانند به فضاها و مکان‌های اوایل زندگیِ هم قدم بگذارند.» کتابی که داستان‌های بسیار از نویسندگان متعددِ نسل سوم ادبیات امریکا دارد با این جمله‌ی معرکه، از داستان «خانه‌های مردم دیگر،» است که تمام می‌شود. ما، در فارسی، ضرب‌المثلی داریم که می‌گوید «سالی که نکوست از بهارش پیداست.» خب، همین‌طور که ملاحظه می‌کنید، بهار و تابستان و پاییز و زمستان این کتاب –که از قضا به‌گزینِ آثار 12 نویسنده است– همه، دل‌پذیرند. بهارِ این کتاب، سرآغازش، یادداشت محققانه‌ی احمد اخوت، گردآورنده‌ی کتاب، است و داستان‌های اَن بیتی که کمابیش در ایران شناخته‌شده است. بعدِ او هم نوبت به ریموند کارور می‌رسد که دیگر هیچ در شناخته‌شده بودنش شک نداریم: در سال‌های اخیر، تب کارور از خواننده‌ها به نویسنده‌های ایرانی هم سرایت کرد (و شاید هم بالعکس بوده این روند) و کارورخوانی و کارورنویسی، دوشادوش هم، به حیات در جامعه‌ی ادبیِ ایران ادامه داده‌اند. با این‌همه، سه داستان کوتاهی که از کارور در این کتاب آمده‌اند از آثار تراز اول او به حساب نمی‌آیند. جلوتر، داستان «گلوله‌ای در مغز» توبیاس ولف درخشان است و، از میان پنج داستانی که از دونالد بارتلمی آمده، «شهر کلیساها،» داستانی‌ست که به نقیضه‌ای تمثیل‌گون شبیه شده و به پسند من نزدیک بوده. بارتلمی نویسنده‌ی داستان‌های تجربی‌ست، با سویه‌هایی پارودیک و طنزی جنون‌آسا و –گرچه شیوه‌گری‌های جلوه‌گرانه‌اش به نظرم برای نویسنده‌ی ایرانی و چه‌بسا خواننده‌ی ایرانی، عجالتاً، محلی از اِعراب ندارد و نمی‌بایست داشته باشد– آن‌چه به انتخاب اخوت در «صدای سوم» آمده از داستان‌های خواندنیِ او به شمار می‌آید. از رابرت کوور و بازنویسیِ داستان شنل قرمزی‌اش تحت نام «دماغ مادربزرگ» که بگذریم، می‌رسیم به مری رابینسون و دو داستان جذابش، به‌خصوص، اولی: «مال تو.» هرچند، به نوشته‌ی آقای اخوت، خود رابینشون مخالف آن است که مینی‌مالیستش بدانند، کمینه‌گرایی‌اش در داستان‌نویسی باعث شده آثارش کم از اشعار غنایی نداشته باشند. وقتی داستانی از او می‌خوانی، باید مطمئن باشی که هر اشاره‌ی ناچیز، هر توصیف کوچک قرار است سهمی کسرناشدنی در پیشبرد داستان داشته باشد. ادیت پرلمن، جیسون براون (با اثر درخشان «سفر قلب»)، پم اولمان، امی همپل، توماس بِیتز و، نهایتاً، خانم لور سیگال که اول یادداشت ذکر خیرش بود نویسندگان دیگری‌اند که ازشان داستان یا داستان‌هایی در کتاب آمده. جذابیت آثار این‌ها، علاوه بر قدرت داستان‌پردازی، به این دلیل است که برای اکثر ما نویسندگانی ناشناخته‌اند و به چندوچون کار ادبی و سازوکارهای نویسندگی‌شان آشنایی نداریم: کار خوب دیگر آقای اخوت معرفیِ این‌هاست. یک جا، پیش از داستان «تلفن‌های پنهانی،» او شرح می‌دهد که چگونه کوشش‌هایش برای یافتن نشان و زندگی‌نامه‌ای از نویسنده‌ی مرموز این داستان، پم اولمان، بی‌نتیجه مانده و حتی جستجوی اینترنتی هم چاره‌ساز نبوده. ضمن این یادداشت، اخوت جمله‌ای نوشته که، هرچند چندان ربطی به کلیت این یادداشت ندارد، می‌آورمش برای حسن ختام و پایان: «همیشه آرزو داشته‌ام می‌شد کتاب تاریخی بنویسم که فقط از چگونگیِ حالت حرف زدن آدم‌ها سخن بگوید.» وه که چه آرزوی فریبنده‌ای!‏
در ۶ سال پیش توسط ... ( | )
طرفدار داستان کوتاه نیستم . اما اینم خیلی ماست بود :)
در ۶ سال پیش توسط ... ( | )