پیش فروش کتاب صوتی هنر شفاف اندیشیدن
Loading

چند لحظه ...
کتاب آذرخش

کتاب آذرخش
مجموعۀ داستان کوتاه

نسخه الکترونیک کتاب آذرخش به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

نقد و بررسی کتاب آذرخش

داستان کوتاه خواندن یکی از عادات جذابی است که میتوانید به برنامهی زندگی خود اضافه کنید. داستانهایی که در این کتاب گردآوری شدهاند، داستانهای خیلی کوتاهی هستند که میتوانید هر شب قبل از خواب آنها را بخوانید. این داستانهای درون مایه های جذابی مانند زندگی، عشق و مرگ دارند.

ویژگی‌های داستان کوتاه چیست؟

ویژگیهایی وجود دارند که براساس آنها می توان داستان کوتاه را تشخیص داد. اين ویژگی ها در داستان کوتاه کلاسیک بعد از جنگ دوم جهانی، شدیداً مشخص بود، اما در داستانهای کوتاه سی سال اخیر هم قابل تشخیص هستند. گرچه نویسندگان جوان، هميشه دقیقا شیوه و اسلوب کلاسیک را رعایت نمیکنند که به شرح زیر است:

داستان کوتاه قاعدتاً مقدمه ندارد، بلکه مستقیم وسط یک ماجرا یا یک موقعیت خاص می پرد که باید به تصویر درآید.
داستان به صورت مستقیم تعریف می شود و تمرکز روی موضوعات مهم است.
راوی حتی المقدور از تحلیل چشم پوشی می کند؛ ماجرای داستان باید خود تأثیرگذار باشد.
موضوع داستانها میتواند موقعیتها و اتفاقات زندگی روزمره از طریق تعریف (اکثرا دولایه) یک دیدگاه و شناخت تازه هم باشد. البته میتوانند موقعیتها و اتفاقاتی خارج از چهارچوب زندگی روزمره هم باشند. مصیبتهایی که زیر چتر زندگی روزمره کمین کردهاند، موضوعات محبوب و مورد علاقة داستان های کوتاه هستند.
داستان کوتاه در رابطه با زمان، فضا و اشخاص، اکثرا بسیار صرفه جو است. بیشتر مواقع فقط یک لحظه خاص را در یک مکان خاص بیان میکند که در آن اشخاص مدت درازی معرفی نمیشوند، بلکه بلافاصه وارد عمل میشوند.
داستان اکثر مواقع در پایان ساخته می شود؛ دیالوگ ها ابزاری رایج و مورد علاقه برای دستیابی به کوتاه و دقیقگویی و همچنین سرعت و هیجان هستند. اکثر داستان های کوتاه با همان صراحت و ناگهانی به پایان می رسند که آغاز شده بودند. گاهی هم با یک تغییر و چرخش غافلگیر کننده در داستان با یک نكتة قابل توجه تمام می شوند؛ خواننده خود باید با یک موضع گیری، ارزیابی یا شناخت، نتیجهی مورد نظر خود را بگیرد.

درباره‌ی کتاب آذرخش اثر هربرت شنیرله لوتس

این مجموعه محتوی بیست و یک داستان است که در مقایسه با اشکال دیگر داستاننویسی، آنها را داستان کوتاه میخوانند. اين داستانها نشانههایی دارند که برای حفظ شکل داستان کوتاه، ضروری هستند: جهشی غافلگیرکننده به وسط جریان داستان، تعریف مستقیم، انداختن نوری ناگهانی به یک وضعیت يا اتفاق، صرفهجویی در فضا، زمان و اشخاص، فشرده کردن اتفاقات همراه با افزايش هیجان و به پایان رساندن داستان با یک نقطه اوج یا باز گذاشتن انتهای آن.

معمولاً داستان از تجربیات یا مشاهدات شخصی برگرفته میشود. برای مثال داستان کوتاه «یک تکه از زندگی است» (وولف دیتریش شنوره). نوری ناگهانی چون آذرخش روی چیزی تابیده میشود و خواننده را هشیار میکند. داستان کوتاه، موضوعات خود را از زندگی روزمره و همچنین موضوعاتی میگیرد که میتوان آنها را شکافهای زندگی روزمره هم دانست. برای مثال عشق، خوشبختی، بدبختی، مصیبت، جنگ، خشونت، تعقیب و مرگ.

یعنی داستان کوتاه در مورد تمام موضوعات زندگی است؛ همین نکته در دستهبندی موضوعی مجموعه آذرخش هم رعایت شده است.

مروری بر داستان‌های کتاب آذرخش

داستان اول: کورن فلکس

داستان دوم: من، قرقی

داستان سوم: هر روز صبح

داستان چهارم: در آینه

داستان پنجم: وقت ناهار

داستان ششم: درست مثل گوگول

داستان هفتم: تمام سایهها تیره هستند

داستان هشتم: پسر بانمک وجود ندارد

داستان نهم: موی زیبای طلایی

داستان دهم: آدم ربایی

داستان یازدهم: روز عروسی

داستان دوازدهم: برادر رنگ پریدهی من

داستان سیزدهم: مرا ببخش

داستان چهاردهم: برلین، خیابان گورمان

داستان پانزدهم: حین فیلم...

داستان شانزدهم: دستور شلیک

داستان هفدهم: نامهای که به سختی قابل خواندن بود

داستان هجدهم: دوران ناامنی

داستان نوزدهم: فضای در حال آب رفتن

داستان بیستم: یک بار آمریکا

داستان بیست و یکم: دیگر هرگز

ترجمه‌ی کتاب آذرخش به فارسی

انتشارات نگاه کتاب آذرخش را با ترجمهی مهشید میرمعزی عرضه کرده و در اختیار علاقهمندان قرارداده است. مهشید میرمعزی مترجم آلمانی زبان ایرانی است. او در اول شهریور سال 1341 در شهر قزوین به دنیا آمد و تحصیلات مقدماتی خودش را در این شهر تکمیل کرد. او در سال 1364 به آلمان مهاجرت کرد و در دانشگاه اِسِن در رشتهی مهندسی فضای سبز به تحصیل مشغول شد. او در سال 1372 به ایران بازگشت و از آن زمان تاکنون به ترجمه ادبی مشغول است. مهشید میرمعزی با نشریات و مجلات زیادی مانند همشهری، همشهری داستان، بخارا، گلآقا و رودکی همکاری داشته است.

انتشارات نگاه یکی از ناشران قدیمی تهران محسوب میشود. نگاه با بیش از 40 سال فعالیت حرفهای صدها کتاب از ناموران و نوآمدگان عرصه فرهنگ و ادبیات چاپ و منتشر کرده است و همچنان این راه پرفرازونشیب را در صنعت نشر طی میکند. این انتشارات طی سالها افتخار داشته تا به شکل تخصصی ناشر آثار بزرگانی چون: احمد شاملو، سیمین بهبهانی، مرتضی راوندی، نیما یوشیج، شهریار، حسین منزوی، عماد خراسانی، یدالله رویایی، نصرت رحمانی، بزرگ علوی، محمدعلی افغانی، رضا براهنی، غلامحسین ساعدی …؛ و بسیاری دیگر از شاعران و نویسندگان معاصر باشد.

چرا باید کتاب آذرخش را خواند؟

کتاب آذرخش اثری مناسب نوجوانان و جوانان است. این کتاب با بیان داستانهایی زیبا خواننده را به خوانش بیشتر ترغیب میکند. به همین دلیل است که این کتاب میتواند هدیهی مناسبی برای این افراد باشد. کتاب آذرخش در دستهی کتابهای داستانهای آلمانی قرار دارد. کتاب آذرخش مناسب برای گروه سنی بزرگسال است. تعداد صفحات نسخهی چاپی کتاب 118 صفحه است که با مطالعهی روزانه 20 دقیقه میتوانید این کتاب را در 5 روز بخوانید. کتاب آذرخش حجم اندکی دارد و برای افرادی که وقت کافی برای خواندن کتابهای طولانی را ندارند و قصد دارند کتابی مختصر با موضوع داستانهای آلمانی را بخوانند مفید خواهد بود.

در بخشی از کتاب آذرخش می‌خوانیم

وقتی چاقو مقابلم باز شد، چندان تعجبی نکردم. چندین مرتبه پیش خود تصور کرده بودم که اگر خطر احتمالی مبدل به خطری واقعی شود و لحظهی مقابله برسد، چگونه خواهد بود و من چه رفتاری خواهم کرد. میخواستم خود را مسلط به وضعیت جلوه دهم. میخواستم با او حرف بزنم. می خواستم به او بگویم که موقعیتش را درک می کنم و زمانی خود جز افراد تحقیر شده و مورد توهین واقع شده بودهام و با خشم و ناامیدی او به خوبی آشنا هستم. من درناامنی شهرها بزرگ شده بودم، شورش را در خیابانهای برلین دیده بودم که یونیفورم پوشها با زنجیر به افراد بی دفاع حمله میکردند و کمی بعد از آتش بس در فرانسه، ناامنی را به چشم دیده بودم. من از اردوگاهی به مارسی فرار کردم و خود را در یک پناهگاه در منطقه عرب نشین پنهان کردم. شهر پراز افراد فراری از کشورهای مختلف بود و پلیس اغلب تمام خیابان ها را میبست و آنها را جست وجو می کرد.

پناهگاه مدرکی نداشت، بازداشت می شد. یاد گرفتم که از گوشهی چشم مراقب خیابان باشم و به محض اینکه کسی به سویم آمد که به نظرم مشکوک بود به ورودی خانهای پناه ببرم یا به داخل یک تراموای درحال حرکت بپرم. حال شکار در مقابل شکارچی، شبیه افرادی بود که در تعقیب بودند. یاد گرفتم که قاطی جمعیت شوم، در آن گم شوم و بگذارم از من حمایت کند. خیابان پناهگاه من بود. همچنان که جنگل پناهگاه حیوان وحشی در تعقیب است.

آنچه در بالا خواندید بررسی و نقد کتاب آذرخش اثر هربرت شنیرله لوتس بود.خرید و دانلود این اثر در همین صفحه امکان‌پذیر است. برای مطالعه‌ی دیگر کتاب‌ها در زمینه‌ی داستان‌های آلمانی می‌توانید به قسمت دسته‌بندی کتاب‌ها مراجعه و کتاب‌های این موضوع را یکجا مشاهده کنید.

مشخصات کتاب آذرخش

نظرات کاربران درباره کتاب آذرخش