- هنرمند دوبلور بدون قبر:
در قطعه هنرمندان آرامستان بهشت زهرای تهران، بینام و نشان بودن یک مزار جلب توجه میکند. در حال حاضر مزار این هنرمند دوبلور تنها با یک تابلوی موقتی مشخص میشود. این اثر در ابتدا ادای دین نویسنده است به تمام هنرمندانی که تا پایان عمر تنها زندگی کردند و بستگان درجه یک نداشتند.
- معجزهای به نام نویسنده شدن:
محمدرضا غفارینیا متولد ۲۸ مرداد ۱۳۶۱ در تهران است. او پس از گذراندن دانشگاه در کلاسهای داستاننویسی «سیامک گلشیری» فنون نویسندگی آموخت و اولین کتاب خود با عنوان «خاطرات مزاحم» را در سال ۱۳۸۸ به چاپ رساند. مرحوم لیلی کریمان، مترجم کتابهای دانیل استیل، (درگذشتهی ۳ خرداد ۱۴۰۰) نقش مهمی در معرفی او به جامعهی نویسندگی داشت. غفارینیا در مسیر نویسنده شدن، با دریافت پیشنهاد بسیار هیجانانگیر پرستاری از این هنرمند دوبلور (که به دلایلی از ذکر نام او معذوریم)، سرانجام در سال ۱۳۹۰ داستانی جذاب به نام "بازی گذشته" به رشتهی تحریر درآورد.
- محور اصلی روایت:
پیرنگ روایت و درونمایهها، طرح اصلاح اندیشهی راوی و بیان واقعیتی بزرگ در دلِ یک بازی بیپایان است؛ روایتِ هنر دوبله و پیشآمدهای ناخوشایند گذشته، ناپایداری حسها، پوچی تمام آرزوها و امیدها و سُست بودن مطلق شوکتهای این دنیا…
بخشی از داستان
خانهی ما دو اتاق داشت. پدر اسم یکی از اتاقها را گذاشته بود اتاق تمرین. همیشه درش را قفل میکرد. ورود به آن اتاق برای همه ممنوع بود. از سوراخ جاکلیدی نگاه میکردم. پدر با صدایی شبیه خوانندههای اُپرا حروف را بصورت کشیده و مقطع میخواند – به این میگفت کوک کردن صدا. در تاریکی اتاق زل میزد به صفحهی تلویزیون و به جای یکی از شخصیتهای فیلم حرف میزد. از این کار خوشم میآمد. پدر میگفت: «اسمش دوبله است.»
- دعوت به شنیدن:
نشر صوتی آوانامه نسخهی صوتی داستان بازی گذشته را با صدای آرمان سلطانزاده تولید و منتشر کرده است.