وقتی جوان بودم، پدرم داستان فردی را برایم تعریف کرد که چون به نوشیدنی سودا علاقه خاصی داشت، محصولی به نام تریآپ وارد بازار کرد و شکست خورد! ولی، دوباره دستبهکار شد و نام محصولش را فورآپ گذاشت، اینبار هم بازاری پیدا نکرد! بنابراین، اسم نوشیدنیاش را به فایوآپ تغییر داد و اینبار، تمام سعی و تلاشش را به کار گرفت تا شکست نخورد، ولی بازهم فروش نداشت! ازآنجاکه هنوز از نوشیدن سودا لذت میبُرد، یکبار دیگر با محصولی به نام سیکسآپ، شانس خود را امتحان کرد؛ اینبار هم موفق نبود! بنابراین، بهکلی این موضوع را کنار گذاشت!
چند سال بعد، فردی محصول جدیدی وارد بازار کرد به نام سونآپ که موفقیت بزرگی به دنبال داشت. در آن زمان، پدرم بارها و بارها این داستان را برایم تعریف میکرد، ولی چون جوان بودم، معنی حرف او را نمیفهمیدم! بعدها فهمیدم که منظورش این بوده است: هیچگاه نباید از تلاش کردن خسته شویم! هرگز آن داستان را فراموش نکردهام و هرگز هم تسلیم نشدهام! داستانیکه او تعریف میکرد، مناسب موقعیت من بود. اگر تصور میکنید که لازم است شما هم این داستان را بشنوید، آن را بارها برای خودتان تعریف کنید تا روحِ خواستارِ برنده بودن، بر شما غلبه کند!
«فقط دیوانهها انتظار دارند که همه چیز بر وفق مرادشان باشد! انتظار شکست داشتن به معنای منفعل بودن یا بازنده بودن نیست! انتظار شکست داشتن روشی است برای اینکه از لحاظ ذهنی و احساسی، خود را برای اتفاقات ناخواسته آماده کنید. اگر از لحاظ احساسی آمادگی داشته باشید، هرگاه اوضاع مطابق میل شما پیش نرفت، میتوانید با خونسردی و متانت عمل کنید. اگر خونسرد باشید، میتوانید بهتر بیندیشید.»