«المیزان فی تفسیر القرآن» که بیشتر با نام «تفسیر المیزان» شناخته شده است، یک تفسیر ترتیبی از قرآن است که توسط علامه سید محمدحسین طباطبائی به زبان عربی نوشته شده است. برای تفسیر قرآن دو شیوهی نگارش وجود دارد که روش رایج، تفسیر ترتیبی است که به ترتیب مصحف و تدوین سورهها و آیات قرآن انجام میشود. روش دیگر، تفسیر موضوعی است که در این روش تمام آیات و آموزههای قرآن در رابطه با یک موضوع خاص همراه هم بیان میشود.
علامه طباطبایی تفسیر خود را به روش قرآن به قرآن انجام داده است که معتقد است روش درست تفسیر قرآن همین شیوه است. در این روش مفسر چند آیه از یک سوره که دارای سیاق واحد هستند را ذکر میکند و به بیان وجوه اشتقاق و مباحث لغوی میپردازد. سپس در قسمت «بیان» با تفسیر آیه به آیه و تبیین مفاهیم ادامه میدهد. در پایان نیز بخشی تحت عنوان «بحث روایتی» وجود دارد که به روایات فرقههای مختلف و بررسی و نقد آنها اختصاص دارد. همچنین مفسر در خلال تفسیر، به تناسب موضوع، مباحثی تحلیلی-توصیفی با رویکردهای فلسفی، اجتماعی، تاریخی یا علمی مطرح میکند. با توجه به اندیشهی فلسفی علامه طباطبایی، تفسیر وی بر قرآن بیشتر رویکردی فلسفی مییابد. او با دقت نظر و تسلط شگفتی که بر قرآن دارد، بارها با قرار دادن آیات همسیاق در کنار یکدیگر، ضمن اقامهی دلایل عقلی و استشهاد به براهین قرآنی به تبیین مفاهیم و ذکر مصادیق آیات میپردازد.
یکی از مفاهیمی که در تفسیر قرآن اهمیت بسیار زیادی دارد مسئلهی ناسخ و منسوخ است. نیاز است تا کسی که قرآن را تفسیر میکند شناخت کافی از آن داشته باشد. ناسخ و منسوخ، دو دسته از آیات قرآن هستند: ناسخ، آیاتی هستند که پس از نزول جای حکم آیاتی را که قبلاً نازل شده و مورد عمل بوده میگیرند و منسوخ، همان آیات قبلی هستند که با نزول آیات ناسخ، زمان عمل به آنها پایان مییابد. سید محمدحسین طباطبایی ذیل بحث نسخ آیات توضیح میدهد که نسخ آیات از جنس تناقض احکام نیست بلکه از نوع تکمیل است.