"بیماری" را میتوان اینگونه تعریف کرد: "ناتوانی در انجام دادن طبیعی فعالیتهای فیزیولوژیکی با وجود فراهم بودن نیازهای تغذیهای و محیطی به میزان کافی". از لحاظ سنتی یک بیماری، با ترکیب اختصاصی از نشانههای بالینی و ناهنجاریهای آسیبشناسی و آسیبشناسیِ بالینی تعریف میشود، برای مثال پنومونی با ترکیبی از تب، سرفه، افزایش تعداد تنفس، صداهای غیرطبیعی ریه، حضور اکسودای التهابی در مخاط نای، شواهد رادیوگرافی از ناهنجاریهای ریه، تابلوی گلبولهای سفید (لوگرامِ) حاکی از التهاب و ضایعاتِ مشخص ریه در بازرسی پساز مرگ تعریف میشود. اگر این تعریف مورد قبول باشد، نهتنها دامی که بیماریِ بالینی دارد، در حیطهی این تعریف قرار میگیرد بلکه آن دامها یا گلههایی که از نظر بالینی بیمار نیستند ولی عملکرد مورد انتظار را ندارند، نیز در این محدوده قرار خواهندگرفت، برای مثال توله خوکهایی که میزانِ رشد کمتر از حد عادی دارند، اسبهایِ ورزشکار که در فعالیتهای مورد انتظار ناتوان هستند یا دامهایی که در میزانِ فعالیت تولیدمثلی قابل انتظار، ناتوان هستند، در این گروه قرار میگیرند. از آنجا که دامپزشکان با اسبها و دامهای مولّد غذا سر و کار دارند، از آنان انتظار میرود که قادر به شناسایی دامهای مبتلا به ضایعات آسیبشناختیِ خاص یا کمبودهای متابولیکی، بیوشیمیایی یا تغذیهای که منجربه علایم بالینی مشخص مثل تب، سختی تنفس (دیسپنه)، تشنج یا لنگش میشوند، باشند. این همان دامپزشکی سنتی است که تقلیدی از پزشکی میباشد. ولی گاهی لازم است بیماریهایی را مورد بررسی قرار دهیم که صاحب دام آنها را بهعنوان کاهش عملکرد یا عدم حصول هدفهای از پیش تعیین شده تلقی میکند. این موارد لزوماً بیماریهای تحتبالینی نیستند بلکه بیماریهای بالینی قابل تشخیصی هستند که احتمالاً فقط بهصورت کاهش عملکرد و نامقرونبه صرفه بودن، مثل کاهش ضریب رشد، خودنمایی میکنند و فاقد هرگونه نشانهی بالینی خاص دستگاهی از بدن هستند. در برخی از موارد دیگر ممکن است صاحب دام متوجه هیچ اختلالی نشود مگر اینکه میزان تولید دام از جمله تولید شیر یا ضریب رشد در هر روز محاسبه شود.