عذرخواهی یک دقیقهای داستان رئیس شرکتی است که مرتکب اشتباهی میشود که ما اغلب همانند آن را در عناوین روزنامهها مشاهده میکنیم.
اغلب این سؤال برای ما مطرح میشود که چطور ممکن است افراد تیزهوش و زیرک و ظاهرا موفق از مسیر اصلی خارج و مرتکب اشتباهاتی شوند و آنچه را واقعا مهم و حائز اهمیت است، فراموش کنند. آنان میتوانند اشتباه خود را با اعتراف به آن و عذرخواهی بابت آنچه انجام دادهاند و تغییر در رفتارشان، بهراحتی رفع و رجوع کنند، ولی چنین نمیکنند و موقعیت خود را دشوارتر میسازند.
اگر کمی در زندگی افراد دقت کنیم، متوجه میشویم که موقعیتها و شرایطی که به آنها بیتوجهی شده است و تصحیح نشدهاند، اغلب بدتر میشوند. با وجود این، چند نفر از ما میتوانیم خودمان را در این داستانها و ماجراها ببینیم، حتی اگر دارای موقعیت و شرایطی مشابه با آنان نباشیم یا مرتکب اشتباهاتی همانند آن نشده باشیم؟ چرا که همهی ما به نوعی مرتکب اشتباه شدهایم.
در داستانی که میخوانید، متوجه خواهید شد که میتوانید در کار یا زندگیتان چه کار کنید تا بفهمید چه موقع مرتکب اشتباه شدهاید و از کسانی که به آنها آسیب رساندهاید، عذرخواهی کنید، بهطوریکه موقعیتی بد و ناخوشایند به وضعیتی بهتر تبدیل شود.
مسائل مهمتر و مؤثرتری بیش از داشتن عقل سلیم، خرد و دانایی، جرئت و قدرت پذیرش اشتباهی که مرتکب شدهاید، وجود دارد تا بتوانید مسائل را تصحیح کنید و بهبود بخشید.