دسته‌ بندی
Loading

چند لحظه ...
بیرونِ در

بیرونِ در

نسخه الکترونیک بیرونِ در به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف salam این کتاب را در اولین خریدتان با «۹۰٪ تخفیف» بخرید!

درباره بیرونِ در

رفت بیرون و چراغ‌ها خاموش شد. خیلی ناگهانی. مانده بودم نشسته روی مبل. اول خیلی عادی به ‌نظر نمی‌رسید. همان‌ جا و همان‌جور نشسته ماندم. پس چرا خودش نمی‌آمد؟ او که می‌دانست من تنها نشسته‌ام روی مبل. بی‌آشنا نسبت به همه‌چیز و هیچ‌چیزِ مکانی که در آن واقع شده بودم. همان ‌جا باید می‌ماندم بی‌آن‌که منتظر چیزی یا شخص خاصی باشم ــ نگاه به بازگشتِ او داشتن در تاریکی که نمی‌توانست اسمش انتظار باشد! خواهد آمد و این اتفاق خاصی نبود. اما تا بیاید من چه می‌توانستم بکنم؟ پرده‌ها کشیده بود. هیچ روزنی ــ باریکه یا شکاف نازکی ــ به بیرون نداشت. وقتی وارد شدم متوجه پرده‌های قهوه‌ای شده بودم. حالا می‌دانستم نسبت به جایی که من نشسته بودم پرده‌ها سمت راست شانه‌ام قرار دارد. شاید اگر هنگام ورود پرده را اندکی کنار زده بود، ممکن می‌شد به بیرون نظری کرده باشم و حالا بتوانم تصور کنم و احتمالاً تشخیص بدهم در کدام ناحیه‌ی شهر هستم. اما او این کار را هم نکرده بود. نشسته ـ نانشسته رفته بود سراغ پیشخوان آشپزخانه و شروع کرده بود به درست کردن قهوه. شاید بشود گفت عمل آوردن قهوه. می‌گویم عمل آوردن، چون حدس می‌زدم پیشخوان کنار سینک ظرف‌شویی باشد و او رو به دیوار داشت قهوه آماده می‌کرد؛ و تا قهوه آماده نشد و دو فنجانِ لاجوردیِ قدیمی را لب‌خالی از قهوه نکرد، برنگشت بنشیند آن‌سوی میز، مقابل روی من. آمد با دو فنجان قهوه بر یک سینی کوچک برنجی. سینی را گذاشت روی میز با قند و یک قاشق چای‌خوری... -از متن کتاب-

ادامه...

مشخصات بیرونِ در

  • ناشر نشر چشمه
  • قیمت نسخه چاپی قیمت نسخه چاپی ۳۰,۰۰۰ تومان
  • تاریخ نشر ۱۳۹۸/۰۱/۰۱
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.86 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۴۳ صفحه
  • شابک

نظرات کاربران درباره بیرونِ در

عالی
در ۲ ماه پیش توسط 917...418 ( | )
مسخره ترین کتابی که خوندم
در ۱ ماه پیش توسط مونا عرب ( | )