Loading

چند لحظه ...
وام دماغ

وام دماغ
مجموعه داستان طنز

نسخه الکترونیک وام دماغ به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۵۰٪ تخفیف یعنی ۴,۰۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

درباره وام دماغ

آن روز آقا نصرت و همدم خانم روی ایوان خانه نشسته بودند، چایی می‌خوردند و از جوانی‌شان که سرشان شلوغ بود و بچه‌ها دورشان پرسه می‌زدند صحبت می‌کردند. آن روز از آن روزهایی بود که مهر و محبت آن دو گُل کرده بود و بگو مگو و کل کل و قهر و داد و بیداد یادشان رفته بود. همدم خانم آهی کشید و گفت: «هی... پیر شدیم و بچه‌ها از دور و برمون رفتند. آخرش هم به آرزوهامون نرسیدیم.» ـ ای بابا! کی به آرزوش رسیده که ما دومی‌اش باشیم. ـ هی... کجایی مرد؟ خیلی از آدم‌ها به آرزوهاشون رسیدن و کامروا شدند. فقط ما باید ناکام از دنیا بریم. ـ حالا کی گفته که تو می‌خواهی از دنیا بری؟ تا حالاش که عمر نوح داشتی. از حالا به بعد هم عمر حضرت خضر پیدا می‌کنی. ـ بازم تو شروع کردی به مسخره کردن؟ همه‌ی آدم‌ها باید برن. خود تو هم همین طور. تازه من ده سال از تو کوچیک‌ترم.

ادامه...

مشخصات وام دماغ

نظرات کاربران درباره وام دماغ