Loading

چند لحظه ...
رادیکالیسم اسلامی در ایران معاصر

رادیکالیسم اسلامی در ایران معاصر

نسخه الکترونیک رادیکالیسم اسلامی در ایران معاصر به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۵۰٪ تخفیف یعنی ۶,۰۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

درباره رادیکالیسم اسلامی در ایران معاصر

دهه بیست شمسی، اسلام‌گرایی با رویکردی جدید و با تقویت نقش دین به صحنه سیاست ایران آمد. این بار نه علمای درجه اول، بلکه جوانان مذهبی -‌ حوزوی و غیرحوزوی- کنش‌‌گران اصلی این حرکت بودند. آن‌ها سعی در سیاسی‌کردن دین به منظور پیشبرد اهداف خود داشتند. در‌واقع اسلام‌گرایی در این اندیشه طیف گسترد‌ه‌ای از پیدایش یک ذهنیت اسلامی تا تلاشی تمام عیار برای بازسازی جامعه مطابق با اصول اسلامی را در بر می‌گرفت. در این بین، ‌گروهی با اتخاذ رویکردی عمل‌گرایانه تفسیری آزادانه در دین را ابداع نموده و به مقاومت شدید اندیشیدند. آن‌ها با بازخوانی جدید از نصوص اسلامی و توجه زیاد به قرآن به‌عنوان مهم‌ترین نص اسلامی، بر اجرای کامل شریعت تأکید نمودند. «جمعیت فدائیان اسلام» به رهبری سید ‌مجتبی نواب صفوی نماد اجتماعی این سنت فکری بود که نقطه مقابل رئالیسم یا واقع‌گرایی موجود در اسلام حوزوی دهه ۱۳۲۰ قرار گرفت و سنت فکری به نام رادیکالیسم اسلامی شکل دادند. اجتماع فدائیان اسلام از نظر تیپولوژی، خاص جامعه ایران بود. پایگاه طبقاتی آن‌ها در درون هیأت‌های مذهبی، شاگردان بازاری و برخی از قشرهای اجتماعی از جمله «لوطی‌ها» بود. میانگین سن آن‌ها در زمان تاسیس جمعیت بیست و یک سال بود. ادبیات گفتاری و حتی نوشتاری‌شان، مملو از استعاره‌های ‌نمادین در خصوص عدالت و رفع‌تبعیض و اجرای احکام شرع بود. آن‌ها در سنت فکری خود، اسلام را به‌عنوان یک آلترناتیو ایدئولوژیک نیرومند تفسیر نمودند که برای همه ابعاد زندگی برنامه داشت. تفسیر آن‌ها از رابطه‌ی دین و سیاست عبور از مرجعیت، پیوند رهبری مذهبی و سیاسی، ترور (جهاد دفاعی) در اسلام و وحدت اسلامی ابداعی نو بود. به نحوی که نه از نظارت دین بر سیاست بلکه از حضور دین در حکومت سخن راندند و مانیفست خود را (رساله‌ی رهنمای حقایق) براین اساس ارائه کردند. حزب ملل اسلامی، هیأت‌های مؤتلفه اسلامی در دهه ۱۳۴۰ و بعدها حزب جمهوری اسلامی میراث‌داران آن‌ها بودند. هدف این کتاب بررسی ظهور این سنت فکری‌، مکانیزم تفسیری و عقلانیت آنها، ارتباطش با دیگر سنت‌ها، بحران‌ در این سنت فکری و احیاء مجدد آن در میان دو نیروی مذهبی مهم دهه‌ی چهل (هیأت‌های مؤتلفه اسلامی و حزب ملل اسلامی) می‌باشد. در این راستا کوشش شده است با استفاده از روش‌شناسی اجتماع‌گرایی مراحل پنج‌گانه فوق بررسی گردد. این روش‌شناسی با تاکید بر عقلانیت محیطی فرصت بومی اندیشی را فراهم می‌کند. این کتاب در اصل، رساله دکتری نگارنده در دانشگاه تهران بوده است. مایلم از تمام کسانی که در این راه به من کمک کرده‌اند تشکر کنم. بویژه استاد فرهیخته‌ام دکتر داود فیرحی به سبب راهنمایی‌های بسیار ارزشمند و تشویق‌های مداوم که توجه و علاقه‌ی دانشجویان علوم‌سیاسی را به دروس اسلامی و تحولات معاصر ایران جلب کرده است. ایشان بار دیگر پس از مرحوم دکتر حمید عنایت توجه به اندیشه‌های اسلامی ـ ایرانی را احیاء کرد. استاد فیرحی با حوصله و تواضع بسیار، تمام مراحل این پژوهش را راهنمایی کردند، سخاوتمندانه یاریم نمودند و همواره در انتظار انتشار این اثر بودند. از اساتید گرانقدر دکتر حمید احمدی و دکتر صادق زیباکلام سپاسگزارم که ضمن قبول مشاوره این پژوهش، منت نهادند و با مطالعه دست‌نوشته‌های اینجانب راهنمایی‌ها و توصیه‌های ارزنده‌ای داشتند. آن‌ها مشوق دانشجویان در توجه به ایران و نگاه بومی به تاریخ کشور از طریق بازشناسی اسناد هستند و پیوسته سعی در شکستن قالب‌های کلیشه‌ای ذهن دانشجویان‌ دارند. با سپاس از اساتید داور، جناب آقایان دکتر زرگری‌نژاد، دکتر نقیب‌زاده، دکتر گل‌محمدی و دکتر خلیجی. این رساله در نگاهی متفاوت با دیدگاه دکتر زرگری‌نژاد به نگارش درآمد. او همواره منتقد من بود. دکتر احمد گل‌محمدی پیوسته برای خواندن این اثر در هر مرحله‌ای اظهار علاقه نموده، صبر وحوصله به خرج ‌دادند. ایشان مجموعه اسناد فدائیان اسلام را تدوین و منتشر کرده بود. از دوستان نادیده‌ام دکتر محمد‌علی حسینی‌زاده، دکتر سید ‌محسن آل‌غفور و دکتر عبدالوهاب فراتی که به نوشته‌های آن‌ها از طریق دکتر ‌فیرحی دسترسی یافتم نهایت سپاس را دارم. دکتر روح‌الله بهرامی، سخاوت‌مندانه اسناد نخست‌وزیری فدائیان اسلام را در اختیارم گذاشت. همچنین باید از دیگر اساتید و دانشجویان تاریخ و علوم سیاسی، مجموعه اداری کوی دانشگاه تهران که بیش از دوازده سال مرا همراهی کردند تقدیر فراوان داشته باشم. حضور من برای گذراندن خدمت سربازی در مرکز اسناد انقلاب‌اسلامی فرصتی فراهم آورد تا از نزدیک با آرشیو ارزشمند این مجموعه آشنا شوم و مجموعه تاریخ شفاهی آنجا را به دقت وارسی کنم. شروع تحقیق در خصوص این موضوع با تدوین اسناد تصویری فدائیان اسلام از آنجا شروع شد. در آنجا دوستانی یافتم که پیوسته مدیون آن‌ها خواهم بود و از آن طریق با سایر مراکز اسنادی و مجموعه‌های تاریخ شفاهی آشنا شدم. این اتفاق منجر به تجدیدنظر اساسی در آموزه‌های صرفا نظری و غربی علوم سیاسی من شد و مرا در نوشته‌هایم به دنبال اسناد، خاطرات و کتب تحلیلی اصیلی برد که دانشجویان علوم سیاسی کمتر با آن آشنا هستند. در این حوزه باید از دکتر غلامرضا خواجه سروی، دکتر اشرفی، آقای کردی‌، آقای میردار و آقای بسطامی نهایت سپاس داشته باشم. آن‌ها فرصت پژوهش را در این مجموعه با واگذاری پروژه‌هایی برای اینجانب فراهم کردند. آشنایی من در این بین با رضا مختاری ‌اصفهانی و داود قاسم‌پور از محققان تاریخ معاصر ایران غنیمتی بود که تا کنون ادامه دارد. برگ برگ این نگاره را با آن‌ها در میان می‌گذاشتم و تصحیح می‌کردم. حضور در گروه علوم سیاسی دانشگاه شیراز و مصاحبت با دکتر فرهاد قاسمی، دکتر بهرام اخوان‌کاظمی، دکتر سید جواد صالحی و دکتر سردارنیا باعث بررسی مجدد برخی گزاره‌های این پژوهش شد. همچنین باید از برادران، خواهرانم و خانواده محترم‌شان، همکاران نازنینم در سازمان سرمایه‌گذاری و کمک‌های اقتصادی و فنی ایران، کارشناسان اسناد و کتابخانه مرکز اسناد انقلاب‌اسلامی، سازمان اسناد ملی، مرکز اسناد ریاست جمهوری، مؤسسه یاد و بازماندگان ‌محترم فدائیان اسلام یادکنم. بازماندگان فدائیان اسلام همواره با روی باز مرا می‌پذیرفتند و حتی به سؤلات انتقادی من پاسخ می‌دادند. خانم نیره احتشام‌رضوی همسر مرحوم نواب صفوی اطلاعات گرا‌ن‌قدری در اختیارم نهاد. اسدالله صفا از ارتباط داش‌مشتی‌ها و لوطیان با فدائیان اسلام گفت و مرحوم عسکراولادی از تاثیرپذیری خود از این سنت فکری یاد کرد. مرحوم عزت‌الله سحابی از آن‌ها به احترام یاد می‌کرد. آن‌ها همواره منتظر انتشار این اثر بودند. این فرصت را دانشگاه مفید برای اینجانب فراهم کرد. باید از مدیر محترم انتشارت جناب آقای ابوالفتحی و سایر همکارانشان نهایت سپاس را داشته باشم. از همه این عزیران بابت کاستی‌های این کتاب پوزش می‌طلبم. ابراهیم عباسی

ادامه...

مشخصات رادیکالیسم اسلامی در ایران معاصر

نظرات کاربران درباره رادیکالیسم اسلامی در ایران معاصر